تباني و تباهي در فوتبال ايران

اين روزها راهيابي ايران به جام جهاني فوتبال 2014 برزيل ، يک تلنگري هم به فوتبالي هاي ايران زده و موضوع

 فوتبال داغتر از گذشته در محالفل ورزشي و غير ورزشي دنبال ميشه ، اما اين اهميت و تب فوتبال در مسابقات

و بخصوص در ليگ فوتبال حرفه اي ايران تاثيرات منفي هم داشته . يکي از تاثيرات منفي اين پديده ( رفتن ايران به

 جام جهاني ) حساسيت بيش از حد مسابقات و تلاش سرمربيان تيمها براي برد و خودنمايي بازيکنان در ليگ 

براي قرار گرفتن در ترکيب تيم ملي ايرانه. سرمربياني که در سالهاي گذشته خيلي خونسرد و همانند جنتلمن 

هاي اروپايي در کنار زمين تيمشون رو هدايت مي کردن اين روزها خيلي حساس و عصبي به نظر ميرسن ، نمونه 

بارز اون آقاي سوبله چوبله و يا همون پرويز مظلومي که سرمربي مس کرمانه و در بازي تيمش در اعتراض به

 داوري بازيکنانش رو از زمين بيرون کرد و از زمين اخراج هم شد. 

و يا چند وقت پيش بود که علي دايي در صحبتهاي جنجاليش عليه محسن قهرماني داور بازي سپاهان - 

پرسپوليس مبني بر گرفتن رشوه توسط داوران هياهويي در جامعه برپا کرد که اين حرکات نشان دهنده 

خلق شدن نوعي تنش در بازيهاي ليگ برتر ايرانه که اگر اين مسئله را ريشه يابي کنيم به حساسيت جام جهاني

و بنوعي فوتبال براي ايرانيان مي رسيم که اين مسئله موجب شده تنشها افزايش يابد البته نبايد از موضوع 

فساد و تباني در فوتبال ايران هم غافل شويم . 

اگر سرمربي همانند علي دايي که داراي حسن شهرت است با همه توان پشت اين ماجرا ايستاده و حيثيت خود

 را در گروه اين ادعا قرار داده و کسي است که از بطن فوتبال  ايران رشد کرده و انصافا هم تاکنون سالم بوده ،

 نيازمند بررسي دقيق اين موضوع از سوي مسئولان ورزشي و  غير ورزشيه. نه اينکه بجاي مبارزه با تباهي و تباني

 در فوتبال ، کسي را که مدعيست و به او ظلم شده را جريمه  و محکوم کنيم تا بدين ترتيب بي قانوني را نه تنها 

در ورزش بلکه در جامعه نيز رواج دهيم و دهان هر مورد ظلم واقع شده را به هر مصلحتي ببنديم.         



     

يادت بخير رفيق ........

امروز حالم خيلي گرفته شد بعد از سالها خبردار شدم يکي از همکلاسيهام تو

 دانشگاه تهران که عضو سپاه پاسداران شده بوده تو سيستان و بلوچستان شهيد

 شده . با شهرام زلفي چهار سال رفيق و همکلاسي بودم و تو اين سالها هيچ وقت

 فکرش رو هم نمي کردم که يک روزي بره سپاه و بعد شهيد بشه . بچه درسخوان 

بود بچه پايين شهر خودمون تهرون ، دوست و رفيقي بود کاملا قابل اعتماد و صميمي

و دوست داشتني و هميشه خنده رو .

                                                     ......يادت بخير ....... 


چکيده پايان نامه کارشناسي ارشدم.....

چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسي روابط تركيه و اسرائيل بعد از روي كار آمدن اسلامگرايان در تركيه و رسيدن به اين  كه تا چه ميزان اين روابط بر امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران تاثير گذار خواهد بود مي باشد. مناسبات سياسي و اقتصادي و نظامي ميان آنكارا و تل آويو توجه محافل سياسي كشورهاي منطقه و فرا منطقه اي را فراهم آورده است. علت توجه را مي توان در روابط دو كشور كه از حوزه هاي سياسي و اقتصادي صرف خارج شده و به حوزه هاي نظامي و امنيتي تسري يافته و همچنين در مخالفت كشورهاي منطقه و نارضايتي افكار عمومي مسلمانان مشاهده نمود. شايد اتكا به مفهوم منافع مشترك كاربردي ترين متدلوژي براي بيان و تشريح اتحاد مزبور باشد. هدف نوشته حاضر اين ست كه با محور قراردادن منافع مشترك به تبيين و تشرح اهداف و پيامدهاي ا تحاد استراتژيك تركيه و اسرائيل در حوزه هاي مختلف بپردازد تا نيل به دركي واقع بينانه از انگيزه هاي اساسي و انتظارات سياستگذاران دو كشور را در پيش گرفتن سياست همكاري و اتحاد استراتژيك ميسر سازد. از آنجا كه مقابله با سياست هاي اصول گرايانه ايران خود يكي از محرك هاي اصلي نزديكي تركيه و اسرائيل به يكديگر است و با توجه به ضرورت اتخاذ سياستي مناسب در قبال تحولات خاورميانه به ويژه كشورهاي همسايه از جانب نخبگان سياسي حاكم به منظور حفظ امنيت ملي ايران كالبد شناسي عميق تر روابط تركيه و اسرائيل خصوصاً‌ پيمان نظامي امنيتي 1996 و نگرش به زواياي مختلف آن حائز اهميت است. اما با روي كار آمدن حزب عدالت و توسعه در انتخابات سال 2002 تركيه در جهت گيري‌هاي سياست خارجي اين كشور تغييراتي به وجود آمد. احمد داوود اوغلو، مغز متفكر سياست خارجي تركيه در اين دوران دكترين عمق استرتژيك را در سياست خارجي اين كشور مطرح و اجرايي كرد. هدف اصلي اين دكترين تعامل فعال تركيه با تمام سيستم هاي منطقه اي در تركيه محسوب مي شد. در اين زمينه تركيه در صدد به صفر رساندن مشكلات خود با همسايگان بر آمد.

 

 به تبع اين موضوع روابط تركيه و اسرائيل نيز تحت تاثير قرار گرفت. چرا كه اعراب و ايران نسبت به روابط تركيه و اسرائيل حساسيت داشتند. هر چند اين روابط پابرجا ماند ولي در سالهاي اخير به مرور به سردي گرائيده است. از نمونه هاي تغيير جهت گيري تركيه نسبت به اسرائيل در اين دوران تعليق تمرينات نظامي مشترك تركيه و اسرائيل بود كه ازسال 2001 صورت مي گرفت.

اردوغان در سال 2009 اين تمرين هاي نظامي مشترك را در اعتراض به حملات اسرائيل به غزه به حالت تعليق در آورد. در اين راستا تركيه در سالهاي اخير به بهبود روابط خود با كشورهابي عربي و اسلامي و از جمله ايران اقدام كرده است. روابط ايران و تركيه به خصوص در سالهاي اخير از رشد قابل توجهي برخوردار بوده است. سفرهاي مداوم مقامات دو كشور و نقش تركيه در ميانجي گري در مسئله هسته اي ايران و هدف گيري براي افزايش مبادلات اقتصادي به بيش از 30 ميليارد دلار، نمونه اي از اين نزديكي به شمار مي آيد.

 نزديكي تركيه به ايران براي اسرائيل قابل پذيرش نبوده و اين مسئله شكاف تركيه و اسرائيل را پر رنگ تر كرده است.با اين وجود تركيه با حفظ رابطه خود با  اسرائيل، تلاش مي كند از اسرائيل در روابطه خود با مجموعه غرب به عنوان يك كارت بازي استفاده كند. در واقع تركيه امروزي سعي در ايجاد توازن در روابط خود با غرب از يك سو و شرق و خاورميانه از سوي ديگر دارد. به هر حال آنچه كه در يك دهه گذشته در سياست خارجي تركيه رخ داده و در مقايسه با دهه 1990 ، تركيه از اسرائيل فاصله گرفته است و موجب كاهش جايگاه اسرائيل در منطقه و در نتيجه داراي پيامدهاي مثبت براي ايران بوده است كه ايران مي تواند از اين فرصت براي حل مشكلات سياست خارجي خود استفاده كند.

Abstract

The aim of this study was to examine the relations between Turkey and Israel after Islamists gained power in Turkey and impact of National Security Affairs of the Islamic Republic of Iran. Political, economic and military relations between Ankara and Tel Aviv region and the region's political circles provided Political and economic relations between the two countries that are outside the realm of military and security spending has increased. This is due to the opposition of public discontent in the Muslim countries of the region can be seen. Perhaps the most practical methodologies relying on the sense of common interest is to describe the alliance. The aim of this thesis is to define the axis of the common interests and goals and demonstrate outcomes in different areas of the Turkish-Israeli strategic alliance Realistic understanding of the underlying motivations and expectations of policy makers in the two countries for cooperation and strategic alliances provide The principle of realistic policies to confront Iran, Turkey and Israel are close to each other, one of the key drivers of Anatomy essential deepening Israeli-Turkish relations is important, especially in military security pact between the two countries and the different angles of view To adopt appropriate policy toward the Middle East developments, particularly from neighboring countries in order to protect the national security of Iran's political elites With the creation of the Turkish Justice and Development Party in the 2002 elections, there was a change in its foreign policy orientation. Ahmet Davudoglu , Turkey's foreign policy in the brain during the strategic depth doctrine of foreign policy and the executive. The main purpose of the doctrine of active engagement with Turkey in Turkey is the regional system. In this context, Turkey wants zero problems with its neighbors to come over Consequently, the issue of Israeli-Turkish relations were also affected. Turkey and Israel because of Arab-Iranian relations were sensitive. However, these relationships remained stable over time, but in recent years has turned to cold. Changing the sample orientation with respect to Israel, Turkey, the Turkish-Israeli joint military exercises that were suspended during the year 2001 was made erdogan joint military exercises in 2009 in protest against the Israeli attacks on Gaza suspended. In this regard, Turkey in recent years to improve its relations with Arab and Islamic countries including Iran action has Iran and Turkey in particular has enjoyed significant growth in recent years. Frequent trips between the two countries and the role of the Iranian nuclear issue and Turkish mediation efforts to increase economic exchanges more than $ 30 billion, is one example of these intercourse Turkey's proximity to Iran is not acceptable to Israel, and this gap has deeper relations between Turkey and Israel.

However, Turkey maintained its relationship with Israel, Israel tries its relationship with the West as a card game to use 

  Turkey today is actually trying to create a balance in its relations with the West and the Middle East on the one hand and the other hand is.

What in the past decade compared with the 1990s, Turkish foreign policy has occurred Turkey show Israel and this is the position of Israel in the region has decreased And the results have been positive consequences for Iran is that Iran could use this opportunity to solve the problems of its foreign policy..

 

بزودي دوباره ميام اما ميخواهم بنويسم


پايان تقويم ماياها و حوادث عجيب ، توهم يا واقعيت .........

 نزديک شدن به تاريخ بيست و يکم دسامبر دو هزار و دوازده که طي آن بسياري بر اساس اعتقاد به پيش

بيني ماياها تصور مي کنند پايان جهان فرا مي رسد مرکز ملي مطالعات علمي فرانسه اين پيش بيني ها را

شايعه دانسته و با پخش تصاويري ويدئويي محاسبات قوم مايا را توضيح داده .  در اين مستند علمي آمده 

است تاريخ بيست و يکم دسامبر آغاز فصل زمستان است همين و بس. يکي از اسنادي که به پايان جهان 

اشاره دارد لوح خورشيد ازتک است. در اين لوح که نوعي تقويم باستاني به شمار مي رود به هيچ وجه تاريخ

مذکور يعني بيست و يکم دسامبر دو هزار و دوازده قيد نشده و براي انطباق تاريخ محاسباتي ازتک ها با تاريخ 

معاصر، از روش پيچيده اي استفاده مي شود اما در حقيقت بخشي از لوح که مربوط به پايان متن است از بين

رفته و همين مسئله موجب شکل گيري انواع شايعات شده است. ماياها هرگز پايان جهان را پيش بيني نکرده 

بودند بلکه از پايان چرخه اي پنج هزار ساله صحبت مي کردند که در اين تاريخ خاص نقطه آغاز چرخه اي ديگر

بوده است. 

10 حقیقت جالب در مورد تمدن اسرارآمیز مایا!! (+تصاویر)

 10 حقیقت جالب در مورد تمدن اسرارآمیز مایا!! (+تصاویر)
قربانی کردن انسان برای اهداف مذهبی و یا پزشکی یکی از موضوعاتی است که اکثر مردم در مورد مایاها می‌دانند- اما آنچه اغلب مردم نمی‌دانند این است که آنها هنوز هم قربانی می‌کنند. اما...
 
گفته شده که مایاها تمدنی نیمه آمریکایی هستند که تنها با خط کاملا پیشرفته پیش از کلمبیایی شناخته می‌شدند، در زمینه هنر، معماری و تجهیزات نجومی ‌و ریاضیات نیز شهرت داشتند. تصورات اشتباه خیلی زیادی در مورد تمدن مایا وجود دارد و این فهرست مطمئنا خط بطلانی بر حداقل یک یا دو مورد از این اشتباهات خواهد کشید. علاوه براین در این متن حقایقی که شما هیچ وقت در مورد تمدن مایا نمی‌دانستید در اختیارتان می‌گذاریم.

1. راز باستانی
 
تمدن مایا

حقیقت: هیچ کس واقعا نمی‌داند که چه چیزی باعث نابودی فرهنگ مایا شد.
به خاطر دلایلی که هنوز هم مورد بحث اند، مناطق اصلی زندگی مایا که در سطحی پایینتر از زمین اصلی قرار داشت به مرور و در طول قرون 8 و نهم شیب بیشتری پیدا کرد و پس از آن کم کم رو به نابودی رفت. این ادعا با نوشته‌های تاریخی و سازه‌های معماری در مقیاس بزرگ پیوند دارد. تئوریهای غیر اکولوژی در مورد نابودی مایا به چندین زیر گروه در یک رده، مثل زیاد شدن جمعیت، تاراج خارجیها، شورش و طغیانهای محلی و فروپاشی مسیرهای تجاری  دسته بندی می‌شوند. فرضیه‌های اکولوژی شامل حوادث طبیعی، ‌بیماریهای واگیردار وتغییرات آب و هوایی می‌شوند. حالا دلیل و شاهدی دال بر افزایش جمعیت اضافه بر ظرفیت محیط بوده که موجب فرسودگی پتانسیل‌های زراعتی و شکار بیش از اندازه حیوانات می‌شده و همین عامل نابودی تمدن مایا را تضمین می‌کرده است. برخی از محققین به تازگی استدلال کردند که خشکسالی 200 ساله شدید و سختی منجر به سقوط و فروپاشی تمدن مایا شده است.
 
2. زندگی ادامه دارد...

 

 تقویم مایا

 
حقیقت: تقویم مایایی پایان جهان را پیشگویی نمی‌کند.
اول از همه اینها باید بگوییم که مایاها فقط یک تقویم ندارند بلکه آنها تقویمهایی دارند که با هم ارتباط دارند. در افسانه‌هایی گفته شده که در این تقویم long count  (که در بالا آورده شده) زمان به پایان رسیدن جهان مشخص شده است.
طبق افسانه‌های مایا ما در جهان چهارم یا جهان «آفرینش» که در افسانه‌ها ازش صحبت شده زندگی می‌کنیم. در تقویم long count آخرین خلق یا آفرینش در 12.19.19.17.19 به پایان می‌رسد. که این سلسله مراتب دوباره در 20 دسامبر 2012 اتفاق می‌افتد. طبق این گفته مایاها الان زمان جشن بزرگ به خاطر رسیدن به انتهای چرخه آفرینش فرا رسیده است. این سخن به معنی رسیدن به پایان جهان نیست بلکه منظور از این جمله شروع یک عصر جدید است. مگر 31 دسامبر هر سال پایان جهان محسوب می‌شود؟ خیر- ما در این روز وارد سال جدیدی می‌شویم. این مساله شبیه دوره‌های آفرینشی تمدن مایاست. درحقیقت مایاها ارجاعهای زیادی به تاریخهایی دارند که بعدها در سال 2012 رخ می‌دهد. در حقیقت نظریه پایان یافتن جهان در سال 2012 (باتوجه به افسانه مایایی) را اولین بار خوزه آرگیولس سال 1987 در کتابش به نام The Mayan Factor: Path Beyond Technology مطرح کرد.
 
3. آخرین قلمرو حکومتی مایا
 
تمدن مایا
 
حقیقت: آخرین حکومت تمدن مایا تا سال 1697 وجود داشت.
شهر جزیره‌ای  تایاسال مکان آخرین پادشاهی مستقل تمدن مایا محسوب می‌شد و برخی از کشیشان اسپانیایی تا سال 1969 با مسالمت و آرامش آخرین پادشاه ایتزا یعنی کانک Canek را ملاقات و موعظه می‌کردند. پادشاهی ایتزا بالاخره در  13 مارچ 1697 تسلیم اسپانیایی‌ها شد.  حالا مصنوعات و بناهای باستانی در چیچن ایتزا که همه ما می‌شناسیم، در این آخرین منطقه خودمختار واقع شده است. قابل توجه اینکه بیشتر زمینهایی که این مکانهای باستانی در آنجا واقع شده، جزو زمینهای خصوصی یک خانوده محسوب می‌شود، درحالیکه دولت آنها را متعلق به خود و درحقیقت خود را اداره کننده این مکانها می‌داند.
 
4. سونا
 
تمدن مایا
 
حقیقت: مایاها از سونا استفاده می‌کردند!
حمامهای آرامش بخش یا zumpul-ché جایی بود که مردم مایایی زمان باستان خودشان را در آنجا تطهیر و شستشو می‌کردند. این حمامها خیلی شبیه سونای امروزی و ساختاری، دیوارهای سنگی و سرپوشیده داشت همراه با یک دریچه یا سوراخ کوچک در قسمت سقف. آبی که از صخره‌های سنگین وارد اتاق می‌شد تولید بخار کرده و این روند شرایطی فراهم می‌کرد که تمام ناپاکیها و کثیفیها نابود شود. پادشاهان مایا عادت داشتند بعد از ملاقاتهایشان حمام سونابگیرند تا احساس سرزندگی و همچنین پاکی داشته  باشند.

5. Ball Courts
 
تمدن مایا

حقیقت: مایاها ball court را به عنوان محلی برای بازی کردن می‌ساختند.
بازیهای توپی Mesoamerica ورزشی با انجمنهای آیینی بود که مردم پیش-کلمبیایی بالغ بر 3000 سال از این ورزش استقبال می‌کردند. در طول دوره ای هزار ساله انواع مختلفی از این بازی در سرزمینهای مختلف وجود داشته و هنوز یک نمونه مدرن از این بازی به نام ulama در معدودی از مکانها  و بین افراد بومی ‌طرفدار دارد. Ballcourts مکانهایی عمومی ‌بودند که برای حوادث مهم فرهنگی و فعالیتهای آیینی مثل جشنواره‌ها و اجراهای موسیقی مورد استفاده قرار می‌گرفتند. این مکان از سراشیبی‌های پله دار تشکیل می‌شد که به صحن مراسم یا پرستشگاه‌های کوچک منتهی می‌شد، ball court‌ها شبیه حرف “I” بود که تقریبا در تمام شهرهای کوچک مایا یافت می‌شد.
 
6. مواد مخدر
 
حقیقت: مایاها از مسکن و مواد مخدر استفاده می‌کردند.
مردم مایا در مراسم مذهبی‌شان به طور مرتب از داروهای توهم زا استفاده می‌کردند (که از مواد طبیعی تهیه می‌شد)، اما در زندگی روزمره‌شان نیز برای تسکین درد نیز از این مواد استفاده می‌کردند. معمولا  از گیاهانی مثل peyote، نیلوفر، بعضی از قارچها، تنباکو و گیاهان دیگر برای ساختن نوشیدنی‌های الکی استفاده می‌کردند. علاوه براین همانطوری که در شعرهای مایایی گفته شده و بر سنگها تراشیده شده؛ آنها از برای جذب سریعتر و تاثیرگذاری بیشتر مواد مخدر،داروی مایع و آیینی را به خودشان (از راه مقعد مانند عمل تنقیه)  تزریق می‌کردند. در بالا تصویر مجسمه مایایی را می‌بینید که از تزریق این مایع به بدنش لذت می‌برد!

7. قربانیان 

قربانیان تمدن مایا

حقیقت: بعضی از افراد مایا هنوز هم قربانی و خونریزی دارند
قربانی کردن انسان برای اهداف مذهبی و یا پزشکی یکی از موضوعاتی است که اکثر مردم در مورد مایاها می‌دانند- اما آنچه اغلب مردم نمی‌دانند این است که آنها هنوز هم قربانی می‌کنند. اما هیجان زده نشوید! الان خون مرغ جای خون انسان را گرفته است. امروز هنوز هم اقوام مایا سنتهای آیینی اجدادشان را حفظ کرده اند.آیین نماز و دعا، هدایا، قربانی‌های خونی (که الان مرغها جای انسان را گرفته اند)، رقصها، مهمانی‌ها، و نوشیدنی‌های آیینی هنوز هم از رسومات دینی و سنتی آنها محسوب می‌شود.

8. دکترهای عالی
 
تمدن مایا

حقیقت: مایاها روشهای درمانی بسیار خوب و جالبی دارند.
سلامت و علم پزشکی در میان مایای باستانی ترکیب پیچیده ای از ذهن، بدن، مذهب، مراسم آیینی و دانش محسوب می‌شد. مهم‌تر از همه اینها کسانی برای وظایف پزشکی انتخاب می‌شدند که آموزشهای عالی و درستی دیده بودند. این مردان «شامان» نامیده می‌شدند و به عنوان واسطه ای بین دنیای فیزیکی و دنیای معنوی عمل می‌کردند. آنها برای رسیدن به هدفشان یعنی شفا بخشیدن بیماران، و پیش‌بینی کردن و کنترل کردن حوادث فوق طبیعی تمرین جادوگری هم می‌کردند. از زمانیکه دانش پزشکی شدیدا با جادوگری و مذهب غرابت پیدا کرد، برای شامانها هم بسیار ضروری و واجب بود که مهارتهای پزشکی و دانش خود را توسعه بخشند. معروف بود که مایاها زخمها را با موی انسان بخیه می‌زدند، شکستگی استخوان را درمان می‌کردند و حتی در زمنیه جراحی دندان هم مهارت داشتند از سولفید آهن برای پر کردن دندان استفاده می‌کردند و ابزارهای جراحی می‌ساختند.
 
9. دوران کودکی مایا
 
تمدن مایا

حقیقت: مایاها به زیبایی و تربیت بچه‌هایشان اهمیت می‌دادند
مایاها همواره آرزو داشتند بچه‌هایشان تواناهایی جسمی‌ غیرطبیعی داشته باشند. برای مثال در سنین خردسالی تخته‌هایی را روی پیشانی بچه‌ها محکم فشار می‌دادند تا پیشانی پهنی داشته باشند. یکی دیگر از معیارهای زیبایی برای بچه‌های مایا چپ بودن چشمها محسوب می‌شد! بنابراین پدر و مادرها برای رسیدن به این هدف اشیائی را جلوی چشمهای نوزاد تازه به دنیا آمده آویزان کرده و آن را تکان داده تا بر اثر مداوت و تکرار این عمل چشمهای بچه دیگر برای همیشه چپ بشود!!حقیقت جذاب دیگر در مورد کودکان مایا این است که بیشتر آنها را بر اساس روزی که در آن به دنیا می‌آمدند نام گذاری می‌کردند. هر روز سال برای بچه‌های پسر و دختر و والدین اسم خاصی داشت و ازشان انتظار می‌رفت که این سنت را انجام دهند.
 
10. فرهنگی که ادامه دارد...
 
تمدن مایا

حقیقت: هنور افراد زیادی از تمدن مایا در مناطق خاص خودشان زندگی می‌کنند
درحقیقت بالغ بر 7 میلیون مایایی در مناطق خاصی زندگی می‌کنند، تعداد زیادی از آنها نیز طوری زندگی می‌کنند تا بتوانند آنچه از میراث فرهنگی برایشان باقیمانده را حفظ کنند. بعضی از آنها به طور کامل با فرهنگ مدرن منطقه ای که در آن زندگی می‌کنند خودشان را وفق داده اند، در حالیکه دیگران زندگی ویژه سنتی و باستانی خود را ادامه می‌دهند و اغلب اوقات به یکی از زبانهای مایایی به عنوان زبان اول صحبت می‌کنند. بیشترین جمعیت از افراد مایا در ایالتها و شهرهای مکزیک مثل Yucatán، Campeche، Quintana Roo، Tabascoو Chiapas، و در بعضی کشورهای آمریکای مرکزی مثل Belize، گوآتمالا و قسمتهای غربی هوندوراس و الساوادور پراکنده اند. و جالب است بدانید امکان دارد بعضی از کلمات مثل shark به معنیکوسه و cocoa به معنی کاکائو از زبان مالایی گرفته شده باشند. حالا برایتان یک جمله مالایی را می‌نویسیم تا اگر با یک مالایی برخورد کردید  حداقل بتوانید یک جمله صحبت کنید!
در زبان Yucatec مالایی جمله Jach Dyos b’o'otik برای تشکر کردن به کار می‌رود و معنی آن می‌شود "ازت متشکرم"

حوادث يا اتفاقاتي در سراسر جهان در حال رخ دادن است اين حوادث در همه اديان و آيينها يک موضوع واحد را دنبال مي کند و آن نزديک بودن ظهور منجي است . در ذيل اين مطلب اخباري آورده شده که 
مستند و واقعي هستند:

*در آرژانتين راه هاي دسترسي به کوه اوريتورکو هزار و نهصد و هفتاد و نه متري که براي پيروان تفکر 

مديتيشن(مراقبه) بسيار شهرت دارد از بيستم تا بيست و دوم دسامبر از بيم خودکشي جمعي همزمان با

 تغيير دوره تقويم قوم مايا ممنوع شد. اين کوه در کوردوبا در مرکز آرژانتين قرار دارد. گوستاوو سز ، شهردار 

کاپيلا دل مونته  که نزديک ترين منطقه به اين کوه است گفته براي پيشگيري از هرگونه بي نظمي ناشي از

پيشگويي مايا اين تصميم گرفته شده است. مورخان و پژوهشگران تاکيد مي کنند تقويم مايا پايان جهان را 

پيشگويي نمي کند بلکه پيش بيني پايان عصر جديد  است. مراسمي براي  تغيير اين دوره همچنين در 

جنوب مکزيک و ديگر کشورها که در آن نفوذ فرهنگ مايا ادامه دارد از جمله گواتمالا ، بليز، السالوادور و

 هندوراس پيش بيني شده است. کوه اوريتورکو ، مکان مقدس براي مردم بومي ، همچنين مورد توجه

 علاقه مندان به بشقاب پرنده ها ستا. آنان اطمينان مي دهند شمار زيادي از اين سفينه هاي فضايي  

در دهه هاي اخير در اين مکان مشاهده  شده است.شماري از نهادهاي مرتبط با مديتيشن در عين حال در

 کاپيلا دل مونته فراخواني رسمي براي بزرگداشت آغاز عصر جديد براساس تقويم مايا ، اعلام کرده اند.

======
*بيش از يکصد نفر در چين به اتهام شايعه پراکني درباره پايان يافتن دنيا بازداشت شدند. نيروهاي پليس

 در عملياتي يکصد و يک نفر را در هشت استان و منطقه چين به اتهام شايعه پراکني درباره پايان يافتن دنيا

بازداشت و مقاديري سي دي ، اعلاميه و کتاب همراه آنان را توقيف کردند. آسوشيتدپرس از پکن گزارش

 داد بازداشت اين افراد در آستانه بيست و يکم دسامبر صورت گرفته است ؛ روزي که بر اساس تقويم

 ماياها پيش بيني شده است جهان پايان خواهد يافت.
======
*عضو شوراي عالي حوزه‌هاي علميه ايران با تاکيد بر اينکه پايان دنيا را کسي جز خداوند نمي‌داند گفت 
 
از نظر دين اسلام اينگونه پيش بيني‌ها نه تنها غير معتبر بلکه غير جايز است و موجب ايجاد عدم امنيت

 عمومي يا سلب در جوامع بشري مي‌شود.آيت الله سيد محمد غروي با اشاره به برخي از شبه علم‌هايي

 که در گذشته وجود داشته گفت : اينگونه علم ها نيز چون سعي دارند با روش‌هاي خاص پيش بيني‌هايي

 را انجام دهند از منظر اسلام علم غير جائز به شمار مي‌آيند. آيت الله غروي بيان کرد از سويي ديگر بر

 اساس مباني ديني اسلام قبل از پايان دنيا، حضرت مهدي(عج) ظهور خواهند کرد و ظهور منجي نه تنها در

 دين اسلام بلکه در بسياري از کتب آسماني نيز نويد داده شده است.
======

*جماعت هیجان زده اروپایی و امریکایی از حالا چمدان بسته اند تا به روستای بوگاراش فرانسه پناه ببرند


 و خود را از قیامت عظیمی که در راه می دانند، نجات دهند. طبق یکی از عقاید قدیمی، بوگاراش محل


 سکونت موجودات فرازمینی است که نابودی زمین را انتظار می کشند بنابراین در لحظه نبرد خیر و شر و


 نابودی زمین، چه جایی امن تر از سرزمین فضایی ها؟ روستای بوگاراش 176 نفر جمعیت دارد اما از همین 


حالا هزاران نفر مسافر به این روستا رفت و آمد می کنند و بلیط های هواپیما از امریکا به مقصد فرانسه از 


ماه ها قبل برای آخرین روزهای دسامبر رزرو شده اند.

محل روستای بوگاراش
روستای کوهستانی بوگاراش این روزها آنقدر رونق گرفته که خیلی از مسافران حاضرند تا 1600 دلار برای 


یک شب اقامت در این روستا بپردازند. اما دولت فرانسه نگران ازدحام جمعیت و ناتوانی در کنترل عواقب آن


است به همین دلیل عبور و مرور در روز 21 دسامبر را در این روستا ممنوع کرده و بازدید گردشگران از 


روستای بوگراش و طبیعت کوهستانی آن در این روز امکان پذیر نیست.

روستای بوگاراش در فرانسه



S M S

مي خوام به سردي شب هام بخندم / مي خوام به پوچي فردام بخندم / وقتي مي بينمت با ديگروني / تو اوج گريه هام مي خوام بخندم / مي خوام داد برنم تنهاي تنهام / مي خوام وقتي ميگم تنهام بخندم


اي عزيزم يه چيز ميگم که يادت باشه / قول بده که هميشه به يادم باشي ، باشه ؟



  نهادم بر لبت جان و دل فدا کردم / گر صد جان دگر داشتم فدايت مي کردم

در سرزمين قلبم خانه اي ساختم که پنجره هايش هيچ گاه از ديدنت خسته نمي شدند ، در اين خانه هميشه خاطراتم را مرور مي کنم ، اگر چه ازت دور شدم ولي حرف هاي گرمت آرامش بخش دل پر از غم من است ، نام تو هميشه در ذهنم و ياد تو هميشه در قلبم جاريست 


يادم باشد و يادت نرود که همه ي ما براي يکبار ايستادن ، هزاران بار افتاده ايم ! اس ام اس




چه قدر سخت است منتظر کسي باشي که هيچ وقت فکر آمدن نيست





قشنگ ترين لحظات را کسي به تو ميده که بتونه غمگين ترين لحظات را از تو بگيره



عاشقي اولش خوبه آخرش سخته / نيست کنارم ، رفته خيلي وقته




آيين عشق بازي دنيا عوض شده است / يوسف و زلخا هم عوض شده است / سر همچنان به سجده فرو برده ام ولي / در عشق سال هاست که فتوا عوض شده است





سراغ کلبه ي ما را کسي جز غم نمي گيرد ، خوشا روزي که غم هم گم کند ويرانه ي ما را




درد حرف نيست نام ديگر من است ، من چگونه نام خويش را صدا کنم ! اس ام اس




آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا ؟ / حالا که من افتاده ام از پا چرا ؟



امروز با غرورت باز م مرا شکستي با ناز وقهر و کينه مهرم زدل گسستي


داني که بي تو هيچم اي ماه بي مروت باشد که بار ديگر قلب مرا شکستي



دلم را شبي در حضورم شکستي نه آينه، حتي غرورم شکستي

ندادي به خلوتگاه عشق راهم پلي بود اگر در عبورم شکستي



گفته بودي، از غرورم، از سکوتم، خسته اي من شکستم هر دو را

گفته بودم،از سکوتت،از غرورت خسته ام به خاموشي مغرورانه ات

شکستي تو مرا




غرور من که زسختي به کوه ميمانست ، کمر به کشتن خود بست و خاک پاي تو شد

دلم که به همه بيگانه بود و يار نداشت ، چه ديد در تو که اينگونه آشناي تو شد ؟



هيچ وقت مغرورنشو ، برگ ها وقتي مي ريزند که فکر مي کنند طلا شده اند



دوستي شوخي سرد آدماست ، بازي شيرين گرگم به هواست

واسه کشتن غرورمن و تو ، دوستي توطئه ثانيه هاست



کاش غرورم را که در پستوي سادگيم پنهان بود مي يافتي

اما تو اين سادگي را بهانه اي قرار دادي براي در هم شکستن غرورم



فاخرترين لباس ، توليد کارخانه ي کرم است ، کرم ابريشم ما را به غرور چکار . . . ؟



شبيه چشمهاي تو پر از گناه مي شوم** ميان ظلمت شب قبله ماه مي شوم

خدا,زمين,گناه,عشق,من وتو,ببين چطور**به خاطر غرور تو زياده خواه مي شوم


دلم تنگه وقتي جاي ديگه اي ندارم از تو هرگز گله اي

ندارم به جز تو فکر ديگه اي آخه تو برام يه چيز ديگه اي


اندازه تموم ستاره ها يکم کمتر از خدا از بالا تا کف درياها

شبح عشق تا روح مسيحا از پاکي يوسف تا کرخ زليخا

از جنون مجنون تا قلب ليلا از عشق درگا تا گيتار لورکا

خيلي دوست دارم به خدا


بيا آبي باشبه رنگ آسمان تا من هميشه سر به هوايت باشم



بوق اشغال ميزند وقتي شماره ات را در ذهنم مي گيرم

کسي انگار پشت خط است



زير باران بيا قدم بزنيم حرف نشنيده اي به هم بزنيم

چتر را تا كنيم و خيس شويم لحظه اي پشت پا به غم بزنيم



در تمناي نگاهت بي قرارم تا بيايي / من ظهور لحظه ها را مي شمارم تا بيايي

خاک لايق نيست تا به رويش پا گذاري / در مسيرت جان فشانم گل بکارم تا بيايي



آقا بيا به خاطر ياران ظهور کن / ما را از اين هواي سراسيمه دور کن


وقتي براي بدرقه ي عشق ميروي / از کوچه هاي خلوت ما هم عبور کن



دل سياه شب و بارش تلالو ماه / صداي حسرت و اندوه و ناله و صد آه

بيا که بغض فروخورده ي دلم واشد / و نور صاعقه اي ناگهان هويدا شد



تکسواري جمعه مي آيد ز راه / مردم آخر کي ببينم يک نگاه


اسير پنجه ي درديم بي تو / نگاه نرگسي زرديم بي تو

اگر چشم انتظار تو نبوديم / در اين دنيا چه مي کرديم بي تو


لبهاي مرا از همه استثنا کن


يک بوس خصوصي به لبم اهدا کن ! اس ام اس



دلم کرده هوايت نازنينم


فداي بوسه هايت ! نازنينم


تمام صورتت پنکيک پوش است


بگو بوسم کجايت نازنينم





هي اس ام اس برو پيش اوني که فکر ميکنم. اگه کار داشت مزاحمش نشو. اگه خواب بود آروم ببوسشو برگرد. اگه تو رو خووند بهش بگو که دوسش دارم.! اس ام اس




بوسه يعني عشق خالي از گناه. بوسه يعني قلب تو از آن من. بوسه يعني تو هميشه مال من! اس ام اس



به اميد نگاهت ايستادن به روياي شانه هايت سر نهادن گونه هاي زيبايت را بوسه دادن مرا خوش تر از اين آرزويي است





اگر خري تو را بوسه كند بهتر از آن است كه بوسه اي تو را خر كنــــــــــــــدس





بوسه يعني وصل شيرين دو لب


بوسه يعني عشق ، در اعماق شب


بوسه يعني مستي از اعماق عشق


بوسه يعني آتش و گرماي تب




شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميكارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم




يک بار براي ديدن دريا قدم به ساحل گذاشتي... اما امواج دريا هزاران بار براي بوسيدن قدمگاهت تا روي ساحل پيش آمدند. دلم برات تنگ ميشه اما هزاران بار بر قدمگاهت بوسه ميزنم


مي خوام يه چيز بگم ، گر چه دوريم ز هم / نمي ذارم توي دلم ، جا بگيره غصه و غم



تو طبيبي و من بيمار عشق تو ام ، آيا مي تواني مرا درمان کني ؟ چگونه ؟




از وقتي که رفتي جات خيلي خاليه / نمي تونم توصيف کنم که حالم چه حاليه




کلمات محبت آميز کوتاه و آسان است ، ولي بازتاب آن ها واقعا بي انتهاست




ديشب در جاده هاي سکوت در ايستگاه عشق هر چه منتظر ماندم کسي براي لمس تنهاييم توقف نکرد و من تنهاتر از هميشه به خانه بر گشتم ! اس ام اس




هيچ گاه ويتريني نداشته ام تا دلم را در آن به نمايش بگذارم ، در قامت يک فروشنده ي دوره گرد عاشق تو شدم ، از اين روست که تمام خيابان هاي شهر ، عشق مرا مي شناسند


غمگين تر از هميشه تو را بوس ميکنم اين لحظه را به عشق شما بوس ميکنم

اينقدر عاشقانه دلم تنگ ميشود گاهي تو را شبيه خدا بوس ميکنم



انسان به سه بوسه تکميل ميشود ، بوسه ي مادر که با آن پا به عرصه ي خاکي ميگذاري

بوسه ي عشق که يک عمر با آن زندگي ميکني ، بوسه ي خاک که با آن پا به عرصه ي ابديت ميگذاري




بوسه يعني لذت دلدادگي ، لذت از شب لذت از ديوانگي

بوسه آغازي براي ما شدن ، لحظه اي با دلبري تنها شدن

بوسه آتش مي زند بر جسم و جان

بوسه يعني عشق من با من بمان


اميد نگاهت ، ايستادن روي شانه هايت ، سر نهادن گونه هاي زيبايت را 

بوسه دادن مرا ، خوش تر از اين آرزويي است


تو آن فرشته اي که وقتي در فصل بهار راه مي روي ، برگ درختان انتظار پاييز را مي کشند

تا جاي پاهايت را بوسه بزنند



هنوز هم در کوچه هاي خلوت عاشقي ، در ميان سکوت بوسه هايمان زندگي مي کنم

شايد رهگذري مژده اي از روياي ماندگار و عشق جاودانه ام ، به همراه بياورد



شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد ، با سبدي پر از

بوسه هم خواهم آمد ، و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت مي کارم تا بداني تا ابد دوستت دارم



گفتي که مي بوسم تو را ، گفتي تمنا مي کنم ، گفتي اگر بيند کسي ، گفتم که حاشا مي کنم

گفتي اگر از پاي خود زنجير عشقت وا کنم ، گفتم ز تو ديوانه تر داني که پيدا مي کنم



بوسيدن قول ماندن نيست شروع با هم بودنه. درک و هم را فهميدن و حس به هم رسيدنه



بيب بيب برو کنار ، اين اس ام اس يه بار بوسه داره ، برو کنار خيس نشي ! اس ام اس




بي تو ميشه زنده بود اما نميشه زندگي کرد




اگر عاشق شدي نترس ، راهت رو ادامه بده ، عشق پله و تو رهگذر ، پس عبور کن





شب شده ، تاريکي شب رنگ روزگار منه / هميشه از تو نوشتن ، هر شب و هر شب کار منه



عشق بر تدبير خندد زان که در صحراي عقل / هرچه تدبير است جز بازيچه ي تقدير نيست



در اين متروکه دنيا که ياري نيست / نشاني از کسي يا از دياري نيست / به عشقي جز خداوند اعتباري نيست




يادگاري واسه بارون ، آرزوهايي که خاک شد / وقتي رفتي زيبا ، انگار روح از تنم جدا شد




اگر يک آسمان دل را به قصد عشق بردارم / ميان عشق و زيبايي تو را من دوست دارم




ساده نوشتن را چون ساده زيستن دوست دارم ، پس ساده مي نويسم دوستت دارم




تو صميمي تر از آني که دلم مي پنداشت / دل تو با همه ي آيينه ها نسبت داشت / تو همان ساده دل سبز نجيبي که خدا / در ميان دل پاکت صدف آيينه کاشت





کي به اندازه من دوستت داره / بي تو يک لحظه اي آروم نداره


بي تو که خواب توي چشماش نمياد / اسمي جز اسم تو يادش نمياد




يک روز رسد غمي به اندازه کوه / يک روز رسد نشاط اندازه دشت


افسانه زندگي چنين است گلم / در سايه کوه بايد از دشت گذشت



داني از زندگي چه ميخواهم من تو باشم , تو پاي تا سر تو

زنگي گر هزار باره بود بار ديگر تو , بار ديگر تو




تو رو دارم اين همون خوشبختيه تو رو داشتن التيام سختيه

تو رو دارم بي نيازم از همه چه قشنگه دست تو تو دستمه



يک نفر ..... يک جايي..... تمام روياهاش لبخند توست و زماني که به تو فکر مي‌کنه احساس

مي‌کنه که زندگي واقعا با ارزشه پس هرگاه احساس تنهايي کردي اين حقيقت رو به

خاطر داشته باش يک نفر ..... يک جايي..... در حال فکر کردن به توست



تا کدوم ستاره دنبال تو باشم تا کجا بي خبر از حال تو باشم

مگه ميشه از تو دل بريد و دل کند بگو مي خوام تا ابد مال تو باشم



محکومي به حمل هميشگي گرم ترين سلاح کشنده جهان

.

.

.

چشمانت



در وصف تو از ازل کم آورده دلم اندازه صد غزل کم آورده دلم

در عشق تو من ماهي ريزي هستم دريايي تو ! بغل کم آورده دلم


آسمانم دلم براي تـو، آنقدر تنگ مي شود که آغـوشم برايـــش کهکشان است !! اس ام اس



تو رو دارم واسه من همين بسه بي خيالم اگه دنيا قفسه




کاري که از ماندنت بر نمي آمد

بي شک رفتنت عاشقم کرد




تن‌هاي ما تنهاست


دل‌هاي ما با هم


دل، از تو لبريزست


تنهاي تنها هم




نمي خواهم نبودنت


از شمارش انگشتانم بيشتر شود


اما اين روزها کاري از دستانم بر نمي آيد



من از تبار تيشه‌ام، با من غمي هست

در ريشه‌ام احساس درد مبهمي هست

جز زخم، اين دنيا نخوردم تلخ و شيرين

آيا در آن دنيا اميد مرهمي هست؟



گر فرستي يک پيامک دل شوم

آدمي را ول کنم تا گل شوم


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 



غم تو مرا کفايت مي کند


غصه ام را بس زيادت مي کند


صورتم باراني و مويم پريشان مي شود


دوريت ويران مرا از ياد نامت مي کند


از زبان سرخ تو خون دلي خوردم ولي


دل صدايت مي کند،سر را فدايت مي کند


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 




ترا زيباترين مي دانم اي دوست

ز رويت عشق را مي خوانم اي دوست

مرا در عاشقي کردي تو مجنون

چه ليلاوش شدي در جانم اي دوست! اس ام اس



اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


اگر واقعا عشق را يافتي


به آن پرواز بده و رهايش کن


اگر خودش ماندن را انتخاب کرد


به اين معناست که عشق واقعي تو همان است


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


تمام شهر محل را سپرده ام که بگويند به هر کجا که تو هستي خدا به پشت و پناهت




اس ام اس عاشقانه و اس ام اس



از تمامي بودني ها تو يکي ازآن من باش ، که به غير با تو بودن آرزوي ندارم





اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


تک تک آرزوي هايم را مي سوزانم تا چشمکي باشد براي شب هاي بي ستاره ات



اس ام اس عاشقانه و اس ام اس




تو تموم طول جاده که افق برابرم بود ، شوق تو ره توشه ي من اسم تو همسفرم بود


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس




توي دنيا واسه تو عزيزترينم ، آسمونا زير پامه اگه با تو رو زمينم ، تو با من يه هميشه آشنايي ، تو با من ديگه از همه جدايي ، اي عزيز هم قبيله ، با تو از يه سرزمينم ، تا به فردايي دوباره ، با تو هم قسم ترينم




اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


پازل دل يکي رو بهم زدن هنر نيست ، هر وقت با تيکه هاي شکسته دل يک نفر يک پازل جديد براش ساختي هنر کردي ! اس ام اس




اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 



هر کسي هم نفس شد دست آخر قفسم شد ، من ساده به خيالم که همه کار و کسم شد ، اون که عاشقانه خنديد خنده هاي منو دزديد ، زير چشم مهربوني خواب يک توطئه مي ديد



اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 



يادت باشه يا تو به يادم مي مونه ، يادي کن که ياد ما هم به يادت بمونه



اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 




در مدرسه ي زندگي در کلاس دنيا ، سر زنگ املا ، يادمان باشد براي محبت تشديد بگذاريم تا نيم نمره از محبت ها کم نشود



اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 



دوست داشتن ساده اما دل سپردن سخت است ، دل دادن ساده اما فراموش کردن سخت است ، عاشق شدن ساده اما عاشق ماندن سخت است



اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


عشق تو وسط قلبمه ، درست همينجا ، همين تو

يه بوسه بده واسه مريض ميخوام ، آخه بوسه هات داره حکم دارو




اس ام اس عاشقانه و اس ام اس


چقدر در رويا با نگاه هايم نگاه هايت را ببوسم اما باز تو نيامده باشي ! اس ام اس

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بيست و هشتم ارديبهشت 1390 توسط گروه سايت هاي گيتا | ?U? EI??I  

C? C? C? ?CO?C??  


ميدوني چندتا دوستت دارم ؟ يه دونه ولي مردونه ! اس ام اس

اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 



دنيا نباشد ! فقط کوچه اي باشد و باران و دوستي که زلال تر از باران است

اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


غزل غزل به ياد تو / قدم قدم به پاي تو / ستاره هاي آسمون / يکي يکي فداي تو

اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


حکايت تو که دنيا را نيازرده ست / دلي گرفته در آيينه هاي افسرده ست / حکايت منه در مشت روزگار دچار / پرنده اي ست که پيش از رها شدن مرده ست


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


هم دعا کن گره از کار تو بگشايد عشق / هم دعا کن گره ي تازه نيفزايد عشق / شمع روشن شد و پروانه در آتش گل کرد / شمع حق داشت ، به پروانه نمي آيد عشق

اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 



به کلبه ي کوچک قلبم دعوتت مي کنم تا بداني در اجاق سرد دل چيزي جز ياد تو نمي سوزد


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


وقتي از دوري تو تموم ميشه تحملم / توي دلم داد ميزنم خيلي دوست دارم گلم


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


کاش غرورم را که در پستوي سادگي ام پنهان بود مي يافتي ، اما تو اين سادگي را بهانه اي قرار دادي براي درهم شکستن من


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


صداي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان مي شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زني ، اي شکوه بي پايان ، اي طنين دل انگيز ، من مي شنوم ، به آسمان بگو که من مي شکنم هرآنچه که تو را شکسته و مي شنوم هرآنچه در 

سکوت تو نهفته ! اس ام اس


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


دلم گم کرده راهش را ، و چشمانم نگاهش را / شبيه آسماني که ، شبي گم کرده ماهش را


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


تو طراوت بهاران ، تو سخاوت زميني / در کرانه هاي قلبم ، بهترين ، تو بهتريني


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


عشق براي يک مرد فقط صفحه اي از کتابه ولي براي يک زن تموم تاريخ زندگيشه


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


در کوهپايه هاي عشق دست کسي را مگير وقتي ميداني که در قله او را رها ميکني


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


بر عشق توام نه صبر پيداست نه دل / بي روي توام نه عقل برجاست نه دل / اين غم که مراست کوه قافست نه غم / اين دل که تراست سنگ خاراست نه دل


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


در اين دور و زمانه دل هر کس دل نيست / کاسه ي سفالي محبت ها از گل نيست / نمي دانستم جنس دل ها تمام از سنگ است / واسه قلب شيشه اي جايي در اين منزل نيست

اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 



به يادت آرزو کردم که چشمانت اگر تر شد / به شوق آرزو باشد نه تکرار غم ديروز


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


برايت آرزو مي کنم آرزوي کسي باشي که آرزويش را داري


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


با قلبي از عشق ، با خطي از حرير محبت ، بر روي برگي کهنه از ياس ، مي نويسم : به يادتم با معرفت ! اس ام اس


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


قسم به عشق و زندگي که ارزشش يه عالمه / قلبي که بي تو بزنه لايق آتش زدنه


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


قدر چشم هاي تو را هيچ کس ندانست جز عاشقت / اما خوب ميدونم که اين عشق هرگز نبوده لايقت / ترسم از روزيست که مي خواهي کني ترک مرا / دست بيداد فلک موجي زند بر قايقت

اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


فکر من نباش مسافر ، به سپيده ها بينديش / چشم فرداها براهه ، راه سختي مانده در پيش


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


زيستن در فراغت دشوار بود اندک زماني / اينک در فراغت محال است زندگاني / مهر تو همچون اکسير جوانيست / عشق پاکت سرمايه ي جاودانيست

اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 



روزگارت بر مراد / روزهايت شاد شاد / آسمانت بي غبار / سهم چشمانت بهار / قلبت از هر غصه دور / بزم عشقت پر سرور / بخت و تقديرت قشنگ / عمر شيرينت بلند / سرنوشتت تابناک / جسم و روحت پاک پاک


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس وقته چشمهايم از فکر تو بارانيست / سال هاست درياي دلم از عشق تو طوفانيست / ديگر کاسه ي صبرم شده لبريز از درد بي تو بودن / خدايا انتظار ديدن يار چقدر طولانيست


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


قسم به تين و عنکبوت ، به مرغ باغ ملکوت / از ته دل برات ميگم ، دنيا فداي تار موت


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


آتش زدن دل اگر عشق هست ، خاکستراي دلم رو به باد نفست بسپار


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


دوست آن نيست که از دوست سير شويد / دوست آن است که با آن پير شويد

اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 



شب ها آمدند ، روزها سپري شدند و تو همان خوب ديروزي


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


دوريت اندوه پاييز ، سکوتت سوز زمستان ، لبخندت شکفتن بهار ، نگاهت گرماي تابستان ، جلوه گاه چهار فصلي ، خيلي عزيزي به خدا


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 

خورشيد مردد است ، کمرنگ شده / هر چيز که دست مي زنم سنگ شده / انگار که حال و روز دنيا خوش نيست / شايد که دلت براي من تنگ شده ؟

اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 



سبدي عشق در انديشه ي من / که پر از گل بدهم هديه به تو / غافل از آنکه تو خود ناب تري / يک جهان گل بخورد غبطه به تو


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


با نگاهم يه نگاهي به نگاهت مينگاهم / که نگاه بر نگاهت زده آتش به نگاهم

اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


تو آسمون قلبم خدا خودش نوشته / يه لحظه با تو بودن آخر سرنوشته


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


چترت را کنار ايستگاهي در مه فراموش کن ، خيس و خسته به خانه بيا ، نمي خواهم شاعر باشي ، باران باش ! همين براي هفت پشت روييدن گل کافيست


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 

دلبسته ي تو هستم لازم به گفتني نيست / مهري که با تو بستم هرگز شکستني نيست


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


بعد از اين بگذار قلب بي قراري بشکند / گل نمي رويد ، چه غم گر شاخساري بشکند / کاروان غنچه هاي سرخ روزي مي رسد / قيمت لبهاي سرخت روزگاري بشکند


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


خداوندا عزيزم را تو ياري کن / پناهش باش و در حقش تو کاري کن / الهي هرچه ميخواهد نصيبش کن / خدا بر لبش لبخند جاري کن


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


هيچ خاري در سايه ي گل ، احساس خاري نمي کند ، تقديم به گل روزگار


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 



به خدا عشق به رسوا شدنش مي ارزد / به مجنون و به ليلا شدنش مي ارزد / دفتر قلب مرا واکن و نامي بنويس / سند عشق به امضا شدنش مي ارزد / گرچه من تجربه اي از نرسيدن هايم / کوشش رود به دريا شدنش مي ارزد


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


مثل گل صد برگ شکوفا شده اي / چون ماه چهارده شکوفا شده اي / در آينه ي نگاه من چشم بدوز / تا دريابي چقدر زيبا شده اي


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


اي که مي پرسي نشان عشق چيست / عشق چيزي جز ظهور مهر نيست / عشق يعني دل تپيدن بهر دوست / عشق يعني جان من قربان اوست


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


فراموشت نخواهم کرد ، چرا که با وفا هستي / تو در گنجينه ي قلبم ، هميشه چون طلا هستي


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


اي دوست ما همانيم که با ياد تو مستيم هنوز / از دوري تو جام به دستيم هنوز / در خلوت خود ياد ما باش که ما / در خلوت خود ياد تو هستيم هنوز


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


اگه يه روز با تير غم به قلبم بزني ، تويي که مي ميري ! چون هميشه در قلب مني


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 

دو دست گرم تو شفاي مرگ من است / لبان مست تو شکوه قلب من است / کجا روم به که گويم که يک لحظه / خنده ي تو تمام آرزوي من است


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


تو باراني ، کسي به بارون عادت نميکنه ، هر وقت بياد دوست داشتنيه ! اس ام اس


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


تخت سياه قلب من پر از نوشته هاي توست / نيمکت چوبي دلم واسه هميشه جاي توست


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


بلبلان از روي گل مستند و ما از روي دوست / ديگران از ساغر و ساقي و ما از ياد دوست


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


کاش باشد يادت ، که کني ياد ما را / که بداني يادت ، داده بر باد ما را


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 



آگهي فوري


.


.


به يک آغوش گرم براي فراموش کردن سرماي زندگي نيازمنديم

اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 



دواي درد مرا هيچ کس نمي فهمد


فقط بگو به طبيبان دعا کنند مرا

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بيست و هشتم ارديبهشت 1390 توسط گروه سايت هاي گيتا | ?U? EI??I  

C? C? C? ?CO?C??  

عشق، اس ام اس، عاشقانه، اسمس عاشقانه"> 


آواي باد انگار ، آواي خشکساليست / دنيا به اين بزرگي يک کوزه ي سفاليست / بايد که عشق ورزيد ، بايد که مهربان بود / زيرا که زنده بودن هر لحظه احتماليست


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 

بهر وجود سايه ي وجود تو ، سايه ي من وجود يافت / خيال من در طلب خيال تو ، غير خيال تو نبافت


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 

من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهي که بلغزد بر من ، من هستم و يک حس غريب که به صد عشق و هوس مي ارزد ، من نه عاشقم و نه دلداده به گيسوي بلند و نه آلوده به افکار پليد ، من به دنبال نگاهي هستم که مرا از پس ديوانگي ميفهمد

اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


نگاهي کرد و من را در به در کرد / يقين کرد عاشقم بعدش سفر کرد / شکستي خورد و آمد تا بماند / ولي من رفته بودم ، او ضرر کرد

اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


حضور آرامت مدتهاست در کنارم نيست ، ولي ياد تو مهمان هميشگي قلبم است


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 

يه زحمت برات داشتم ، قربونت از جلوي آينه گذشتي ، اين دوست ما رو هم ببوس !اس ام اس

اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


عشق به پروانه بياموخت که اندر ره شمع / شيوه اش پر زدن و سوختن و ساختن است


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 

تو که عشقو تو ويروني نديدي / شب سر در گريبوني نديدي / نمي دوني چه دردي داره دوري / تو که رنگ پريشوني نديدي


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 

من وجودم به تو مديون و دلم مامن توست / آرزويم نظري روي تو و ديدن توست / من اگر دور ز تو هستم و دلتنگ شدم / با صداي خوش تو غرق در آهنگ شدم


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 

چشم به قفل قفسي هست و نيست / بي تو در اين خانه کسي هست و نيست / کيست که چون من به تو دل بسته است / مثل من اي يار کسي هست و نيست


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 

نگاهت کافيست تا دوباره در هواي آمدنت بميرم ، تو هميشه دعوتي ، راس ساعت دلتنگي ! اس ام اس

اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


تو آنجا ، من اينجا ، نيمکت هاي دنيا را چه بد چيده اند ! اس ام اس


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 

کاش خبر از اين دل تنگم داشتي / کاش خبر از غصه و آهم داشتي / اين دل شده مبتلا به تو اي دوست / کاش مرهمي براي دردش داشتي


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 

محبت چشمه ايست از جنس نور / هم ارادت هم سلام از راه دور

اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


با گفتن يک "عزيزم جايت خاليست" ، نه جاي من پر مي شود و نه از عمق شادي هايت کمتر ، فقط دلخوش مي شوم که هنوز بود و نبودم برايت مهم است


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 

تا زماني که دلم پيش خدا پر نکشد / تا زماني که اجل خط و نشاني نکشد / دارمت دوست به حدي که خدا مي داند / راز اين قصه ، فقط باد صبا مي داند


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 

بي تو هر شب عاشقي باراني ام / لاله اي پژمرده و زنداني ام / بي تو در کنج همه دلواپسي / بي تو من آغاز يک ويراني ام


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 

شاخه گل رزي که در زمان حيات به کسي مي دهيد به مراتب بهتر از يک دسته گل ارکيده اي است که روي سنگ قبر او مي گذاريد


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 

اي کاش هر روز طناب دوستيمان پاره شود تا با گره زدن آن به هم نزديکتر شويم ! اس ام اس

اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


دوست دارم عاشقت باشم وليکن بي نشانه / از غمت تنها بسوزم همچو ياري مخفيانه / دوست دارم عاشقت باشم ننالم در فراقت / سر دهم آواي وصلت با سرودي عاشقانه


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 

وقتي ازت دورم فکر نکني فراموشت ميکنم ، نه ! فقط بهت فرصت ميدم دلت واسم تنگ بشه

اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


سوختن با تو به پروانه شدن مي ارزد / عشق اين بار به ديوانه شدن مي ارزد / گرچه خاکسترم و همسفر باد ولي / جستجوي تو به بي خانه شدن مي ارزد

اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 

درود بر کسي که جسمش کيميا ، عهدش وفا ، مهرش صفا و حسابش از همه جداست

اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


من به چشمان پر از مهر تو عادت دارم / به تو و طرز نگاه تو ارادت دارم / عطش حسرت ديدار تو را پايان نيست / اشتياقي است که هر لحظه و ساعت دارم


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 

بهترين آرزوها را براي آشنايي دارم که باعث شد زيباترين ها را درون قلبم احساس کنم


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 

عشق را تن پوش جانم ميکني / چتري از گل سايبانم ميکني / اي صداي عشق در جان و تنم / آن سکوت ساده و تنها منم / من پر از اندوه چشمان تو ام / آشناي دل پريشان تو ام / آتش عشق تو در جان منست / عاشقي معناي ايمان منست / کي به آرامي صدايم مي کني / از غم دوري رهايم مي کني / اي که در عشق و صداقت نوبري / کي مرا با خود از اينجا مي بري ؟


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 

بيا براي يکبار هم که شده دست به خلاف بزنيم ، من اندوه تو را مي دزدم و تو تنهايي مرا ! اس ام اس

اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


مينويسم نامه و روزي از اينجا ميروم / با خيال او ولي تنهاي تنها ميروم / در جوابم شايد او حتي نگويد کيستي / شايد او حتي بگويد لايق من نيستي / مينويسم من که عمري با خيالت زيستم / گاهي از من ياد کن ، حالا که ديگر نيستم


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 

بيستون کندن فرهاد نه کاري ست شگفت / شور شيرين به سر هرکه فتد ، کوه کن است

اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 

خاطره تنها مدرکي است که فراموشي را محکوم مي کند ، پس بمان در خاطرم


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 

در خلوت من جز تو کسي راه ندارد / رخسار فريباي تو را ماه ندارد / غمنامه ي من غصه ي چشمان تو باشد / غير از تو دلم دلبر دلخواه ندارد

اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 


تک لحظه هاي زندگي همپاي خاطرات توست / خونه ي قلبم کوچيکه ، اما همش به ياد توست


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس 

گستاخي خيالم را ببخش که حتي لحظه اي يادت را رها نميکند ! اس ام اس

اس ام اس عاشقانه و اس ام اس - Www.smslovely4u.com


دعاي باران چرا ؟ دعاي عشق بخوان ! اين روزها دلها تشنه ترند تا زمين ، خدايا کمي عشق ببار


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس - Www.smslovely4u.com

چه سخت است دلتنگ قاصدک بودن در جاده اي که در آن هيچ بادي نمي وزد ! اس ام اس


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس - Www.smslovely4u.com

نه مرا خواب به چشم ، نه مرا دل به دست / چشم و دل هر دو به ديدار تو آشفته و مست


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس - Www.smslovely4u.com

بوي يوسف مي دهد پيراهنت / پير کنعانم براي ديدنت


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس - Www.smslovely4u.com

گلم از من دوري ! اما به تو انديشيدن را ، عادتي ساخته ام بهر تنهايي خويش


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس - Www.smslovely4u.com

عشق من از من گذشتي خوش گذر / بعد از اين حتي اسمم را مبر / خاطراتم را تو بيرون کن ز سر / ديروز از کف رفت ، فردا را نگر


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس - Www.smslovely4u.com

سايه ام امشب ز تنهايي مرا همراه نيست / گر در اين خلوت بميرم هيچکس آگاه نيست / من در اين دنيا به جز سايه ندارم همدمي / اين رفيق نيمه راهم گاه هست و گاه نيست


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس - Www.smslovely4u.com

خاطرات چوب هاي خيسي هستند که با آتش زندگي نه مي سوزند و نه خاکستر مي شوند ! اس ام اس


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس - Www.smslovely4u.com

تو و بهار برايم دو فصل مشترکيد ، ز ره رسيدنتان رفتن زمستان است

اس ام اس عاشقانه و اس ام اس - Www.smslovely4u.com


ترکم مکن اي عشق ، من بي همزبانم / تنها تويي اي نازنين آرام جانم / اينجا کسي در سينه اش رويا ندارد / دل را سپردن تا ابد معنا ندارد


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس - Www.smslovely4u.com

ديگر نميدانم که را بايد صدا زد / اين قلب را تا کي به طوفان بلا زد / من باغبان فصلهاي انتظارم / تو خوب ميداني من اينجا بي قرارم


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس - Www.smslovely4u.com

ديشب از دلتنگيت بغضي گلويم را شکست / گريه اي شد بر فراز آرزوهايم نشست / من نگاهت را کشيدم روي تاريخ غزل / تا بماند يادي از روزي که بر قلبم نشست

اس ام اس عاشقانه و اس ام اس - Www.smslovely4u.com


تمام خنده هايم را نذر کرده ام تا تو همان باشي که صبح يکي از روزهاي خدا ، عطر دستهايت ، دلتنگي ام را به باد مي سپارد


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس - Www.smslovely4u.com

در اين زندان تنهايي ، به هر سو هرکجا هستم / از اين بابت دلم شاد است که گاهي ميکني يادم


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس - Www.smslovely4u.com

کاش فاصله ها اجازه مي دادند وقتي قلبها به ياد هم مي تپند ، در کنار هم باشند


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس - Www.smslovely4u.com

دوست مزرعه ي سرسبزي است که با اميد و عشق در آن بذر مي افشاني و با سپاس آن را درو ميکني


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس - Www.smslovely4u.com

مرنج از من ، که دل را نباشد طالقت رنجت / به دنيايي نمي بخشم صفاي قلب يکرنگت


اس ام اس عاشقانه و اس ام اس - Www.smslovely4u.com

چنديست که بيمار وفايت شده ام / در بستر غم چشم به راهت شده ام / اين را تو بدان اگر بميرم روزي / مسئول تويي که من فدايت شده ام

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بيست و هشتم ارديبهشت 1390 توسط گروه سايت هاي گيتا | ?U? EI??I  

C? C? C? ?CO?C??  

عشق، اس ام اس، عاشقانه، اسمس عاشقانه"> 

ز کويت رفتم و الماس ِ طاقت بر شکستم برو با يار ِ خود بنشين که من بارِ سفر بستم


که بعد ِ رفتنم جانا هزار افسوس خواهي خورد فلاني يار ِ خوبي بود و من ،قدرش ندانستم


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com




وقتي دلمو شکستي حس کردم بيشتر دوستت دارم


چون حالا دلم چندين تيکه داشت که هر کدوم جداگونه دوستت داشت


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



فکر ميکردم که برام يه رفيق و همدمي


تو کوير آرزو باران رحمتي


به گمونم آخر عاشقاي عالمي


بذار راحتت کنم ، فکر ميکردم آدمي!ا



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


چقدر سخته


کسي رو که دوستش داري نتوني بهش بگي که دوستش داري وچقدر


بده که کسي تورو دوست داشته باشه واينو نتونه بهت بگه



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


چقدر سخته


تو چشاي کسي که تمام عشقت رو ازت دزديد وبجاش يه


زخم هميشگي رو قلبت هديه داد زول بزني و بجاي اينکه


لبريز کينه و نفرت شي حس کني که هنوز هم دوسش داري


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com




چقدر سخته


دلت بخواد سرتو باز به ديواري تکيه بدي که


يبار زير آوار غرورش همه وجودت له شده



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



چقدر سخته


تو خيالت ساعتها باهاش حرف بزني اما


وقتي ديديش هيچ چيزي بجز سلام نتوني بگي



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


چقدر سخته


وقتي که پشتت بهشه دونه هاي اشک گونه هاتو خيس کنه


اما مجبور بشي بخندي تا نفهمه که هنوز دوسش داري


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com




چقدر سخته


گل آرزوهاتو تو باغ ديگري ببيني و هزار


بار خودتو بشکني و اونوقت آروم زير لب بگي


گل من


باغچهء نو مبارک


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



هر انکه يار خواهد يار بسيار


وليکن فرق دارد يار با يار


دل من سايه لطف تو ميخواست


و گرنه سايه ديوار بسيار


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



به دردهم اگرخورديم قشنگ است ،به شانه بارهم برديم قشنگ است ،دراين دنياکه پايانش مرگ است ، براي هم اگرمرديم قشنگ است 



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


نه بلبل خواهد از بستان جدايي نه گل دارد خيال بي وفايي اگر گفتي مرا الان چه حاليست ميان قلب من جاي تو خاليست


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



ستاره هاروهرشب مي بينم بااينکه دورند...تورو روزها هم نمي بينم کاش ستاره بودي


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



کو طبيبي تا شکافد قلب خونين مرا/تا ببيند من نمردم عشق تو کشته مرا



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


اتل متل دلبرک-دلم برات زده لک -چه با پيام چه با تک- دوست دارم با نمک!ا


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



کوتاهترين فاصله براي گفتن دوستت دارم يک لبخند است يک دنيا لبخند براي تو


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



توي اين دنياي ديوونه يه ديوونه ديوونه وار ديوونته ديوونه


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


خواستي فراموشت کنم به اين سايت مراجعه کن Www.to-khab-bebinin.com  


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


خداوند همه چيز راجفت آفريد:جزدماغ ودهن وقلب،مى دونى چرا؟چون بايدبراى خودت يک هم نفس يک هم زبان ويک هم دل پيداکنى



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


هيچکس تلخيه ي لبخند مرا درک نکرد ، گريه هاي دل من پنهان است


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



نور دليل تاريکي بود و سکوت دليل خلوت ، تنها عشق بي دليل بود که تو دليل آن شدي



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


در دياري که در آن نيست کسي يار کسي ، يا رب اي کاش نيفتد کار کسي به کسي



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


دوست دارمش ، مثل دانه اي که نور را ، مثل مزرعه اي که باد را ، مثل زورقي که موج را ، يا پرنده اي که اوج را ، دوست دارمش


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



آينده از آن کسانيست که به زيبا بودن روياهاي خود ايمان دارند . (النور روزولت)ا




اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com

آه ، آدرس ما رو نداري ؟ کوه دل ، ميدان غم ، خيابان وفا ، ايستگاه قلب ، مجاور فروشگاه عشق ، عقب قلبهاي شکسته



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


بگو يارم کجاست تا خاک پايش را سرمه ي چشمانم کنم


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



بعد از رفتن تو ، آسمان چه معصومانه مي بارد ، ستاره ها روشنايي را از دست دادند ، ابرها در هم تپيده شدند و خورشيد ديگر طلوع نکرد



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


خدا را دوست دارم چون هرچه دارم از او دارم ، اگر عاشقم از اوست ، اگر صادقم صداقتم از اوست ، اگر شادم شاديم از اوست ، اگر زندگي مي کنم زندگيم از اوست


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



عزيزم هرگاه به جايي رسيدي فراموش نکن که از کجا آغاز کردي


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


جانا ز دست عشق تو ، يک دم نباشد راحتم / هر شب خيالت را کشم ، اي ماه تابان در برم

اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


کاش ريسمان محبتمون روزي يکبار پاره بشه تا با هر گره زدن فاصلمون کمتر بشه !ا


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


آنگاه که آوار تنهايي روحت را در هم شکست ، گوشه ي قلبت را بنگر ، من آنجا به انتظارت هستم


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


ترسم که تو هم يار وفادار نباشي / عاشق کش و معشوق نگه دار نباشي / من از غم تو هر روز دوصد بار بميرم / تو از دل من هيچ خبر دار نباشي

اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


بي پنجره اي ، غريبه اي در وهمي / عشق است اگر از آن نداري سهمي / فهميدن عشق عاشقي مي خواهد / يک روز بزرگ مي شوي مي فهمي


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


وصل تو کجا و من مهجور کجا / دردانه کجا ، حوصله ي مور کجا / هرچند ز سوختن ندارم باکي / پروانه کجا و آتش طور کجا


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


ديگر بهار در سبد روزگار نيست / ديگر قرار نيست ، نه ديگر قرار نيست / شادم که زود مي گذرد شاديم ، ولي / غم مي خورم که هيچ غمي ماندگار نيست


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


کاش ميشد در سايه ي مژگانت ، لحظه اي به تماشاي درياي خوشرنگ چشمهايت مي نشستم


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


کاش ميشد با تو بودن را نوشت / تا که زيبا را کشم بر هرچه زشت / کاش ميشد روي اين رنگين کمان / مي نوشتم تا ابد با من بمان


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


ميدوني چرا غروب هميشه سرخه ؟ چون هر وقت ميبينه چقدر دوست دارم ، حسوديشون ميشه !ا



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


زندگي جيره ي مختصريست ، مثل يک فنجان چاي و کنارش عشق است ، مثل يک حبه قند ، زندگي را با عشق نوش جان بايد کرد



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com

جهان چيزي شبيه موهاي توست ، سياه و سرکش و پيچيده ، خيال کن چه بي بختم من ! که به نسيمي حتي جهانم آشوب مي شود


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


مثل فرشته ها شده اي احتياط کن / زيبا و با صفا شده اي احتياط کن / چنديست که احساس مي کنم / عزيزتر از جان ما شده اي ، احتياط کن


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


سرخ شد آيينه از هرم نگاه من و تو / بهتر از عشق کسي نيست پناه من و تو / هنر عاشقي امروز پسند همه نيست / که محبت شده اينگونه گناه من و تو


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


نگاه تو سيب است و من نيوتني بيچاره ، بي خواب از کشف جاذبه


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


منو ببخش که بي خبر تو خلوتت پا ميزارم / مقصرش دلتنگيه ، من که گناهي ندارم


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


کوتاهترين فاصله ها براي گفتن دوستت دارم يه لبخنده ، يه دنيا لبخند براي تو


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


تسبيح نيستم اما نفسم را به شماره انداخته است شوق دستان تو


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


تو با من باش و بگذار عالمي از من جدا گردد / چو يک دم با تو بنشينم ، دل از هر غم رها گردد


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


دردم از ديدار توست / دل فقط بيمار توست / شادي عشق و اميد / هديه ي چشمان توست



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


کاش ميشد بوسه ها را قاب کرد / مثل نامه سوي هم پرتاب کرد / کاش ميشد عشق را تقسيم کرد / مثل تک شاخه گلي تقديم کرد


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


از تو گفتن کار هر کس نيست اي زيبا غزل / من براي گفتنت بايد که مولانا شوم


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


بيادت هستم حتي اگر قرار باشد شبي بي چراغ در حسرت يافتنت تمام کوچه ها را قدم بزنم


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


عشقت به دلم اگر بتابد چه کنم ؟ / مهرت به سراي من بخوابد چه کنم ؟ / يکدم به سوال من جوابي بده دوست / روزي که دلم تو را بخواهد چه کنم ؟


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


براي محبت هايي که عميقند ، نديدن و نبودن هرگز بهانه ي از ياد بردن نيست !ا


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


شمع اگر سوخت و به پروانه وفادار نبود / من بر آنم که بسوزم به کنارت ، اي دوست


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


رابطه ها زماني زيبا مي شوند که براي ياد کردن هيچ دليلي به جز دلتنگي نباشد


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


اگر خطا نکنم عطر ، عطر يار من است / کدام دسته گل امروز بر مزار من است / تو قرص ماهي و من برکه اي که مي خشکد / خود اين خلاصه ي غم هاي روزگار من است


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


در چشم آفتاب چو شبنم زيادي ام / چون زهر هرچه که باشم اگر کم زيادي ام / همچون نفس ، غريبترين آمدن مراست / تا ميرسم به سينه همان دم زيادي ام


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


روزهايي که بي تو مي گذرد / گرچه با ياد توست ثانيه هاش / آرزو باز مي کشد فرياد / در کنار تو مي گذشت اي کاش


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



از دوري تو دلي پر از غم دارم / وز غصه ي تو همواره ماتم دارم / گر حق بدهد به من همه ملک وجود / گويم که گل روي تو را کم دارم


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


آيين عشق بازي دنيا عوض شده ست / يوسف عوض شده ست ، زليخا عوض شده ست / حق داشتي مرا نشناسي به هر طريق / من همچنان همانم و دنيا عوض شده ست


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


تا غروب اين زمين تا طلوع واپسين ، در کتاب خاطراتم ، ماندگاري نازنين


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


ابرها به آسمان تکيه مي کنند ، درختان به زمين و انسانها به مهرباني يکديگر


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


ويران شد از نگاهت بناي استوار دلم ، حالا تو تنها ستون اين ويرانه اي


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


من برگ تو هم عابري و عشق قدمهايت / دل ميبري و ميگذري ، اي جانم به فدايت


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


تو را ديدم دلم بر باد کردم / براي ديدنت فرياد کردم / ندانستم که عشق اول جميل است / تمام هستي ام بر باد کردم


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


اگر قلبم از چوب بود ، آن را به آتشکده ي چشمانت مي سپردم !ا


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


نيستي کم نه از آيينه نه حتي از ماه / که ز ديدار تو من تشنه ترم تا از ماه / من محال است به ديدار تو قانع باشم / کي پلنگي شده راضي به تماشا از ماه


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


خوشا آنان که در بازار گيتي / خريدار وفا بودند و هستند / خوشا آنان که در راه رفاقت / رفيق با وفا بودند و هستند



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


اتل متل صداقت / دل به تو کرده عادت / برات دعا ميکنم / اينه رسم رفاقت !ا


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


اي که ترنم محبت را در قلبت احساس کردم / تو را به تکرار همه دوستت دارم هاي دنيا دوست دارم


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


دلتنگ تو امروز شدم تا فردا / فردا شد و باز هم تو گفتي فردا / امروز دلم مانده و يک دنيا حرف / يک هيچ به نفع دل تو تا فردا


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


آرزو ميکنم که فرو افتادن هر برگ پاييزي آميني باشد براي آرزوهاي قشنگت !ا


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


ديگر در اين قمار نبايد زيان دهم / بگذار در جدا شدن از يار جان دهم / همچون نسيم مي گذرد تا به رفتنش / چون بوته زار دست برايش تکان دهم


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


با هر بهانه و هوسي عاشقت شده است / فرقي نمي کند چه کسي عاشقت شده است / چيزي ز ماه بودن تو کم نمي شود / گيرم که برکه اي ، نفسي عاشقت شده است


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


من همانم که اگر دوست مرا ياد کند / به صفاي قدمش ديده ي خود را فرش کنم


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


دلم بهانه ميکند طلوع ديدن تو را / تا به کجا دلم کشد حسرت ديدن تو را ؟


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


آرامتر سکوت کن ، صداي بي تفاوتي هايت آزارم ميدهد !ا

اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


به دل ميگم شب يا سحر يادش نکن / دلم ميگه ديونشم ، تو هم فراموشش نکن

نوشته شده در تاريخ جمعه بيست و ششم آذر 1389 توسط گروه سايت هاي گيتا | 20 ?U?  

C? C? C? ?CO?C??  

عشق، اس ام اس، عاشقانه، اسمس عاشقانه"> 

رابطه ي قلبي دو دوست نياز به بيان الفاظ و عبارات ندارد . (جبران خليل جبران)ا



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


نماز عشق ترتيبي ندارد ، چرا که با نخستين سر بر خاک گذاردن ، ديگر برخواستي نيست . (ارد بزرگ)ا



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


هرکس را نه بدان گونه که هست احساسش مي کنند ، بدان گونه که احساسش مي کنند ، هست


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


بي تو اينجا همه در حبس ابد تبعيدند / سالها هجري و شمسي همه بي خورشيدند




اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com

گر تو يارم نشوي آخر پاييز من است / فکر بي تو شدنم دشمن بنيان من است / تا زماني که تو شيريني و دوري ز دلم / رنگ خون بر جگر فرهاد من است



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



گفته بودي گر بيايي مقدمت را گل فشانم، گل چه قابل نازنينم، چشم هايم فرش راهت


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



دعاي قاصدک ها خوشبختي آدماست، برات آرزوي يه دنيا قاصدک دارم


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


همه ي بغض من تقديم غرور نازنينت باد، غروري که لذت دريا را به چشمانت حرام کرد



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



هر بار که کودکانه دست کسي را گرفتم گم شدم، آنقدر که من در هراس گرفتن دستي هستم، ترس از گم شدن نيست


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


زندگي قافيه باران است، من اگر پاييزم و درختان اميدم همه بي برگ شدند، تو بهاري و به اندازه ي باران خدا زيبايي



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


شکوفه هاي صورتي فداي مهربونيات / يه دل که بيشتر ندارم اونم فداي خوبيات


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



شرابي از لبت در جام کردي / مرا با بوسه شيرين کام کردي / دلم آهوي وحشي بود و او را ندانم با چه افسون رام کردي



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


از آشيانه ي چشمانت کبوتران اميد / به شوق باغ تنت پر گشاده در راهند / ز دره هاي هوس تا فراز قله ي عشق / پريده اند و از تو آب و دانه ميخواهند


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


ديشب روي شيشه ي تبدار تو را (ها) کردم / با نفسم اسم زيباي تو را جدا کردم / شيشه بدجور ابري و باراني شد / شيشه را يک شبه تبديل به دريا کردم / با نوک انگشت کشيدم عکس زيباي تو را / عکس زيباي تو را سير تماشا کردم

اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



باغباني پيرم که به غير از گلها از هم دلگيرم / کوله ام غرق غم است، آدم خوب کم است / عده اي بي خبرند، عده اي کور و کرند و گروهي پکرند / دلم از اين همه غم ميگيرد، آدمي عاقبت مي ميرد

اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


قوانين علم را به هم زده اي!ا

نبودنت وزن دارد !ا

تهي … اما .. سنگين!ا


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


قلب من از صداي تو چه عاشقانه کوک شد

تمام پرسه هاي من کنار تو سلوک شد

عذاب ميکشم ولي عذاب من گناه نيست

وقتي شکنجه گر تويي شکنجه اشتباه نيست


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



هر چند که دور از عشق بازي هستيم


اما به رضاي عشق راضي هستيم


بر فرض که اين مساله هم حل بشود


ثابت شده ما دو خط موازي هستيم


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


مهم نيست

از کجا آمده‌اي

يا به کجا مي‌روي؛

من تو را

به هر ‌جهت

دوست دارم!ا


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


عمري است شبانه روز لب هايت را


لب باز نکن ، هنوز لب هايت را


نه ، سير نمي شوم به چندين بوسه


بر روي لبم بدوز لب هايت را


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


تو رفته اي

و

من افتاده ام!ا

تو از دست, من از پا



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com

شب گم شده در سياهي چشمانت


شد رود ستاره راهي چشمانت


قربان نگاه تو که اقيانوسي


افتاده به تور ماهي چشمانت


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


شال و کلاه مي بافم


با خيالت


تا در سرماي نبودنت يخ نبندم


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


تا عشق دويد از دهانم بيرون


نام تو کشيد از دهانم بيرون


گفتم که به تو حرف دلم را بزنم


يک بوسه پريد از دهانم بيرون


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


چه کاغذها که سپيدي دلشان از نام تو سياه شد


از دل تنگي هايم


از احساسم


هزاران هزار صفحه سفيد کاغذ سياه شدند


کاغذها عاشق شدند


ولي تو..!ا


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


تا کي رم آهو ها را در چشمت ببينم و


آه بکشم ؟


عشق جرات مي خواهد عزيزم


مي روم پلنگي دست و پا کنم !ا


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


عشق يعني با چشم بسته کسي را ديدن و از بين همه دلتنگ يک نفر شدن



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


اونائي که ما عاشقشون هستيم هيچ وقت از ما دور نميشوند


هر روز کنار ما راه ميروند اما ديده نميشوند … شنيده نميشوند


و هنوز نزديک و هنوز عاشق … هنوز دلتنگ و خيلي عزيز

اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



همواره تنهاييم


در اين نفس تنگي


در قلب يک بن بست


مدهوش دلتنگي



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


سه شاخه گل برات ميفرستم


يکي از طرف خداوند که نگهدارت باشه


دومي از طرف دلمه که دوستت داره


و سومي از طرف چشامه که دلتنگ ديدارت شده


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


دلم ز دست زمانه بسي تنگ است / چه کنم که کار دنيا فقط نيرنگ است


نيرنگهاي دنيا هزار و يک رنگ است / خدا کند شود پيدا دلي که با دل من يک رنگ است



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم


با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم


يک عمر پريشاني دل بسته به مويي است


تنها سر مويي ز سر موي تو دورم


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


به نام خدايي که هستي را با مرگ ، دوستي رابي رنگ ، زندگي را با رنگ ،‌عشق را رنگارنگ ، رنگين کمان را هفت رنگ ، شاپرک را صد رنگ

و من را دلتنگ دوستان آفريد


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


داشتم اشک هايم را روي نامه اي عاشقانه با قطره چکان جعل مي کردم ، خاطرم آمد شايد دلتنگ خنده هايم باشي

ببخش اگر اين روز ها عشق با گريستن اثبات مي شود


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


خدايا دلم گرفته ، ميان اين همه آرزوها ، دلتنگ ترين بنده ات را درياب

اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



دلتنگ خنده هاي بهارانت در کوچه خزان زده دلم،نگاه مهربانت را به انتظار نشسته ام.يک شب از کوچه خيالم بگذر شايد عطر گيسويت خواب پريشانم را التيام ببخشد

اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



دوست داشتن تمثيلي از نفس کشيدن من است، سزاواري من در زندگي، شايستگي‌ام در بودن!ا

… اگر سزا بود چنان در آغوش‌ مي‌فشردم که يکي گرديم، و در آن پيکر، نه من دلتنگ

مي‌شدم، نه او مي‌گريخت

اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



زندگي قشنگه اگه با تو باشه… مرگ قشنگه اگه براي تو باشه… دلتنگي قشنگه اگه به

خاطر تو باشه… من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور که باشي قشنگي



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


امشب تمام گذشته ام را ورق زدم


پر از لحظه هاي سياه ، لحظه هاي داغ و پرالتهاب بي قراري ، دلتنگي افسرده ، خاموشي ، سکوت ، اشک ، سوختن …. چيزي نيافتم

نفرين به بودن وقتي با درد همراه است

اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



از تو براي تو و براي دلتنگي هاي هميشگيم مي نويسم

مي گويم که من تو را بهترين ميدانم تو را…ميخواهم



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com

ديگه به نبودت عادت کرده بودم


خو دمو با خيالت راحت کرده بودم


دو باره زد به سرم شعر دلتنگي بگم


براي دل خو دم شعر غريبي رو بگم


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


دلتنگم و با هيچکسم ميل سخن نيست


کس در همه آفاق به دلتنگي من نيست



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



خوشحالم که بردم چون کسي رو از دست دادم که دوستم نداشت


خوشحالم که باختي چون کسي رو از دست دادي که دوستت داشت



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


تو روزگار رفته ببين چي سهم ما شد


از عاشقي تباهي


از زندگي مصيبت


از دوستي شکستو


از سادگي خيانت



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


با تو بودن خيلي وقته که گذشته


بي تو بودن مثل مهر سرنوشته


حالا اسم تو را هي زمزمه کردن


واسه من نه تو ميشه نه فرقي داره


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com




از دشمنان برند شکايت به دوستان / چون دوست دشمن است شکايت کجا بريم ؟


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


بنويس اي سنگتراش عاقبت شدم فداش ، بنويس تا بدونه عمرمو دادم براش


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com




بوديم و کسي پاس نميداشت که هستيم


باشد که نباشيم و بدانند که بوديم

نوشته شده در تاريخ جمعه بيست و ششم آذر 1389 توسط گروه سايت هاي گيتا | 5 ?U?  

C? C? C? ?CO?C??  

عشق، اس ام اس، عاشقانه، اسمس عاشقانه"> 

جانا ز دست عشق تو ، يک دم نباشد راحتم / هر شب خيالت را کشم ، اي ماه تابان در برم 


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


کاش ريسمان محبتمون روزي يکبار پاره بشه تا با هر گره زدن فاصلمون کمتر بشه 


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


آنگاه که آوار تنهايي روحت را در هم شکست


گوشه ي قلبت را بنگر ، من آنجا به انتظارت هستم



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


بي پنجره اي ، غريبه اي در وهمي / عشق است اگر از آن نداري سهمي


فهميدن عشق عاشقي مي خواهد / يک روز بزرگ مي شوي مي فهمي


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



ترسم که تو هم يار وفادار نباشي / عاشق کش و معشوق نگه دار نباشي 


من از غم تو هر روز دوصد بار بميرم / تو از دل من هيچ خبر دار نباشي



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


وصل تو کجا و من مهجور کجا / دردانه کجا ، حوصله ي مور کجا


هرچند ز سوختن ندارم باکي / پروانه کجا و آتش طور کجا


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



ديگر بهار در سبد روزگار نيست / ديگر قرار نيست ، نه ديگر قرار نيست 


شادم که زود مي گذرد شاديم ، ولي / غم مي خورم که هيچ غمي ماندگار نيست


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



کاش ميشد در سايه ي مژگانت


لحظه اي به تماشاي درياي خوشرنگ چشمهايت مي نشستم


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



کاش ميشد با تو بودن را نوشت / تا که زيبا را کشم بر هرچه زشت 


کاش ميشد روي اين رنگين کمان / مي نوشتم تا ابد با من بمان

اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com




ميدوني چرا غروب هميشه سرخه ؟


چون هر وقت ميبينه چقدر دوست دارم ، حسوديشون ميشه !ا



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com

از دور برايت گلي ميفرستم که نامش سلام و بويش عطر دوستي و پيامش غم دوري توست

اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



الهي هر کجا باشي وجودت بي بلا باشد ، سر و دستت علي گيرد ، نگهدارت خدا باشد


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


ز همه دست کشيدم که تو باشي همه ام ، با تو بودن ز همه دست کشيدن دارد

اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



تو ميرسي و در نگاه گرم و مهربان تو ، دوباره محو ميشود تمام ناتواني ام


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


اگه به زور روزگار از زندگيت ميرم کنار ، ميرم که ثابت بکنم عاشقتم ديوونه وار


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


با دوست عشق زيباست با يار بيقراري ، از دوست درد ماند و از يار يادگاري


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



نام تو را تا ميبرم قلبم غريبي ميکند ، چشم انتظاري در دلم درد عجيبي ميکند


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


خدايا طاقت هجرش ندارم ، تو ميداني که او را دوست دارم ، شده در زندگي ليلاي عشقم ، و من مجنون عشقش در ديارم

اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



اشکاتو پاک کن همسفر ، گاهي بايد بازي رو باخت ، اما اينو يادت باشه ، که باز ميشه زندگي رو دوباره ساخت


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


اي به خلوتگه دل محرم راز ، با پيامي دل ما را بنواز ، گر بگيري ز دلم تو خبري ، ميکنم هديه به تو بال و پري


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


اگر بتواني ديگري را همانطور که هست ؛ بپذيري و هنوز عاشقش باشي


عشق تو واقعي است


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com

اونکه ميگفت جونش به جونت بسته است / حالا داره به گريه هات ميخنده


اونکه ميگفت بدون تو ميميره / دروغ ميگه دلش جنس کويره


دروغ ميگه تو گوش نده به حرفاش / نگو ميخواي هنوز بموني باهاش


خيال نکن بدون اون ميميري / بذار بره ، نباشه جون ميگيري

اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



اين روزها ، آب وهواي دلم آنقدر باراني ست ، آنقدر


که رخت هاي دلتنگيم را ، فرصتي براي ،خشک شدن نيست

اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



اي بهار زندگيم ، اي اميد بودنم / غنچه ي لبهاي تو ، گرمي شکفتنم


قامت رعناي تو ، قبله گاه ديدنم / آن نواي گرم تو ، بهترين شنيدنم


کنج آغوش دلت ، جاده ي رسيدنم


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com

تب و تابي داره با تو بودن اي حبيب / قلب خود را قرباني نمودن اي طبيب


در رهت جاني را ستودن اي شکيب / عاشق را معشوق بودن اي رقيب

اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



اونکه نخواست پيشم باشه خودش بايد صبرم بده


خدا گرفتي عشقمو خودت جوابمو بده


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


وقتي فهميد ميخوامش ، خنديد و رفت / التماس رو تو چشام ديد و رفت


با تمام خوبيهام اون بي وفا / رنگ غم تو چشام پاشيد و رفت

اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



پشت نگاهم نگاهي است که از فراسوي زمان و مکان تو را انتظار مي کشد


تمامي من خواهشي است که لحظه به لحظه تنها تو را فرياد مي زند



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com

من از اين فاصله ها دلگيرم / بي تو اينجا چه غريبانه شبي مي ميرم


ساعت گريه و غم هيچ نمي خوابد و من / در الفباي زمان خسته ي اين تقديرم


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


ساقه شکستن قانون طوفان است ، تو نسيم باش و نوازش کن

اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com




اي دل نگفتمت حذر از راه عاشقي ؟ رفتي ؟ بسوز ، اين همه آتش سزاي توست


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



دلم تقديم به آنکه به رسم جاده ها دور است ، اما به رسم دل فاصله اي نيست



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


کم کم ز يادم ميروي اين روزگار و رسم اوست / اين جمله را با تلخي اش صد بار تضمين ميکنم


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



يک نفر هست که از پنجره ها / نرم و آهسته مرا مي خواند / گرمي لهجه ي باراني او / تا ابد توي دلم مي ماند

اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com




ميتوان از آب و نان ، وز جان خود حتي گذشت / ممکن اما نيست مجنون بود و از ليلا گذشت / عاشقان را خرقه اي پوشيدني جز چشم نيست / يا ز خير عشق ، يا ميبايد از دنيا گذشت

اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



گرچه سکوت بلندترين فرياد عالم است ولي گوشم ديگر طاقت فريادهاي تو را ندارد ، عزيز دلم کمي با من حرف بزن


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



براي کشتن يک پرنده يک قيچي کافيست ، لازم نيست آن را در قلبش فرو کني يا گلويش را با آن بشکافي ، پرهايش را بزن ، خاطره ي پريدن با او کاري مي کند که خودش را به اعماق دره ها پرت کند


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


اگه با تنهايي و غم تموم بشه عمرم / بدون که تو رو فراموش نميکنم عمرا


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


اگر تنهاترين تنها شوم باز خدا هست ، او جانشين همه ي نداشتن هاي من است


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


خدا به من زيستي عطا کن که در لحظه ي مرگ ، به بي ثمري لحظه اي که براي زيستن تلف کردم ، سوگوار نباشم


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



ارزش وجودي انسان به اندازه ي حرف هايي است که براي نگفتن دارد



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com

شاخه گلت سالها بود در ميان دفترت خوابيده بود ، بي اجازت امروز بيدارش کردم

اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



همه بغض من تقديم غرور نازنينت باد ، غروري که لذت دريا را به چشمانت حرام کرد


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


خيالت راحت ، ديگر اشکي نيست که به بالينت بريزد و احساس را شکوفا کند ، تنها بغضيست که فرو رفتنش حسرت در چشمانم مي تازد

اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com




بريدم بند ناف دلبستگي را با قيچي دلسردي

نوشته شده در تاريخ جمعه بيست و ششم آذر 1389 توسط گروه سايت هاي گيتا | 3 ?U?  

C? C? C? ?CO?C??  


پرسيدن عشق چيست؟گفتم :؟آتش است,گفت :مگر ديده اي ,گفتم :در آن سوختم


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


اگر بداني چقدر سخت است ياد بودنت در عمق وحشت نبودنت ، مرا هرگز اينگونه رها نمي کردي


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


يک سلام از بي کسي تقديم تو ، از دورن کوچه ي دلواپسي تقديم تو ، هستي من گرچه ناقابل ولي تقديم تو ، يک سبد گل هاي ناز اطلسي تقديم تو


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


هر لحظه ي دوريت برام يک دنيا دلتنگي است و چقدر صبور است دل من ، چرا که به اندازه ي تمام لحظه هاي عاشق بودنم از تو دورم


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


دوست داشته باش و زندگي کن ، زمان هميشه از آن تو نيست


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com

تو دل منو شکستي اما من دل تو رو نمي شکنم ، چون يه دل شکسته بهتر از دو دل شکسته است


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


دلتنگي هميشه از نديدن نيست ، لحظه ي ديدار با همه ي زيبايي ، گاه پر از دلتنگي است


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


تو در آنجا من اينجا بي قرارم ، دل صبري تو داري من ندارم


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


مي نويسم من که عمري با خيالت زيستم ، گاهي از من ياد کن اکنون که ديگر نيستم

اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



اگر ليلي به مجنون داده مي شد ، دگر هيچ عاشقي رسوا نمي شد


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


زدي تير به قلبم رد نکردي ، جدايي را تو کردي من نکردم


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


يه عصا هزار بار ميخوره زمين تا صاحبش زمين نخوره ، عصاتم رفيق


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


خواب اصحاب کهف قصه تکراري ماست / ما همانيم که در غار دلت پوسيديم



اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


غم ها چو کوه گشته و بيداد ميکند / عمرش دراز باد آنکه ز ما ياد ميکند


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


خدا حافظ براي تو رهائي داشت / براي من غم تلخ جدائي داشت

اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com



گاهي به درد دل خود ميخندم ، خلق دارد تصور که دلي خوش دارم


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


در اوج يقين اگرچه ترديدي هست / در هر قفسي کليد اميدي هست


چشمک زدن ستاره در شب يعني / توي چمدان ماه ، خورشيدي هست


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


دو چشمت سرزمين آرزوها ، نگاهت داستان آشنائيست


امان از آن زمان که قلبم ، گرفتار خزان يک جدائيست


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


بي تو من از نسل بارانم ، چون ابر بهارانم گريانم


بي تو من با چشم گريان ، سيل غم برد آشيانم


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


بگم سلام دل ميگيره ، بگم عليک دل ميميره


فقط ميگم دوستت دارم ، اين جور دل آروم ميگيره


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


دواي درد غم خنده باشد ، خوشا آنکه ز غم دل کنده باشد


غم دنيا نخور اي يار ديرين ، که هر کس غم خورد ، بازنده باشد


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


دلم زيباترين دل هاست امروز / درون اين دلم غوغاست امروز


دلم را در طبق بنهاده بودم / دهم آن را به دست يار امروز


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


وقتي کسي نيست که به دادت برسه ، داد نزن


شايد از سکوتت بفهمند که چقدر درد و غم تو وجودته


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


پيام آشنائي مهربانيست / دل بي مهر را داني بها نيست


فقط دانم که انسانهاي عاشق / هم از غم هاي عالم رها نيست


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


تو را در مثنوي پيدا نکردم / حضور ديگري پيدا نکردم


سرودم هر غزل تنها تو بودي / برايت ثانوي پيدا نکردم 


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com

عشق از ازل است و تا ابد خواهد بود / جوينده ي عشق بي عدد خواهد بود / فردا که

قيامت آشکارا گردد / هرکس که نه عاشق است رد خواهد بود


اس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.com


گرچه از فاصله ي ماه ز من دورتري / ولي انگاه همين جا و همين دور و بري / ماه مي

تابد و انگار تويي مي خندي / باد مي آيد و انگار تويي مي گذري


اس ام اس عاشقانه - Www.smsloاس ام اس عاشقانه - Www.smslovely4u.comvely4u.com


اگر دنياي ما دنياي سنگ است / بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است / اگر دنياي ما دنياي

درد است / بدان عاشق شدن هم بهر رنج است / اگر عاشق شدن پس يک نگاه است / دل عاشق

شکستن صد گناه است


اس ام اس عاشقانه -

جنگ نرم

براي جنگ نرم در علوم نظامي از واژه‌هايي مانند جنگ رواني يا عمليات رواني استفاده مي‌شود و در علوم سياسي مي‌توان به واژه‌هايي مثل براندازي نرم، تهديد نرم، انقلاب مخملي و اخيراً واژه انقلاب رنگين اشاره کرد.


 مفهوم جنگ نرم:

جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسياري در علوم سياسي و نظامي مي‌باشد.

در علوم نظامي از واژه‌هايي مانند جنگ رواني يا عمليات رواني استفاده مي‌شود و در علوم سياسي مي‌توان به واژه‌هايي مثل براندازي نرم، تهديد نرم، انقلاب مخملي واخيراً واژه انقلاب رنگين اشاره کرد.

جنگ نرم نبرد همه جانبه، تدريجي، متناوب و منعطفي است که اهداف داخلي آن در بر گيرنده فروپاشي، براندازي از درون، استحاله و بي‌ثبات‌سازي است.

در تمامي اصطلاحات بالا هدف مشترک تحميل اراده گروهي بر گروه ديگر بدون استفاده از راه‌هاي نظامي است.

اصولاً جنگ‌هايي که از نوع نظامي است و از وسايل و ادوات نظامي در آن استفاده مي‌شود به عنوان جنگ سخت مشهور است ولي اگر در اين جنگ از وسايل، ادوات، کالاهاي فکري و فرهنگي استفاده شود، اصطلاحاً به آن جنگ نرم اطلاق مي‌شود.

بنابراين شاخصه‌هاي جنگ نرم، استفاده از ابزارهاي فکري و فرهنگي است.

آنچه به عنوان جنگ نرم در ادبيات غرب مطرح مي‌شود، بيشتر به عنوان قدرت نرم شناخته شده است.

بنابراين، واژه جنگ نرم در برابر جنگ سخت کاربرد دارد.البته گاهي به جاي جنگ از واژه‌هاي تهديد يا قدرت نيز استفاده مي‌شود ولي در نهايت معمولاً به يک مفهوم ختم مي‌شود.

نظريه جنگ نرم طي دهه‌هاي اخير وارد ادبيات سياسي شده است و منسجم‌ترين کتابي که در اين رابطه انتشار يافته با عنوان قدرت نرم از جوزف ناي است.

وي معتقد است مبناي قدرت سخت يا جنگ سخت بر اجبار و قدرت نرم بر امتناع است.

از مهمترين ويژگي‌هاي جنگ نرم کاهش خون‌ريزي و تلفات انساني و کوتاه‌تر شدن جنگ‌ها و برخوردهاي فيزيکي و در نتيجه کمتر شدن هزينه‌هاي مالي ارتش‌ها و جنگ‌ها شده است و به اين وسيله رژيم‌هايي عوض شده و يا شبه انقلاب‌هايي بدون خشونت شکل گرفته است.

هر حرکتي که روحيه يک ملت را هدف گيرد عمليات يا جنگ نرم و نوعي اعمال قدرت نرم است.

يکي از کساني که که در تاريخ گذشته روي اين مسئله کار کرده است،  سان تزو  مي‌باشد که در کتاب هنر جنگ خود مي‌گويد: مي‌شود جنگيد اما مهمترين کار اين است که شما در يک نبرد بدون جنگ پيروزي را بدست آوريد.

چيزي که او مد نظر قرار داده، همان عمليات رواني و جنگ نرم است.

او معتقد است بايد به استراتژي‌هاي رقيب و روحيه او حمله کرد، به گونه‌اي که آن‌ها بپذيرند که شکست خواهند خورد.

پديده جنگ نرم که هم اکنون به عنوان پروژه‌اي عظيم عليه جمهوري اسلامي ايران در حال تدوين و اجرا است، در شاخص‌هايي مانند ايجاد نابساماني اقتصادي، شکل دادن به نا رضايتي در جامعه، تاسيس سازمان‌هاي غيردولتي با اهداف خاص و در حجم گسترده، جنگ رسانه‌اي، عمليات رواني براي نا کارآمد جلوه دادن دستگاه اداري واجرايي دولت، تضعيف حاکمييت از طريق روش‌هاي مدني و ايجاد ناتوي فرهنگي متبلور شده است.


 اهداف جنگ نرم:

جنگ نرم و جنگ سخت در حقيقت يک هدف خاصي را دنبال مي‌کنند و آن تغيير کامل نظام سياسي يک کشور است و هدف اصلي اين جنگ، اعمال فشار براي ايجاد تغيير در اصول و رفتار يک نظام و يا به طور خاص تغيير خود نظام است.


اين اهداف را مي‌توان به چند دسته و شيوه تقسيم کرد:

الف) اهداف بلند مدت که براندزي نظام را دنبال مي‌کند و تاکنون به صورت موزائيکي عمل کرده است، يعني سعي نموده موارد مختلفي را در طول زمان در کنار هم قرار دهد تا در نهايت منجر به تضيف، نا کارآمدي، خالي کردن و در نهايت حذف جمهوري اسلامي ايران شود.

ب) اهداف ميان مدت تضعيف نظام و نا کارآمد کردن نظام را دنبال مي‌کنند.از نگاه ديگر مي‌توان اهداف جنگ نرم را به مقابله استراتژيک و مقاصد تاکتيکي تقسيم کرد.

با توجه به ماهيت اصلي جنگ نرم مي‌توان تا حدودي به برخي از مهمترين اهداف آن اشاره کرد که عبارتند از:

1) استحاله فرهنگي در جهت تاثير گذاري شديد بر افکار عمومي جامعه مورد هدف، با ابزار خبر و اطلاع رساني هدفمند وکنترل شده که نظام سلطه همواره از اين روش براي پيشبرد اهداف خود سود جسته است.

2) استحاله سياسي به منظور نا کارآمد جلوه دادن نظام مورد هدف و تخريب و سياه‌نمايي ارکان آن نظام.

3) ايجاد رعب و وحشت از مسائلي همچون فقر، جنگ يا قدرت خارجي سرکوب‌گر و پس از آن دعوت به تسليم از راه پخش شايعات و دامن زدن به آن براي ايجاد جو بي‌اعتمادي و ناامني رواني.

4) اختلاف افکني در صفوف مردم و برانگيختن اختلاف ميان مقام‌هاي نظامي و سياسي کشور مورد نظر در راستاي تجزيه‌طلبي سياسي کشور.

5) ترويج روحيه ياس و نااميدي به جاي نشاط اجتماعي و احساس بالندگي از پيشرفت‌هاي کشور.

6) بي‌تفاوت کردن نسل جوان به مسائل مهم کشور.

7) کاهش روحيه و کارآيي در ميان نظاميان و ايجاد اختلاف ميان شاخه‌هاي مختلف نظامي و امنيتي.

8) ايجاد اختلاف ميان سامانه‌هاي کنترلي و ارتباطي کشور هدف.

9) تبليغات سياه به وسيله شايعه‌پراکني، پخش تصاوير مستهجن و جوسازي از راه پخش شب‌نامه‌ها.

10) تقويت نارضايتي‌هاي ملت به دليل مسائل مذهبي، قومي، سياسي و اجتماعي نسبت به دولت به طوري که در مواقع حساس اين نارضايتي‌ها زمينه تجزيه کشور را فراهم کند.

11) تلاش براي بحراني و حاد نشان دادن اوضاع کشور از راه ارائه اخبار نادرست و تحليل نادرست.


چه افراد و تشکل‌هايي هدف جنگ نرم هستند؟

در حالت کلي مي‌توان گفت که گروه‌هاي هدف در جنگ نرم، رهبران، نخبگان و توده‌هاي مردم هستند.

نخبگان نيروهاي مياني را تشکيل مي‌دهند و مي‌توانند به عنوان تصميم‌گيران و تصميم‌سازان يک حکومت مطرح باشند.نخبگان جامعه مدني مانند رهبران احزاب و.... هم با آشفتگي ذهني خود مي‌توانند ترس را به مردم انتقال دهند، وحشت ايجاد کنند و روحيه ملت را در هم بشکنند.

جوزف ناي قدرت نرم را شيوه غيرمستقيم رسيدن به نتايج مطلوب بدون تهديد يا پاداش ملموس مي‌داند.اين شيوه غير مستقيم رسيدن به نتايج مطلوب قدرت است.

جنگ نرم، توانايي کسب آنچه که مي‌خواهيد از طريق جذب کردن نه از طريق اجبار يا پاداش مي‌باشد.


 شيوه اعمال جنگ نرم:

شيوه اين تاثيرگذاري بدين صورت است که ابتدا مجموعه مؤلفه‌هايي را در ارتباط با يک موضوع استخراج کرده، يعني در رابطه با موضوعي که مي‌خواهند القائي در مورد آن داشته باشند، چند مؤلفه را استخراج کرده و سعي مي‌کنند دست‌کم نيمي از مجموعه مولفه‌ها صادق باشد.

آنگاه اين اطلاعات صحيح را به عنوان پوشش و چتري به کار مي‌گيرند تا در دل آن، چند موضوع خلاف و نادرست را با تجزيه و تحليل‌هاي فکري و فرهنگي به کام مخاطب بريزند.بنابراين با جذابيت ظاهري که براي مخاطبان ايجاد مي‌کنند، آن‌ها را دچار مشکل مي‌کنند.

مهمترين و بالاترين سطح فريب آن است که فرد را به خودفريبي بکشانند.گاهي فرد فريب مي‌خورد اما مي‌داند که فريب خورده و چاره‌اي ندارد.

گاهي نيز فرد فريب مي‌خورد اما هرچه تلاش مي‌کنند او را از دايره و تور فريب بيرون بياورند، امکان‌پذير نيست، چرا که نمي‌خواهد باور کند که فريب خورده است.

شيوه ديگر اعمال جنگ نرم ايجاد ادبيات و روش‌هاي مطلوب براي جذب مخاطب مي‌باشد.هر انساني ارزش‌ها و هنجارهايي در ذهن خود دارد که اگر مطالبي که ديگران مي‌گويند تفاوت زيادي با اين ارزش‌هاي ذهني داشته باشد، آن را پس مي‌زند.به عنوان مثال هيچ‌گاه فردي مذهبي پيامي کاملاً ضدمذهبي را نمي‌پذيرد و شديداً با آن پيام مقابله مي‌کند.


 علل رويکرد از جنگ سخت به جنگ نرم دشمن عليه ايران:

1) اغلب نظريه‌پردازان معتقدند از آنجايي که حفظ تماميت ارضي و ايستادگي در مقابل دشمن خارجي هدف مشترک همه گروه‌هاي يک سرزمين مي‌باشد، استفاده از جنگ نظامي که موجبات تحريک احساسات ملي و وطن‌دوستي را پديد مي‌آورد، مناسب نمي‌باشد.

2) تحليل‌گران غربي معتقدند با توجه به منفور بودن کشور آمريکا در نزد ايرانيان هرگونه اقدام خشونت‌آميز عليه ايران (به ويژه اقدام نظامي)، نفرت ايرانيان از آمريکا و دولت آن را براي ساليان دراز ريشه‌دارتر خواهد کرد.

3) استفاده از جنگ سخت هر جند در برخي مواقع مطلوب است اما نتايج آن که به صورت ناامني بروز کرده، مي‌تواند منافع دراز مدت دشمن را تحت تأثير قرار دهد.

4) استفاده از اقدام خشونت آميز عليه ايران، امکان روي کار آمدن يک دولت هوادار آمريکا را در اين کشور با مشکلات زيادي روبرو خواهد کرد. دولت‌هاي دست نشانده دشمن همواره با خواست عمومي در تعارض بوده و در واقع دشمن را در يک درگيري مستمر مشغول مي‌دارد.

5) استفاده از نيروي نظامي عليه ايران، بي‌ثباتي و ناامني را در منطقه خاورميانه افزايش خواهد داد و دستيابي به منافع را براي مدت زيادي به تعويق مي‌اندازد.


راه‌هاي مقابله با جنگ نرم:

از آنجايي که جنگ نرم جنگي پيچيده‌تر و نامحسوس‌تر از جنگ سخت است به همين نسبت راه مقابله با آن نيز بايد با دقت و حساسيت انتخاب گردد.

تنها راه مقابله با جنگ نرم اين است که بايد کشورهايي که مورد هجوم جنگ نرم قرار مي‌گيرند آمادگي فرهنگي و علمي خود را در سطوح بسيار بالايي افزايش دهند تا طراحان اين جنگ نتوانند اهداف خود را در موضوعات مختلف اجرايي کنند.

آيه 194 سوره بقره مي‌فرمايد: 


فمن اعتدي عليکم فاعتدوا عليه بمثل مااعتدي عليکم 

وقتي دشمنان با شما وارد جنگ شدند، شما هم با آن‌ها مقابله به مثل کنيد.


اگر جنگ، جنگ اقتصادي است، به همان شيوه و اگر جنگ، جنگ فرهنگي و فکري است بايد مقابله به مثل ما هم به همان شيوه صورت بگيرد. به طور کلي و با توجه به بيانات مقام معظم رهبري به عنوان پرچمدار مبارزه با اين جنگ و رهنمودهاي تبيين گرايشان مي‌توان راه‌هاي مقابله با جنگ نرم دشمن را در موارد زير برشمرد:

1) افزايش بصيرت در همه عرصه‌ها

2) نقش خواص در روشن نمودن حقايق

3) مديريت متمرکز و هدايت کننده در امور فرهنگي

4) از بين بردن جهل و ناآگاهي از طريق واداشتن افراد و مخاطبين به تفکر و آگاهي

5) افزايش نگاه اميدوارانه در جامعه

6) بالا بردن ظرفيت مسئوليت‌پذيري در ميان مسئولان

7) استفاده از مدرنترين شيوه تبليغ در امور فرهنگي و ديني

8) هوشياري دستگاه اطلاعاتي کشور در مصاف جنگ نرم

9) لزوم توجه به حرکت‌هاي علمي

10) لزوم بومي‌سازي علوم انساني

11) تدوين استراتژي در حوزه خارجي و داخلي براي مقابله با جنگ نرم

12) پيشبرد طرح‌هاي توسعه‌اي

13) افزايش کارآمدي نظام اداري و اجرايي کشور

14) فراهم آوردن زمينه عضويت نخبگان در نهادهاي دولتي و سياسي با هدف جلوگيري از جذب آنان در جبهه مخالفان


 تهديد نرم، ابعاد و ويژگي‌هاي آن

استفاده از قدرت نرم وايجاد تغييرات مسالمت‌آميز و به کارگيري شيوه‌هاي نوين بيگانگان در امور کشور سبب شد تا رهبر معظم انقلاب در سخنان متعددي همگان را به لزوم آمادگي در برابر اين هجمه جديد جنگي دشمن فرا خواند ودانشجويان را به عنوان افسران و اساتيد دانشگاه‌ها را به عنوان فرماندهان اين عرصه معرفي کردند.

توجه به تغيير رويکرد دشمن در مقابله با نظلم اسلامي واستفاده از شيوه‌هاي متعدد جهت براندازي نظام اسلامي، لزوم شناخت ابعاد اين موضوع را بسيار مهم مي‌کند که تلاش شده در اين مبحث مفهوم جنگ نرم، شيوه‌هاي آن، ابزار جنگ نرم و راه کارهاي مقابله با آن مورد بررسي قرار گيرد.

اصولاً نرم‌افزارگرايي فراتر از سخت‌افزارگرايي و ملاحظات سنتي امنيتي - راهبردي به آن طيف از ملاحظات در سياست خارجي اشاره دارد که ارزشي و فرهنگي بوده و از ابعاد و پيامدهاي سياسي - امنيتي نيز برخوردار است.

اگر امنيت ملي يک کشور را، شرايط و فضايي بدانيم که يک ملت در چارچوب آن مي‌تواند اهداف و منافع ملي و حياتي خود را در برابر تهديدات داخلي و خارجي حفظ نمايد، با اين تعريف امنيت ملي يا ارزش‌هاي حياتي يک کشور داراي سه محور کلي خواهد بود.

الف) تماميت ارضي

ب) ايده و الگوهاي رفتاري

ج) حاکميت سياسي

با توجه به توضيحات فوق منظور از تهديد، عنصر يا وضعيتي است که ارزش‌هاي حياتي سه‌گانه ياد شده را به خطر اندازد.

بنابراين مي‌توان گفت، ساده‌ترين تعريف از تهديد، فقدان مفهوم ديگر يعني امنيت است.

اين وضعيت با به خطر افتادن ارزش‌ها و منافع حياتي يک کشور به وجود مي‌آيد. ليکن مطالعات امنيتي و تهديدشناسي همزمان با تحول جوامع، توسعه و تغييريافته و در مفاهيم امنيت، قدرت و تهديد تحول ايجاد شده است.

امنيت ملي و تهديدات آن، مفهوم مبهم، نسبي و توسعه نيافته است به اين معني که تعريف از امنيت ملي و تهديدات آن به پيش‌فرض‌هاي تعريف‌کننده بستگي دارد و به عبارتي زمان‌مند و مکان‌مند است.

در حقيقت رابطه بين امنيت، ملت و تهديدات رابطه‌اي قراردادي است که مصداق خود را از درون گفتمان‌هاي گوناگون مي‌جويد، با وجود اين تفاسير بر ويژگي‌هاي زير مي‌توان تأکيد کرد؛

1- اعتباري بودن؛

مفهوم تهديد و امنيت داراي حد و مرز اعتباري است و از حيث واژه‌شناسي نمي‌توان صرفاً به يک واژه تهديد که مترادف با فقدان امنيت تعريف شده، بسنده کرد.

از نگاه امنيتي موضوعات را مي‌توان در سه فضاي کلي اجتماعي، سياسي و امنيتي تقسيم نمود.

پديده‌ها را مي‌توان از نظر زماني و مکاني و با توجه به حساسيت‌هاي اجتماعي نسبت به آن، ميزان شيوع و فراگيري و توان مديريت آن‌ پديده، از پديده‌اي ساده تا بحراني امنيتي تقسيم نمود. 

بنابراين ممکن است يک پديده براي جامعه‌اي موضوع يا مسئله‌اي اجتماعي و سياسي و براي جامعه ديگر خطر يا بحران امنيتي تلقي شود، يا در دوره‌هاي زماني مختلف، ماهيت پديده در نظام سياسي تغيير يافته و تفسير و برداشت‌هاي مختلفي از جهت زماني نسبت به شدت و سطح تهديد و امنيت ارائه گردد.

بنابراين ماهيت تهديدات تابع فرهنگ استراتژيک، عقايد و نگرش بازيگران، محيط اجتماعي و ملي محل وقوع تهديد و … مي‌تواند متفاوت باشد.

2- نسبي بودن؛

امنيت و تهديد مفاهيمي نسبي و تابع زمان و مکان هستند.هيچ کشوري نمي‌تواند به امنيت مطلق دست يابد و يا فاقد هيچ‌گونه قدرت ملي در برابر تهديدات باشد، چون کشورها براساس افزايش قدرت ملي خود، به دنبال رقابت، کاهش تهديدات و افزايش امنيت ملي هستند.

نتيجه اين رقابت، ناامني براي ديگران است. از طرفي معمولاً براساس دوره‌هاي مختلف، نگرش‌هاي مختلف نسبت به امنيت و تهديد وجود دارد و در نهايت از جهت ماهيت، تهديدات کشورها وضعيت يکساني ندارند، ممکن است کشوري امنيت داخلي کافي داشته باشد ولي تهديدات خارجي آن جدي باشد يا اينکه از لحاظ نظامي از وضعيت مناسبي برخوردار باشد، لکن ارزش‌هاي فرهنگي و الگوهاي رفتار سياسي آن کشور در معرض خطر و شکست قرار گيرد.

3- ذهني بودن؛

تهديد از زمان شکل‌گيري تا تأثيرگذاري آن داراي مراحلي است که ممکن است اين مراحل طولاني يا کوتاه باشد، تهديدات ابتدا فرايندي ذهني است که در فرآيند زماني به وقوع مي‌پيوندد.

بايد انگيزه‌ها و بسترهاي تهديد شناسايي شود که معمولاً با برآورد تهديدات، سناريوهايي براي مقابله با آن، توسط کشورها طراحي مي‌شود، برآورد شناخت نيت و اهداف دشمن، ابزار و روش‌ها، آسيب‌ها و فرصت‌ها و… فرآيند‌هاي ذهني است که براساس آن سياست دفاعي کشورها تدوين مي‌گردد.


مطالعات امنيتي و تهديد

به طور کلي مطالعات امنيتي داراي چهار موج مطالعاتي و در قالب دو گفتمان منفي و مثبت معرفي شده است. در گفتمان منفي، امنيت سلبي است به اين معني که امنيت با نبود عامل ديگري که از آن به تهديد ياد مي‌شود، تعريف شده است.

اين گفتمان داراي پيشينه تاريخي طولاني است و دو موج مطالعاتي در درون خود دارد.

شاخص بارز موج اول مطالعات امنيتي سلبي، تأکيد بر بعد نظامي در تحليل امنيت و تهديدات است از اين ديدگاه براي مقابله با تهديد، توان نظامي را بايد افزايش داد.

موج دوم مطالعات امنيتي در گفتمان سلبي در پي نقد آثار سنت‌گرايان امنيت ملي و طرح اين ادعا، که بعد نظامي توان تحليل همه جانبه مسائل امنيتي جهان معاصر را ندارد، تحول تازه‌اي در مطالعات امنيتي به وجود آورد، بدين معني که براي تهديد و امنيت مؤلفه‌ها و ابعاد مختلف معرفي مي‌کند.

اين گروه امنيت ملي و تهديدات را چند وجهي دانسته و نتيجه مي‌گيرند که امنيت و تهديد پديده‌اي متأثر از پديده‌هاي مختلف مادي - ذهني است.

موج دوم مطالعات امنيتي و تهديدات با نگرش سلبي، به اقتضاي ماهيت آن، طيف گسترده و متنوعي از صاحب‌نظران را دربر مي‌گيرد که شاخصه اصلي آن روي‌گرداني از محوريت مؤلفه نظامي در تعريف و تهديد امنيت ملي و تهديدات است.

مهم‌ترين مؤلفه‌هايي که در اين رويکرد مورد توجه بوده، ابعاد اقتصادي، زيست‌محيطي، فرهنگي، علمي و فناوري است.

در هر صورت امنيت و فقدان تهديدات امنيت ملي، تابع قدرت و متغير وابسته به آن است و اين قدرت مي‌تواند مؤلفه‌هاي متفاوت و متنوعي داشته باشد.

بنابراين تهديدات، در اين رويکرد شامل تهديدات اجتماعي، سياسي، فرهنگي و نظامي مي‌باشد.

در گفتمان مثبت امنيت و تهديد که به دنبال نقد مباني و اصول گفتمان امنيت منفي و سلبي در هر دو موج مطالعاتي سنتي و فراسنتي است، اعتقاد بر اين است که امنيت و تهديدات يک مفهوم و متغير وابسته و دست دوم نيست و داراي مباني و محتواي پيچيده فلسفي است.

در اين گفتمان سعي بر آن است تا با پرهيز از سلبي‌گري صرف و توجه به بعد ايجابي امنيت تعريف و تصوير جامع‌تري ارائه شود.

در اين گفتمان، امنيت به نبود تهديد تعريف نمي‌شود، بلکه افزون بر فقدان تهديد، وجود شرايط مطلوب براي تحقق اهداف و خواسته‌هاي ملي نيز مدنظر است.

اين رويکرد براي امنيت و تهديد، ماهيت تأسيسي قائل است و بر اين باور است که تهديد، تنها در وضعيتي وجود دارد که آن جامعه در سطح قابل قبولي از اطمينان براي تحصيل و پاسداري از منافع ملي و ارزش‌هاي حياتي‌اش نباشد.

بنابراين امنيت ملي در اين گفتمان عبارت است از توانايي و شرايط عيني که در بستر آن مي‌توان به منافع ملي دست يافت.

در اين نگاه امنيت ملي، حتي نسبت به منافع ملي از اولويت برخوردار است، چرا که تحقق و عدم تحقق منافع ملي و تهديدات در گرو بود يا نبود امنيت است.

در چارچوب اين ديدگاه، ممکن است جامعه‌اي با وجود نداشتن تهديدات خارجي يا داخلي، به دليل ناتواني از دستيابي به منافع ملي، وضعيت ناامني داشته باشد. در مجموع، مي‌توان گفت، دو گفتمان ايجابي و سلبي موجب دو نگرش در تعريف و تبيين مفاهيم امنيت و تهديد شده است که با نگاه ايجابي امنيت عبارت است از: توانايي و شرايط عيني و ذهني که در بستر آن بتوان منافع ملي و ارزش‌هاي حياتي را محقق ساخت. 

با اين نگاه مي‌توان تهديد را به شرايطي اطلاق نمود که يک کشور براي دستيابي به منافع ملي و ارزش‌هاي حياتي خود از توانايي و شرايط لازم برخوردار نباشد، به طور طبيعي فقدان شرايط و توانايي‌ها براي تحقق اهداف ملي و پيشبرد منافع و ارزش‌هاي حياتي يک کشور مي‌تواند متأثر از محيط ملي يک واحد سياسي يا محيط منطقه‌اي و جهاني باشد، بنابراين فقدان توانايي براي دستيابي به منافع ملي که مخاطره‌اي جدي براي يک کشور تلقي مي‌شود الزاماً مي‌تواند محدود به تهديد خارجي و بعد نظامي تهديد نباشد.

در نگاه و نگرش سنتي که رويکرد سخت‌افزارانه است، هدف اصلي از تهديدات، تحميل اراده به منظور تغييرات اساسي در يک نظام سياسي و يا تغيير الگوي رفتاري يک کشور مي‌باشد که به طور طبيعي به موجب آن تهديد حيات سياسي آن کشور به مخاطره مي‌افتد، ليکن در نگرش ايجابي يک کشور مي‌تواند در شرايط فقدان تهاجم نظامي و يا اقدامات داخلي براندازانه امنيتي، توانايي پاسداري و پيشبرد ايده يا خط‌مشي‌هاي نظام سياسي خود را نداشته باشد.

اين تلقي از تهديد با شرايط متحول جوامع معاصر همخواني بيشتري دارد.


 تهديد سخت و نرم

تهديدات را مي‌توان از جهت شدت، شکل، هدف، موضوع، ماهيت و… دسته‌بندي نمود. در اين مبحث تهديدات را به لحاظ شدت و با توجه به موضوع اين مقاله به دو گروه سخت و نرم تقسيم مي‌کنيم؛

1- تهديد سخت

هرگاه به موجب اقداماتي استقلال و تماميت ارضي کشور در خطر (بالفعل يا بالقوه) هجوم نيروهاي نظامي کشور ديگر يا اتحادي از کشورهاي خارجي يا گروه‌هاي معارض مسلح داخلي قرار گيرد، تهديد سخت واقع شده است.

در اين تهديد عمدتاً هدف اشغال سرزمين است. تهديدات سخت متکي به روش‌هاي فيزيکي، عيني، سخت‌افزارانه و همراه با اعمال و رفتارهاي خشونت‌آميز، براندازي آشکار و با استفاده از شيوه زور و اجبار و حذف دفعي و اشغال سرزمين است.

اين تهديدات عمدتاً محسوس، واقعي و عيني و با عکس‌العمل‌هاي فيزيکي همراه مي‌باشد. ظهور اين نوع تهديدات عمدتاً مربوط به دوره استعمار کهن است که قدرت‌هاي استعماري با لشکرکشي، اعمال زور و کشتار و اشغال و الحاق سرزمين، اهداف خود را تأمين مي‌کردند. البته شکل‌هاي مدرن تهديد سخت در عصر حاضر را مي‌توان در لشکرکشي‌هاي امريکا و متحدان آن به افغانستان و عراق مشاهده کرد.


2- تهديد نرم

يکي از متغيرهاي محوري نوشتار حاضر، نرم‌افزارگرايي بر پايه قدرت نرم در چارچوب امنيت ملي است. اين قدرت به عنوان منبع خاص اعمال قدرت امريکا بر مباني فرهنگي - ارزشي و اقتصادي مبتني است.

تهديد نرم را مي‌توان تحولاتي دانست که موجب دگرگوني در هويت فرهنگي و الگوهاي رفتاري مورد قبول يک نظام سياسي مي‌شود.

تهديد نرم نوعي سلطه کامل در ابعاد سه‌گانه حکومت، اقتصاد و فرهنگ است که از طريق استحاله الگوهاي رفتاري ملي در اين حوزه‌ها و جايگزيني الگوهاي نظام سلطه‌اي تهديد محقق مي‌شود.

با اين نگرش، تمامي اقداماتي که موجب شود تا اهداف و ارزش‌هاي حياتي يک نظام سياسي (زيرساخت‌هاي فکري، باورها و الگوهاي رفتاري در حوزه اقتصاد، فرهنگ و سياست) به خطر افتد، يا موجب ايجاد تغيير و دگرگوني اساسي در عوامل تعيين‌کننده هويت ملي يک کشور شود، تهديد نرم به شمار آيد.

در تهديد نرم، بدون منازعه و لشکرکشي فيزيکي، کشور مهاجم اراده خود را بر يک ملت تحميل و آن را در ابعاد گوناگون با روش‌هاي نرم‌افزارانه اشغال مي‌کند.

ترديد در مباني و زيرساخت‌هاي فکري يک نظام سياسي، بحران در ارزش‌ها و باورهاي اساسي جامعه، بحران در الگوهاي رفتاري جامعه و بحران‌هاي پنج‌گانه سياسي (هويت، مقبوليت، مشارکت، نفوذ و توزيع) را مي‌توان از مؤلفه‌هاي اين تهديد نام برد.

تغييرات حاصل از تهديد نرم، ماهوي، آرام، ذهني، تدريجي و نرم‌افزارانه است.

اين تهديد همراه با آرامش و خالي از روش‌هاي فيزيکي و با استفاده از ابزارهاي تبليغات، رسانه، احزاب، تشکل‌هاي صنفي و قشري و شيوه القاء و اقناع انجام مي‌پذيرد. در حال حاضر جهاني‌سازي فرهنگ مترادف با مفهوم تهديد نرم تلقي مي‌شود.

در مجموع مي‌توان فهرست زير را به مثابه نقاط افتراق تهديدات سخت و نرم در اين مقاله، برشمرد:


1-2. حوزه تهديد نرم، حوزه اجتماعي، فرهنگي و سياسي است در حالي که حوزه تهديد سخت امنيتي - نظامي مي‌باشد.


2-2. تهديدات نرم پيچيده و محصول پردازش ذهني نخبگان و اندازه‌گيري آن مشکل است در حالي که تهديدات سخت عيني، واقعي و محسوس است و مي‌توان آن را با ارائه برخي از معيارها، اندازه‌گيري کرد.


3-2. روش اعمال تهديدات سخت استفاده از زور و اجبار است در حالي که در تهديد نرم، از روش القاء و اقناع‌سازي بهره‌گيري مي‌شود.


4-2. هدف در تهديدات سخت، تخريب و حذف فيزيکي حريف و تصرف و اشغال سرزمين است در حالي که در تهديد نرم هدف تأثيرگذاري بر انتخاب‌ها، فرآيند تصميم‌گيري و الگوهاي رفتاري حريف و در نهايت سلب هويت‌هاي فرهنگي است.


5-2. مفهوم امنيت در رهيافت‌هاي نرم‌افزارانه شامل امنيت ارزش‌ها و هويت‌هاي اجتماعي است در حالي که اين مفهوم در رهيافت‌هاي سخت‌افزارانه به معناي نبود تهديد خارجي تلقي مي‌شود.


6-2. تهديدات سخت، محسوس و همراه با عکس‌العمل و برانگيختن است در حالي که تهديدات نرم به دليل ماهيت غيرعيني و محسوس آن، عمدتاً فاقد عکس‌العمل است.

7-2. مرجع امنيت در حوزه تهديدات سخت عمدتاً دولت‌ها هستند در حالي که مرجع امنيت در تهديدات نرم محيط فروملي و فراملي (هويت‌هاي فروملي و جهاني) است.

8-2. کاربرد قدرت سخت در رويکرد امنيتي جديد عمدتاً مترادف با فروپاشي نظام‌هاي سياسي - امنيتي مخالف يا معارض است در حالي که کاربرد قدرت نرم در رويکردهاي امنيتي جديد عليه نظام‌هاي سياسي مخالف يا معارض، مترادف با فرهنگ‌سازي و نهادسازي در چارچوب انديشه و الگوهاي رفتاري نظام‌هاي ليبرال و دمکراسي تلقي مي‌شود.


 اهميت و ابعاد تهديدات نرم

پيچيده‌ترين و مهم‌ترين مؤلفه امنيت ملي در هر کشور، امنيت فرهنگي است.

براي يک کشور که هويت فرهنگي آن، مؤلفه اصلي تلقي مي‌شود، اين امر اهميت بيشتري خواهد داشت و هر چه اين حکومت، مباني فکري و اعتقادي و الگوهاي رفتاري ديگران را به چالش بيشتري کشانده باشد، از تهديدات بيشتري برخوردار خواهد بود.

بنابراين، تهديدات فرهنگي که از آن به تهاجم فرهنگي و يا تهديد نرم ياد مي‌شود، به دنبال ايجاد انواع بحران‌هاي فرهنگي - سياسي در جامعه براي دستيابي به اهداف و اغراض سياسي است.

هدف اصلي از اين نوع تهديد، حذف باورمندي جامعه، سلب اراده و روحيه مقاومت و در مجموع استحاله فرهنگي - سياسي است.

در اين نوع تهديد تلاش مي‌شود ملتي داراي آرمان به ملت بي‌آرمان تبديل شود و آن هم به دست خود، الگوهاي رفتاري خود را در حوزه‌هاي اقتصادي، سياسي و فرهنگي به چالش اندازد.

هدف از هر نوع تهديد تأثيرگذاري بر انديشه، عواطف و اراده و سرانجام به تسليم کشاندن حريف است. بنابراين نقطه مشترک همه تهديدات، تحميل اراده به نيروي مقابل است. تفاوت‌هاي تهديدات، در به کارگيري روش‌ها، ابزارها و… است.

تهديد مي‌تواند با تأکيد بر توان فيزيکي (لشکرکشي، اشغال خاکريز و سرزمين، نابودي و کشتن انسان‌ها و ويران نمودن مراکز اقتصادي) اجرا شود و يا مي‌تواند با تکيه بر روش‌هاي سياسي، رواني و شيوه‌هاي غيرخشونت‌آميز و با به کارگيري قدرت نرم براي تأثيرگذاري بر اراده حريف و نيروي مقابل انجام گيرد.

بي‌ترديد اگر فکر، اراده و قدرت روحي حريف تسخير شود، کاربرد قدرت سخت و لشکرکشي ضرورتي نخواهد داشت.

از همين رو، قدرت‌هاي استکباري با کاربرد عمليات رواني، مقاومت ملت‌ها و نظام‌هاي سياسي را پيش از عمليات نظامي فرو مي‌ريزند يا براي سرعت بخشيدن در اهداف عمليات نظامي، اقتصادي و سياسي از سلاح عمليات رواني به منظور سلب اراده و انگيزه نبرد در نخبگان يک کشور، مردم و نيروهاي مسلح بهره مي‌گيرند و عملاً خاکريزهاي دفاعي کشور بدون خونريزي سقوط مي‌کند.

بنابراين تهديد نرم، امروزه مؤثرترين، کارآمدترين و کم‌هزينه‌ترين و در عين حال خطرناک‌ترين و پيچيده‌ترين نوع تهديد عليه امنيت ملي يک کشور است، چون مي‌توان با کمترين هزينه با حذف لشکرکشي و از بين بردن مقاومت‌هاي فيزيکي به هدف رسيد؛ زيرا با عواطف، احساسات، فکر و انديشه و باور و ارزش‌ها و آرمان‌هاي يک ملت و نظام سياسي ارتباط دارد. ابعاد اين جنگ و تهديد گسترده‌تر و مخرب‌تر است زيرا دين، فکر و آرمان ملت‌ها را آماج تهاجم خود قرار مي‌دهد.

تهديد نرم به روحيه، به عنوان يکي از عوامل قدرت ملي خدشه‌ وارد مي‌کند، عزم و اراده ملت را از بين مي‌برد، مقاومت و دفاع از آرمان و سياست‌هاي نظام را تضعيف مي‌کند.

فروپاشي رواني يک ملت مي‌تواند مقدمه‌اي براي فروپاشي سياسي - امنيتي و ساختارهاي آن باشد.

جوزف ناي قدرت نرم را شيوه غيرمستقيم رسيدن به نتايج مطلوب بدون تهديد يا پاداش ملموس مي‌داند.

اين شيوه غيرمستقيم رسيدن به نتايج مطلوب چهره دوم قدرت است.

بر اين پايه يک کشور مي‌تواند به مقاصد موردنظر خود در سياست جهاني نايل آيد، چون کشورهاي ديگر، ارزش‌هاي آن را مي‌پذيرند، از آن تبعيت مي‌کنند، تحت تأثير پيشرفت و آزادانديشي آن قرار مي‌گيرند و در نتيجه خواهان پيروي از آن مي‌شوند.

در اين مفهوم آنچه مهم تلقي مي‌شود، تنظيم دستورالعملي است که ديگران را جذب کند. بنابراين قدرت نرم، توانايي کسب آنچه که مي‌خواهيد از طريق جذب کردن نه از طريق اجبار و يا پاداش مي‌باشد. (جوزف ناي، 2004، ص 5).

نمونه‌هاي فراواني از کاربرد تهديد نرم، در صفحات تاريخ وجود دارد. در حال حاضر، همه کشورها به نوعي ديگر در معرض اين نوع تهديد هستند.

قدرت‌هاي استکباري، تشکيلات، امکانات و نيروي انساني و ابزارهاي پيشرفته و پيچيده و مراکز علمي و پژوهشي خود را به صورت گسترده در اختيار اين جنگ قرار داده‌اند.

با ظهور فناوري جديد و علوم ارتباطات، ظهور وسايل ارتباط‌جمعي و رسانه‌هاي متنوع نوين، ابعاد تهديد نرم، گسترده‌تر و پيچيده‌تر شده است.

بخش قابل توجهي از نظريه‌هاي جديد امنيتي و راهبردهاي قدرت‌هاي سلطه‌گر، به ويژه راهبرد امنيت ملي امريکا که در سال 2006 ميلادي منتشر شده است و همچنين راهبرد امنيت منطقه‌اي امريکا (طرح خاورميانه بزرگ) بر کاربرد قدرت نرم جهت امنيت‌سازي تأکيد دارد و بسياري از صاحب‌نظران و نظريه‌پردازان علوم سياسي و روابط بين‌الملل، تهديدات قرن 21 را تهديدات نرم و يا جهاني‌سازي فرهنگ مي‌دانند.

در دوران جنگ سرد و حتي پس از آن با تفاوت اندکي، کماکان سياست نرم‌افزاري در پرتو سياست واقع‌گرايي قرار داشت. حوادث 11 سپتامبر نقطه عطفي در اين زمينه محسوب مي‌شود. 

در هيچ برهه‌اي از زمان، دولت‌مردان امريکا تا اين ميزان بر مضامين ارزشي و اخلاقي به عنوان منابع نرم قدرت تأکيد نداشته‌اند. 

حتي نخستين تجلي‌هاي سياست‌هاي امنيتي امريکا بعد از اين تاريخ که از ماهيت سخت‌افزاري و راهبردي برخوردار بودند، آموزه‌هاي ارزشي محور را دستمايه عملي قرار دادند. 

با وجود اين با توجه به تجربه تاريخي، ملاحظات نرم‌افزارگرايانه در سياست خاروميانه‌اي امريکا تحت تأثير مؤلفه‌هاي راهبردي - امنيتي نظام بين‌المللي و منطقه‌اي به حاشيه رانده شده است. 

براي تبيين اهميت و ابعاد تهديد نرم پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و پايان جنگ سرد، مي‌توان گزارش کميته خطر جاري، راهبرد امنيت ملي امريکا و طرح خاورميانه بزرگ را مورد توجه قرار داد.


 کميته خطر جاري

کميته خطر جاري عنوان کميته‌اي است که در دهه 1970 و در اوج جنگ سرد توسط گروهي از سناتورهاي امريکايي، مسئولان ارشد وزارت خارجه، اساتيد برجسته علوم سياسي، مؤسسه مطالعاتي امريکن اينتر پرايز و گروهي از مديران با سابقه سيا و پنتاگون تأسيس شد.

هدف از تأسيس اين کميته، خروج از بن‌بستي بود که در دوران جنگ سرد ميان دو ابرقدرت زمان يعني ايالات متحده امريکا و اتحاد جماهير شوروي در توازن هسته‌اي به وجود آمده بود. 

اعضاي اين کميته با منتفي دانستن جنگ سخت بين دو ابرقدرت، تنها راه به زانو درآوردن رقيب را در جنگ نرم و فروپاشي از درون طراحي و به اجر ا درآوردند. 

راهکارهاي دکترين مهار، نبرد رسانه‌اي و ساماندهي نافرماني مدني، به عنوان راهبردهاي جنگ نرم در اين دوره توسط اين کميته معرفي شد. 

پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و پايان جنگ سرد، فعاليت اين کميته براي يک دهه به حالت تعليق درآمد و پس از حادثه 11 سپتامبر، بار ديگر عناصري از اين کميته گرد هم آمدند و با تجزيه و تحليل فرصت‌ها و تهديدات فراروي دولت امريکا اين کميته را فعال کردند. 

يکي از اقدامات اين کميته تدوين راهبرد امنيت ملي امريکا، جهت يک دوره چهار ساله براي دولت بوش در ارتباط با ايران است.

در گزارش اين کميته آمده است که ايران به لحاظ وسعت سرزمين، کميت و کيفيت نيروي انساني، امکانات نظامي، منابع سرشار و موقعيت جغرافيايي ممتاز در منطقه خاورميانه و هارتلند نظام بين‌الملل، به قدرتي بي‌بديل تبديل شده است که ديگر نمي‌توان با يورش نظامي آن را سرنگون کرد.

بنابراين به زعم پالمر و اعضاي کميته، تنها راه سرنگوني جمهوري اسلامي ايران پيگيري جنگ نرم با استفاده از سه تاکتيک دکترين مهار، نبرد رسانه‌اي و ساماندهي نافرماني مدني ممکن است. 

متن اين گزارش که با عنوان ايران و امريکا، رهيافت جديد تنظيم شده داراي 15 محور است که در محورهاي پانزده‌گانه براي چگونگي اجرايي نمودن راهبردهاي سه‌گانه پيشنهاداتي ارائه مي‌دهد.

در مجموع مي‌توان گفت هدف اصلي راهبرد امنيت ملي امريکا، جهاني‌سازي فرهنگ و حاکميت الگوهاي رفتاري ليبرال‌دمکراسي در جهان و تلاش در جهت تغيير رفتار و ساختارهاي نظام‌هاي غيرليبرال است، به طوري که در اين سند ليبراليزه کردن جهان به عنوان يک رسالت معرفي شده است.

بنابراين ماهيت تهديد پس از فروپاشي شوروي، تهديد نرم و تهديدات هنجاري و فرهنگي است. از ديدگاه نظريه‌پردازان جديد غرب، جهان اسلام و رشد اسلام سياسي در آن، به مثابه گفتمان غالب در خاورميانه، چالش اصلي فرهنگ ليبرال‌دمکراسي است.

در اين چارچوب و به استناد گزارش کميته خطر جاري در مورد نحوه برخورد با جمهوري اسلامي ايران مي‌توان گفت، جلوگيري از روند رو به رشد اسلام‌گرايي و عمق استراتژيک قدرت نرم جهان اسلام در مقابل قدرت نرم جهان غرب بخش مهمي از محتواي سند استراتژي امنيت ملي امريکا مي‌باشد که جايگزين استراتژي سد نفوذ شوروي شده است. از اين ديدگاه، تهديد امنيت ملي امريکا، تهديدات نرم، نامتقارن و ترکيبي است که منابع آن در کشورها و رژيم‌هاي ضدامريکايي و غيرليبرال خاورميانه معرفي شده است.


 قدرت ملي و قدرت نرم

قدرت ملي را مي‌توان امکان تحميل اراده و خواست يک بازيگر به ديگر بازيگران تعريف کرد. زماني که کشوري توانايي، اراده و ظرفيت لازم را در اختيار دارد و در پرتو آن مي‌تواند، اهداف و ارزش‌هاي حياتي خود را حفظ، توسعه و تعميق بخشد، در واقع آن کشور از قدرت ملي لازم برخوردار است.

قدرت ملي داراي مؤلفه‌هاي نظامي، سياسي، فناوري، اقتصادي، ژئوپليتيکي، انساني، فرهنگي و… است. در چارچوب اين مقاله مي‌توان قدرت ملي را به قدرت نرم و قدرت سخت تقسيم نمود.

قدرت در چهره جديد خود لزوماً آشکار نمي‌باشد، با فرهنگ و انديشه آميخته شده و در نظريه‌هاي جديد عمدتاً ماهيت نرم‌افزارانه پيدا نموده است. اين رويکرد برخلاف نگرش سنتي است که عمدتاً رويکردهاي سخت‌افزارانه به ويژه با تأکيد بر بعد نظامي و اقتصادي شکل مي‌گرفت.

صحنه روابط بين‌الملل، صحنه رويارويي قدرت است. سرنوشت کشورها تابع ميزان توليد و گسترش قدرت و ميزان تأثيرگذاري بر حريف است.به طور طبيعي کشوري مي‌تواند اهداف و مقاصد ملي خود را پيش ببرد که قدرت بيشتري را به صحنه بياورد و به بهترين روش، قدرت حريف را تضعيف نمايد.

قدرت ملي شامل قدرت نظامي، سياسي، اقتصادي، اطلاعاتي، فرهنگي، تبليغي و… است. در حال حاضر، برجسته‌ترين مظهر و نمود قدرت ملي، قدرت فرهنگي به معناي عام و قدرت رواني - تبليغي به معناي خاص است که بازيگران در صحنه روابط بين‌الملل تلاش مي‌کنند اين بعد قدرت را که ما در اين مقاله به عنوان قدرت نرم معرفي نموده‌ايم، افزايش و گسترش داده و با استفاده از اين وجه قدرت، بر ساير بازيگران تأثير گذاشته و آنها را از ميدان رقابت خارج ‌سازند. ويژگي اين وجه از قدرت، با مفهوم اقناع و رضايت‌مندي همراه است. قدرت نرم از سه سطح راهبردي، مياني و تاکتيکي تشکيل مي‌شود.


1- سطح راهبردي قدرت نرم

اين سطح از قدرت نرم که متأثر از فرهنگ استراتژيک کشور است، به سطح رهبران و نخبگان يک کشور بازمي‌گردد. و بالاترين سطح رويارويي قدرت نرم تلقي مي‌شود. هدف اصلي در اين سطح افزايش قدرت هنجارسازي خود و تضعيف قدرت هنجارسازي حريف در محيط بين‌المللي است.

به هر ميزاني که بازيگران بتوانند در اين سطح قدرت ايجاد کنند و يا بر قدرت هنجارسازي ديگران تأثير بگذارند، امکان پيروزي بيشتري خواهند داشت. هدف از اين تهديد در اين سطح تهديد نرم يا اجراي عمليات رواني استراتژيک، تأثيرگذاري بر برآورد‌ها و شناخت نخبگان و رهبران حريف (تأثير بر شناخت) و همچنين ارعاب و تأثير بر عزم و اراده (تأثير بر روحيه و قدرت ايستادگي) آنان مي‌باشد.


2- سطح مياني قدرت نرم

اين سطح از قدرت نرم بر عنصر مردمي قدرت ملي کشور تأکيد دارد. قدرت نرم در اين سطح، از فرهنگ ملي متأثر است. اين سطح از اهداف و سطح استراتژيک پشتيباني مي‌کند و به تصميمات نخبگان و رهبران مشروعيت بخشيده و بر عزم و اراده آنها تأثير مي‌گذارد. 

هدف سطح مياني تهديد نرم، سلب اراده و انگيزه از مردم و بي‌تفاوت نمودن جمعيت‌هاي همراه و تبديل آنها به جمعيت‌هاي معارض، مخالف و بي‌تفاوت و شکل دادن به نافرماني‌هاي مدني با ايجاد شکاف بين دو سطح راهبردي و مياني است. 

تهديد نرم، در اين سطح مي‌تواند بر ميزان حمايت مردم از سياست‌هاي نظام و نخبگان مؤثر باشد همچنين حمايت عاطفي - رواني نيروهاي مسلح تحت تأثير اين سطح است، در صورتي که کشوري از قدرت نرم لازم در اين سطح برخوردار باشد، به طور طبيعي آن کشور فاقد بحران‌هاي پنج‌گانه سياسي، مشروعيت، نفوذ، مشارکت، توزيع و هويت خواهد بود و بازدارندگي مردمي در برابر تهديد نرم شکل خواهد گرفت؛ در مقابل، وجود بحران‌هاي پنج‌گانه فوق و همچنين نبود قدرت هنجاري و الگوهاي رفتاري برتر و کارامد و با قابليت نهادينه نمودن در حوزه فرهنگ ملي مي‌تواند يک کشور را آسيب‌پذير کند.


3- سطح تاکتيکي قدرت نرم

پايين‌ترين سطح رويارويي قدرت نرم در سطح نيروهاي مسلح کشور شکل مي‌گيرد. اين سطح از قدرت نرم از فرهنگ دفاعي کشور متأثر است. 

در اين سطح از قدرت نرم، تقابل اراده و روحيه جنگي رزمندگان دو يا چند کشور در ميدان نبرد شکل مي‌گيرد. هدف اصلي از تهديد نرم در اين سطح، سلب اراده و روحيه مقاومت در جبهه حريف است، تصوير 1 منابع قدرت نرم و سطوح مخلتف آن را نشان مي‌دهد همچنين کارويژه‌هاي تهديد نرم را در هر يک از سطوح سه‌گانه معرفي مي‌کند.


ابعاد تهديد نرم

در صورتي که تهديد نرم مترادف با تهديدات سياسي - فرهنگي در نظر گرفته شود، شاخص‌هايي در دو حوزه فرهنگي و سياسي به عنوان ابعاد تهديد نرم مطرح مي‌شود:


1- ابعاد تهديد نرم در حوزه فرهنگ

فرهنگ بيانگر شخصيت و هويت ملي کشور و دستاورد معرفتي و فني انسان و همه جوامع است. فرهنگ کشور داراي سه سطح کلي است. 

مفروضات اساسي و زيرساخت‌هاي فکري هر کشور (باورها) سطح اول فرهنگ تلقي مي‌شود. همچنين فرهنگ ملي کشور، داراي مجموعه‌اي از بايدها و نبايدها و ارزش‌ها است که سطح دوم آن را تشکيل مي‌دهد و در نهايت الگوهاي رفتاري و اقدام يک کشور، لايه سوم فرهنگ ملي تلقي مي‌گردد. با اين توصيف مي‌توان گفت ابعاد تهديد نرم در حوزه فرهنگ عبارت است؛

الف- تهديد باورهاي (مفروضات اساسي) کشور در سه سطح نخبگان، مردم، نيروهاي مسلح

ب- تهديد ارزش‌هاي اساسي کشور در سه سطح نخبگان، مردم، نيروهاي مسلح و ...

ج- تهديد الگوهاي رفتاري کشور در سه سطح نخبگان، مردم، نيروهاي مسلح و ...

فرهنگ استراتژيک کشور بر نوع تلقي و الگوهاي رفتاري نخبگان و رهبران يک کشور و توان ديپلماسي آن تأثير مي‌گذارد.

در صورت وقوع تهديد نرم، در اين سطح کشور حريف مي‌تواند با مديريت ادراک، انديشه و عزم رهبران و نخبگان خودي را (باورها، ارزش‌ها و الگوهاي رفتاري آنان) تحت تأثير قرار دهد.

همچنين فرهنگ ملي، شامل باورها، ارزش‌ها و الگوهاي رفتاري نهادينه شده در جامعه است که تهديد نرم در اين حوزه مي‌تواند بر آنها تأثير گذارد.

همچنين فرهنگ دفاعي کشور که منبع قدرت نرم در نيروهاي مسلح است در صورت وقوع تهديد نرم در اين سطح، موجب از بين رفتن عزم و اراده نبرد و قدرت بازدارندگي رواني مي‌شود.


2- ابعاد تهديد نرم در حوزه سياسي

دولت‌ها به مثابه واحد سياسي در نظام بين‌الملل با مؤلفه‌هاي جمعيت، قلمرو، حکومت و حاکميت و نظام ارزشي مشخص، شناخته مي‌شوند. اين واحدها همواره با تحولاتي از داخل و خارج مواجه‌اند.برخي از تحولات موجب افزايش قدرت سياسي و برخي موجب تضعيف قدرت سياسي آنها مي‌شود.

هر نظام سياسي براي حفظ بقامندي خود، نيازمند ثبات سياسي و انسجام ملي است. بنابراين افزايش مشروعيت سياسي نخبگان و رهبران يک کشور به توانايي‌هاي آنها در ايجاد انسجام سياسي و برخورداري از حمايت، رضايت‌مندي و قدرت اقناع‌سازي افکارعمومي بستگي دارد.

به طور طبيعي در صورتي که دولتي نتواند قدرت سياسي لازم را در حوزه داخلي و خارجي ايجاد کند، با بحران‌ها و تهديدات مختلف سياسي مواجه خواهد شد. ميزان اقتدار و هژموني سياسي کشور در جامعه، ميزان انسجام و همزيستي مسالمت‌آميز و حفظ هويت و يکپارچگي ملي و ميزان توليد و بازتوليد هنجارهاي سياسي و به جريان انداختن گفتمان‌هاي مسلط در درون جامعه و در عرصه بين‌المللي و برخورداري از مقبوليت و مشروعيت لازم از شاخص‌هاي قدرت نرم در اين حوزه به شمار مي‌آيد.

در مقابل در صورتي که کشوري گرفتار بحران‌هاي سياسي باشد، از قدرت نرم برخوردار نخواهد بود و به طور طبيعي تهديد نرم در اين حوزه مؤثر خواهد بود. بحران‌هاي سياسي شامل بحران‌هاي پنج‌گانه هويت، مشروعيت، نفوذ، توزيع و مشارکت مي‌باشد.

برانگيختن شکاف‌هاي قومي، نژادي، مذهبي و… نبود عوامل پيونددهنده هويت‌هاي فروملي، تحريف و تحقير تاريخ و افتخارات ملي در کشور، مي‌تواند به بحران هويت منجر شود.

ايجاد شکاف بين مردم و رهبران، نبود حمايت مردمي و مشروعيت‌بخشي به تصميمات رهبران و شکل‌گيري نافرماني‌هاي مدني در جامعه بحران مشروعيت به وجود مي‌آورد.انگيزه‌زدايي و دلسرد کردن مردم براي حضور در عرصه‌هاي تعيين‌کننده کشور، مصاديق بارز بحران مشارکت است.

همچنين توزيع نامناسب ثروت، شأن اجتماعي و امنيت در ايجاد بحران توزيع مؤثر است. تلاش براي تأثيرگذاري بر اراده و تصميمات نخبگان و رهبران با ارعاب، تطميع از مصاديق بحران نفوذ به شمار مي‌آيد.

مجموعه اين موارد قدرت نرم يک نظام سياسي را کاهش مي‌دهد و به طور طبيعي آن نظام را در برابر تهديد نرم آسيب‌پذير مي‌کند.


 نتيجه‌گيري

همان‌گونه که اشاره شد، رويکرد غالب و مسلط در دوره‌هاي طولاني نسبت به تهديد، رويکرد سخت‌افزارانه بوده و تهديد بر اساس عامل نظامي تعريف شده است.

در اين رويکرد مخاطرات امنيت ملي کشورها سرزمين و استقلال آن تلقي مي‌شد. الگوهاي متعارف و دسته‌بندي‌هاي سنتي نظريه‌هاي امنيت در اين الگو، عمدتاً ناظر بر اين رويکرد است. ظهور تهديد سخت عمدتاً به دوره استعمار کهن مربوط است که ژئوپليتيک، جغرافيا و سرزمين از اهداف اصلي و تعيين‌کننده جنگ‌ها بودند. کشوري در اين دوره از قدرت بيشتري برخوردار بود که سرزمين‌ها و مستملکات بيشتري در اختيار داشت. لشکرکشي اسکندر مقدوني، نادرشاه و جنگ‌هاي اول و دوم جهاني و… را در همين چارچوب مي‌توان بررسي کرد.

ويژگي اين نوع تهديدات اشغال و الحاق سرزمين، کشتار، لشکرکشي و اعمال زور است. در اين دوره قدرت نظامي موجه‌ترين عامل اقتدار به شمار مي‌رود.

در مراحل بعد، در دوره‌اي که حضور مستقيم قدرت‌ها و امپراطوري‌ها در سرزمين‌ها پرهزينه ‌شد، حکومت‌ها به اشغال سياسي درمي‌آمدند. به اين ترتيب که قدرت‌هاي سلطه به جاي اشغال سرزمين، حکومت‌هاي دست‌نشانده و فاقد استقلال را در اختيار داشتند و به تدريج اين کشورها به قدرت‌هاي بزرگ وابستگي سياسي، اقتصادي و فرهنگي پيدا مي‌کردند.

بنابراين در اين دوره نظام‌هاي سلطه در سيستم امنيتي، اقتصادي و فرهنگي کشورهاي هدف، حضور دارند و اين حضور، ماهيت امنيتي - سياسي دارد.

در اين دوره، به ظاهر، کشورها داراي سرزمين‌هاي مستقل‌اند ولي قدرت سياسي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي آنها به يکي از قدرت‌هاي اصلي در محيط‌ بين‌الملل وابسته است.

کشورهاي واقع در بلوک غرب يا شرق در طول جنگ سرد، همچون رژيم شاهنشاهي ايران نمونه‌هايي از اين وابستگي مي‌باشند.

دوره اول را مي‌توان دوره اشغال سرزمين‌ها و دوره دوم را مي‌توان دوره اشغال حکومت‌ها نام برد. در دوره اول قدرت نظامي، تعيين‌کننده اصلي براي پيشبرد اهداف و منافع ملي است و در دوره دوم به رغم تمرکز بر قدرت نظامي از ساير مؤلفه‌هاي قدرت براي افزايش سلطه و حوزه نفوذ بهره گرفته مي‌شود. با توجه به اين مباحث مي‌توان گفت ابعاد سخت‌افزارانه تهديد از گذشته مدنظر بازيگران و تحليل‌گران بوده است.

سه ويژگي واقعي‌بودن ، عيني بودن و محسوس بودن از ويژگي‌هاي بارز تهديدات سخت به شمار مي‌روند.

در صورتي که هدف از هر نوع تهديد را تحميل اراده به حريف معرفي کنيد، تفاوت تهديدات در چگونگي کاربرد ابزار و روش‌ها براي تحميل اراده خواهد بود. بي‌ترديد در شرايطي که فکر، انديشه و اراده ملتي تسخير مي‌گردد و با تهديد امنيت و منافع ملي کشور فروپاشي رواني واقع مي‌شود، به طور طبيعي آن کشور بدون کاربرد قدرت نظامي اشغال مي‌گردد.

صحنه روابط بين‌الملل، ميدان رويارويي و منازعه اهداف و منافع بازيگران است و کشورهاي مختلف براي پيشبرد منافع و اهداف خود از عوامل و مؤلفه‌هاي گوناگون قدرت ملي بهره مي‌برند.

يکي از برجسته‌ترين مظاهر قدرت ملي، قدرت رواني - تبليغي (قدرت نرم) است. منبع اين قدرت فرهنگ استراتژيک، ملي و دفاعي کشور است که در سه سطح راهبردي، مياني، تاکتيکي بر توانمندي‌هاي ذهني و ارادي ملت تأثير مي‌گذارد.

در مقابل عمليات رواني حريف و تهديد نرم براي کاهش توانمندي‌ها در اين سه حوزه طرح‌ريزي مي‌شود. هدف و کارويژه تهديد نرم فروپاشي باورها، ارزش‌ها و الگوهاي رفتاري در سه سطح ياد شده است.

شرف الشمس سال 1391

    روز 19 فروردين روز شرف الشمس است، و در سال يكبار اتفاق مي افتد، دوست داشتم شما هم در مورد اين روز بدانيد و مرا هم از دعاي خودتان بي نصيب نگذاريد، التماس دعا

روز دقيق شروع شرف شمس امسال ۱۹ فروردين 1391هجري شمسي

وقايع نجومي در اين روز:

[۰3:17:۰۰] ساعت 3 و 17 دقيقه اول شرف شمس است ساعت 3:17 دقيقه بامداد 

و روز بعد ساعت 2.35 دقيقه بامداد پايان شرف شمس است. 

۲۰ فروردين 1391 هجري شمسي

وقايع نجومي در اين روز:هر سال روز خاصي كه خورشيد به نقطه خاصي در آسمان ميرسد حالتي معادل شب قدر ايجاد ميكند.
كه در قران خداوند دستور داده كه آن را جدي بگيرند و خدا را بسيار ياد كنند تا مسير زندگيشان تغيير كند
 
در آن لحظه با وضو و خواندن نماز و دعا سوزني برداشته و از روي نوشته شرف شمس بنويسيد

يعني مثل اينكه ميخواهيد از روي نوشته بنويسيد. 
در اين حالت شرف شمس انرژي شرف شمس را به خود گرفته و تا يك سال فرشته نگهبان شرف شمس به امر خدا به شما در همه امور زندگي كمك خواهد كرد.
 
از بين تمامي كلمات نوشتن اسم اعظم خداوند تاثير بيشتري نسبت به ساير اسماي الهي دارد

نكاتي كه در هنگام نوشتن بايد رعايت شود:

1-هيچ خطي دوبار كشيده نشود
2-سوراخ هاي ستاره و ميم و ها و واو بسته نشود
 
3-خطوط ابتدا و انتهاي ستاره يگديگر را قطع نكنند
 
4-اندازه الف ها يكسان باشد
 
5-واو آخر روي تمام نقش كشيده شود
 
6-اگر روي كاغذ نوشته ميشوند با گلاب و زعفران نوشته شوند
 
جدول 4*4 شرف شمس نيز بدين شكل است كه خواص يكساني با نقش دارد.


دو نكته مهم ديگر درباره شرف شمس

1- اگر از نگين استفاده ميكنيد سعي كنيد هر سال در ساعت ذكر شده و با آداب كامل بوسيله يك سوزن روي نقش كنده شده را دوباره خراش دهيد.
2- اگر روي كاغذ نوشتيد آنرا باز نكنيد و به كسي نشان ندهيد و در آخرين چهارشنبه سال به آب روان بسپاريد

اگر اسم اعظم خدا را نميدانيد 

نوشته حضرت سليمان را بنويسيد كه بر روي انگشترش بنا به روايات نوشته بود :

لا اله الا الله الملك الحق المبين 

ولي اگر ميتوانيد بيشتر بنويسيد آيه الكرسي را بنوسيد كه در روايات است فاصله آن با اسم اعظم همانند فاصله سفيدي چشم با سياهي چشم است. يعني با يك ميليمتر اختلاف همان اسم اعظم حساب ميشود.

اين دعا(شرف الشمس) در روز 19 فروردين هر سال براي برآورده شدن حاجات نوشته مي شود، از طلوع تا غروب آفتاب فرصت داريد دعا را بنويسيد و در زير آن حاجاتتان را بيان كنيد و در قرآن قرار دهيد. انشاء الله حوائجتان برآورده خواهد شد.

بسم الله الرّحمن الرّحيم

اَللّهُم اِنّي اَسئَلُكَ بِالهاءِ مِنْ اِسمِكَ الْاَعظَم و بالثَلآثِ العِصّيِ و بالالَفِ المُقَّّوِم و بِالمِيمِ الطَميس الاَبتَر و بالسِّلمِ و بالاَربَعَه الَتِي ه‍ِي كالكَفِ بِلا مُعصَم و بِالهاءِ المَشقُوقَه و بالواوِ المُعظَّم صوره اِسمكَ الشَّريفِ الاَعظَم اَن تُصَلِيَ علي سَيِّدِنا مُحمَّدِ وَ آلِهِ بعدد حروف ماجري بِالقلم و اَن تَقضِي حاجَتِي.

استخراج شده از تقويم نجومي مصباح زاده سال 

ثبت نام براي نگين شرف شمس آغاز شدشكل ذكر شرف الشمس به چه نحوي است؟

 اين شكل : كه شرف الشمس ناميده مي شود در كتاب «جنه الوافيه» مشهور به «مصباح كفعمي» آمده است (مصباح كفعمي كتابي نسبتا معتبر در ادعيه است). گفتني است كه مرحوم كفعمي، سند معتبري براي اين مطلب ذكر نكرده و تنها گفته است : اين حروف شكل اسم اعظم است . بعد در حاشيه كتاب مي گويد: در بعضي از كتاب هاي علماي شيعه ديدم كه اين شكل از اميرالمؤمنين (ع) نقل شده است . به نظر مي رسد بيان چنين نقلي محكم نيست ; چون سند اين روايت تا اميرالمؤمنين (ع) ذكر نشده است . مرحوم شيخ بهايي هم همين شكل را در كتاب «سر المستتر» با اندكي تغيير آورده است. البته در كتاب هاي ياد شده اين شكل به «شرف الشمس» ناميده نشده است و احتمالا تشخيص اساتيد علم ختوم و اذكار اين بوده كه اين شكل در شرف شمس -

كه نوزدهم فروردين ماه است – نوشته شود كه ساعت خوبي است و باعث تأثير بيشتر اين شكل خواهد بود. براي نوشتن اين شكل يا حك آن بر روي انگشتر، در نوزدهم فروردين سند مكتوبي يافت نشد; اما از برخي بزرگان (مثل مرحوم كشميري) اين مطلب شنيده شده است. در كتاب «هزار و يك نكته»، نكته 977، تأليف آيت الله حسن زاده آملي نيز مطالبي راجع به اين شكل آمده است.


از سنگ شرف الشمس براي : چشم زخم ، گشايش امور ،برآورده شدن آرزوها ،افزايش رزق و روزي

نوروز : جشن جهاني مهرورزي

 

نوروز؛ روز عدالت گستري زمين است و روز رستن دانه از دل خاك براي رسيدن به آسمان ؛ روز مهرورزي در آيين تازه شدن و بريدن از خواب و خمودگي خداوند جهان را آفريد؛ آنچنان كه نوروز را آفرينش كرد؛ آنچنان كه طبيعت را رستاخيزي براي نو شدن قرار داد و آن را نوروز ناميدند . نوروز؛ سفير بيداري است و جشن رستاخيزي زمين ؛ آن هنگام كه سپيدي
زمستان كوله بار سفر برمي بندد و بهاران بر جايي جايي كوه و دشت و دمن بخشندگي و سخاوت خويش را مي گستراند. نوروز؛ روز تطهير و پاكي است ؛ روز غلبه روشني بر تيرگي و روز رهايي و آزادگي و روز تازه شدن ؛ روز برافزوختن چراغ دل از دل تنگي ها؛ روز
مدد جستن از مير نوروزي و روز خوش دلي ؛ همانند زمين كه در نوروز آفرينش شد.
نوروز و جشنهاي نوروزي از ديرباز آن در نزد ايرانيان مطهر و پاكيزه و پاك بوده و آغاز كشت و فصل آغاز كار و در زمان ايران باستان ؛ بيش از 70 جشن و عيد برپا مي شده و نوروز تطهير باطن و ظاهر انسانها از گذشته تا به امروز ماندگار باقي ماند. نوروز به عنوان يك جشن اساطيري ؛ جشن رباني و خرد ورزي و عدالت  ورزي و مهرگستري ايرانيان بوده است و بخشايشگري زمين ؛ سرآغاز آفرينش و آغاز فصل كار و تلاش و ديد بازديد و گذشت و مهرباني مهمترين ويژگي  نوروز است ؛ كه در بسياري از ديوان شعر نيز به آن اشاره شده است. ايرانيان باستان نوروز را روز آفرينش زمين و هستي مي دانستند و بر اين عقيده بودند الهه باروري در نوروز خاك را بارور مي كند و ايرانيان باستان نوروز را روز پيدايش زمين دانسته ؛ آن را گرامي
داشتند. نوروز جشن همه مردمان جهان بوده ؛ اما تنها ايرانيان آن را حفظ كردند و تاكنون نير آن را پاس داشته اند . برپايي  عيد اموات  (فرهور) يكي از مهمترين جشنهاي نوروز باستان
است ؛ كه در برخي از مناطق كشور در ايام نوروز برپا مي شود و در اين عيد كه پيش از آغاز تحويل سال نو برگزار مي شود؛ مردم با سبزه و گل و شيريني به زيارت اهل قبور مي روند
 در جشن فره ور يا   يشن فره وشي   ايرانيان بر اين باور بودند. كه در پنج روز پاياني سال اموات و درگذشتگان شان از آسمان به روي زمين مي آمدند؛ به همين جهت مردم اقدام به خانه تكاني مي كردند. در اين آيين مردم براي شادي ارواح درگذشتگان خود اقدام به پختن
نوعي شيريني شبيه به حلوا مي كردند كه هنوز هم دربين برخي از مردم بختياري پخت حلوا علفي  در بين مردم در ايام باقي مانده از سال تا فرارسيدن نوروز؛ مرسوم است. 
 از سنتهاي نوروزي در ايران مي توان به اسب دواني ؛ چوگان ؛ كشتي گرفتن ؛ پوشيدن لباس رنگي ؛ حنابندان عيد؛ حلواي عيد ؛آرايش و آذين منزل و اهل خانه ؛ آزادسازي زندانيان ؛ دادورزي و عدالت ؛ نيكوكاري و هديه دادن اشاره كرد. جشن ها و آيين هاي نوروز در كشور به دو دوره قبل از زرتشت و پس از ورود اسلام به ايران تقسيم مي شد؛ كه در دوران پيش از زرتشت ؛ ايرانيان نوروز را سمبل پيروزي جمشيد بر ديوان مي دانستند. در فرهنگ ايراني اسلامي نوروز اساس خلقت خداوندگار است و ايرانيان معتقدند؛ خداوند انسان را در نوروز خلق كرده و به همين جهت اين روز را گرامي مي دارند.  در فرهنگ ايراني اسلامي ؛ ايرانيان معتقدند خداوند جهان را در شش روز خلق كرد؛به همين علت در روز هفتم كه نوروز است ؛ شكرانه خلقت خداوند را با برپايي نماز به جاي مي آورند .  نوروزخواني  و به صدا درآوردن كوس و طبل و شيپور و گرفتن نوروزيه و برافراشتن علم نوروزي از ديگر آيين هاي نوروز در ايران بوده است و نوروز خواني در ايران با يك ريتم آهنگين همراه بود؛كه چاووش خوانان با خواندن   بهار آمد بهار آمد   مژده فرا رسيدن عيد را مي دادند و عيدانه مي گرفتند
 فلسفه سفره هفت سين در آستانه سال نو نيز به گونه اي است كه زنان خانه پس از خانه تكاني و برپايي مهماني درگذشتگان   (جشن فرهور) و كشت سبزه از گندم و ديگر حبوبات ؛ اقدام به برپايي جشن هفت سيني يا هفت چيني مي كردند. در اين آيين كه عدد هفت براي ايرانيان بسيار تقدس دارد؛ هفت طبق يا سيني از ميان سكه ؛سركه ؛سمنو؛سيب ؛ سنجد؛ سوهان ؛ سنبل ؛ سبزه ؛ سپستان ؛ سنگك ؛سياه دانه و سماق را كه هركدام از آنها نمادي از زندگي
؛ آرامش ؛ ثروت ؛ عشق ؛ جاودانگي ؛ بركت كشاورزي و شوري بود؛ را به همراه قرآن ؛ ماهي ؛ آيينه و شانه بر سفره هاي خود مي گذاشتند استفاده از تخم مرغ در سفره هاي هفت سين نيز به منزله پايداري كره زمين و كهكشان ها بوده و پس از چيدن سفره هفت سين كه به صورت آيين خاص و با حضور بزرگان قوم برپا مي شد؛ هفت قلم آجيل و خشكبار نيز دركنار سفره هفت سين چيده مي شد به هنگام تحويل سال نو نيز كودكان و نوجوانان پاي كوبان و دست
افشان به طرف خانه بزرگان مي رفتند و عيدانه دريافت مي كردند و يكي از سنتهاي فراموش شده نوروز در ايران ؛ آيين   حاجي فيروز  كه تركيب و تلفيقي از اسلام (حاج ) و فيروز (ايران ) بوده ؛ مي باشد حاجي فيروز نمادي از دادخواهي   سياووش   بوده ؛ كه لباس سرخ آن
حاكي از خون نابحق ريخته سياووس و چهره او نيز حضور سياووش از عالم ماوراالطبيعه را در اذهان تداعي مي كرده است در اين آيين حاجي فيروز با خواندن اشعار به مردم شادي را هديه مي كرد و مردم را براي كار كشت و زرع فرا مي خواند و آيين مير نوروزي
  نيز هشداري براي حاكمان بود؛كه ظلم و ستم را به مردم روا ندارند؛ چرا كه پس از ايام نوروز ميرنوروزي در صورت زورگويي به مردم ؛ مورد تعرض و كتك خوردن قرار مي گرفت 
   بسياري از اين جشن ها و آيين هاي نوروزي در كشور كمرنگ شده و مهمترين و زيباترين نكته جشن هاي نوروز ديد و بازديد و صله رحم است كه در اسلام نيز به آن اشاره و تاكيد فراوان شده است و كشت سبزه و جوانه از ديرباز در بين مردم رواج داشته و ريشه آن باستاني و سنتي است  كشت سبزه به هنگام فرارسيدن نوروز؛ به عنوان ترويج فرهنگ كار و توجه بخش كشاورزي و تفعل زدن به محصولات مي باشد و درگذشته بر روي ديوارهاي خانه هاي خشتي 12 نوع از انواع سبزه ؛ بذر حبوبات ؛ موادغذايي مانند گندم ؛ ارزن و جو و عدس كشت مي كردند و به آن تفعل مي زنند؛ تا ببينند كدام محصول در سال پيش رو پررونق تر خواهد بود
   بستن سبزه به منظور هدايت و كنترل مواد غذايي و گره زدن آن در تيرروز فروردين   نيز منزله علاقه مندي به توسعه طبيعت و گسترش فرهنگ كشاورزي و تعفل به آن اينده نگريس بوده و در دوران گذشته ؛ سبزه كشت شده را برروي سكوي با نام ميزدپان  يا (ميزبان ) مي گذاشته اند سال 90 هر چه بود گذشت و هرگز ديگر بار بازنخواهد گشت ؛ پس بايد براي نوروز و روزهاي سال 90 براي تمامي ايرانيان آرزوي سربلندي كرد.

پرستوی «کا.گ.ب» صدر اعظم آلمان ؟

مرکل که یک‌چهارم لهستانی است متولد 17 جولای 1954 بوده و از 22 نوامبر سال 2005 صدراعظم آلمان بوده است. وی ریاست اتحاد دموکرات مسیحی را از سال 2000 به این سو در اختیار داشته و از 2002 تا 2005 نیز رئیس ائتلاف اتحاد دموکرات مسیحی و اتحاد سوسیال مسیحی بوده است.  مرکل در عین حال در سال 2007 رئیس شورای اروپا و جی‌8 نیز بود. او نخستین صدراعظم زن آلمان بوده و پس از مارگارت تاچر، دومین رئیس زن گروه جی‌8 می‌باشد.

خانواده‌ای مرموز
پدر مرکل تحصیل‌کرده رشته الهیات در هایدلبرگ و هامبورگ بوده و در سال 1954 در کلیسایی در کوئیتزو ـ که در آن زمان در آلمان شرقی کمونیستی قرار داشت ـ کشیش شد. نکته جالبی که در مورد خانواده مرکل وجود دارد گفته‌های جرد لانگوت یکی از مقامات ارشد پیشین اتحاد دموکرات مسیحی است که در کتاب خود عنوان کرده خانواده مرکل در آن دوران سخت به راحتی قادر بودند از آلمان شرقی به آلمان غربی رفت‌و‌آمد کنند و نیز دارای دو اتومبیل باشند که در آن زمان کاری تقریبا غیرممکن می‌نمود. از همین مساله می‌توان به پیوندهای بسیار قدیمی این خانواده با مقامات امنیتی شوروی و در صدر آنها ک.گ.ب پی برد

مرکل در سالهای جنگ سرد


گرد لانگوت

وابستگی مفرط

وی مانند تمام جوانان همسن و سال خود در شاخه جوانان آلمان آزاد که گروهی رسمی و سوسیالیست بودند عضویت داشت اما هیچ‌گاه مقهور عصر سکولار زمانه خود نشده و نیز در دروس اجباری مارکسیسم-لنینسم از سال 1983 تا 1986 تنها توانسته بود نمرات قبولی کسب کند و هیچ‌گاه نمرات عالیه در آنها کسب ننمود.

مرکل تحصیل‌کرده دانشگاه لایپزیک در رشته فیزیک از سال 1973 تا 1978 می‌باشد. وی سپس دکترای خود را در این رشته گرفت. رساله دکترای وی نیز در زمینه شیمی کوانتوم بود. شایان ذکر است که وی به زبان روسی کاملا مسلط بوده و در سطح کشوری دارای جوایزی نیز می‌باشد.

او در سال 1989 و پس از فروریزی دیوار برلین عضو حزب جدیدالاتاسیس بیداری دموکراتیک گردید و به سرعت مدارج ترقی در آن را طی نمود. مرکل پس از ائتلاف حزبش، در کابینه سوم هلموت کوهل به پست وزارت جوانان و زنان رسید. بعدها وی به انتقاد از کوهل پرداخت و اعتقاد داشت می‌باید هوای جدیدی می‌باید در حزب بدمد. او در سال 2010 رهبری حزبش را عهده‌دار شد. انتخابی که بسیاری از مفسران را متعجب کرد.

خصوصیات شخصیتی مرکل با حزب در تناقض بود. او که یک پروتستان است، ریاست حزبی را به عهده گرفت که اصلی‌ترین حامیانش در غرب و جنوب آلمان هستند و بیشترین تراکم پروتستان‌ها در شمال آلمان می‌باشد. در ضمن حزب اتحادیه دموکرات مسیحی که مرکل ریاست را عهده‌دار شده بود حزبی تقریبا محافظه‌کار است که اکثریت اعضایش را مردان تشکیل می‌دهد. علاوه بر این‌ها خواهرخوانده حزب مذکور، اتحادیه سوسیال مسیحی از ایالت باواریا، حزبی است با ریشه‌های عمیق کاتولیک. مجموعه این عوامل انتخاب مرکل به این سمت را غیرمعمول و سوال‌برانگیز می‌سازد.


مرکل جوان در کنار هلموت کوهل

زندگی با مامور کا‌گ‌ب

آنگلا در سال 1977 با یک دانشجوی فیزیک به نام اولریخ مرکل ازدواج کرد.ازدواج او در سال 1982 به طلاق کشیده شد. دومین شوهر وی – که هم‌‌اینک نیز این زندگی زناشویی ادامه دارد – یک شیمیست کوانتومی به نام یوآخیم ساور است. ساور بسیار سعی دارد از رسانه‌ها دور باشد و ترجیح می‌دهد کسی چیزی از وی نداند. گفته می‌شود او نیز در دوران اتحاد جماهیر شوروی عضو کا‌گ‌ب بوده و در عملیات‌ «هانی‌ترپ» (Honey Trap) کا‌گ‌ب نیز شرکت داشته است.

گفته می‌شود دلیل همین سکوت رسانه‌ای وی نیز ترس او از آن است که یکی از قربانیان آن عملیات وی را شناسایی کند. آنگلا که به طور سوال‌برانگیزی هیچ فرزندی ندارد و در سال 1998 به صورت «مخفیانه» با ساور ازدواج نمود.


یوآخیم ساور شوهر دوم و مرموز مرکل

ورود به آکادمی علوم برلین تحت نظر کا‌گ‌ب

پس از آنکه مرکل از دبیرستان فارغ‌التحصیل شده و وارد دانشگاه لایپزیک شد با اولریخ مرکل آشنا شده و در سال 1976 با وی ازدواج نمود. آنها همانطورکه پیشتر نیز اشاره شد هیچ بچه‌ای به دنیا نیاوردند و تصمیم مرکل مبنی بر ورود به آکادمی علوم برلین آغازگر دوران جدایی و نهایتا طلاق آنها شد. آکادمی علوم برلین اهمیت خاصی دارد که در پی دلیل آن گفته خواهد شد.

مرکل در آن آکادمی، سمت دبیری شاخه «جوانان آلمان آزاد» را کسب کرد که وظیفه‌اش تهییج و تبلیغ برای پیوستن بچه‌ها به برنامه‌های آن آکادمی می‌باشد. خود این نکته حاکی از آن است که مرکل برای آینده آلمان شرقی در آن زمان که در دست کمونیست‌ها بوده تلاش جدی صرف می‌کرده است. تاحدی که دکترای وی به تاخیر افتاد و او بالاخره در سال 1986 توانست از رساله دکتری خود دفاع کند. رشته‌ای که مرکل در آن تحصیل کرده شیمی کوانتوم است که البته به آن، فیزیک کوانتومی هم گفته می‌شود.

پرستوی KGB

این رشته کاربردهای عملی فراوانی در زمینه‌های پلاسما، نوسازی و توان‌بخشی هسته‌ای و الکترومگنتیک دارد. اتحاد جماهیر شوروی تاسیسات و ابزارهای بسیاری در این زمینه‌ها ساخته است و یکی از دغدغه‌هایش نیز این بود که زمانی که دیگر این تاسیسات به دردبخور نخواهند بود، باید با آنها چه کند. شوروی که برای رسیدگی به این مساله از منابع علمی و افراد آگاه به این مسائل تاحدی در مضیقه بود، توجه خود را به آلمان شرقی و آکادمی فوق علوم برلین ‌معطوف داشت؛ آکادمی‌ای که در این زمینه‌ها دارای شهرت و اعتباری است.

آکادمی مذکور نیز در پی نیاز شوروی به جستجو در ریشه‌های خود پرداخته و به آکادمی علوم پروس رسید. از این طریق این آکادمی توانست به دانشمندانی همچون ماکس پلانک، گاتفرید لایبنیز و آلبرت انیشتین در غرب دست پیدا کند. اگرچه پیش از ورود شوروی به این مساله این آکادمی بیش از 200 عضو داشت، اما به هرحال این شوروی بود که بعد از جنگ جهانی دوم این موسسه را به خاطر نیازهای خود احیا نمود.

مرکل نیز در مرکز این موسسه شروع به ایفای نقش کرد و درست از همین جا مرکل شروع به ایفای نقش می‌کند. مارکوس ولف، مسوول بخش امور خارجه وزارت امنیت میهنی آلمان شرقی که خود یک یهودی بوده و شخصیتی بسیار پیچیده داشته است، به مرکل ماموریت می‌دهد افرادی را به صورت مخفیانه به آلمان غربی، فرانسه، نروژ و غیره فرستاده و از تاسیسات و امکانات آنسوی دیوار، اطلاعات سری وعلمی کسب نماید.

مارکوس ولف؛ یهودی مرموز و مسئول امور خارجه وزارت امنیت میهنی آلمان شرقی

به نظر می‌رسید آینده به نفع آلمان شرقی در حال رقم خوردن باشد چراکه دو آلمان یکدیگر را در سال 1972 به رسمیت شناخته بودند و وزارت امنیت میهنی نیز از طریق جاسوسان خود در دولت ویلی برانت در آلمان غربی، پلی ارتباطی به آنسو را بنا نهاده بودند. جاسوس آلمان شرقی که گانتر گیلمان نام داشت روزی عنوان کرده بود که: «افتخار می‌کنم که افسر ارتش خلق ملی هستم.» این گفته وی به نقل از ولف، وزیر امنیت میهنی، یکی از بزرگترین اشتباهات بود.

آیا «آنیتا» همان مرکل است؟

جاسوسانی که این وزارتخانه به کار می‌گماشت به «رومئو» شهرت داشتند. بر اساس آرشیو منتشر شده کا‌گ‌ب، یکی از این رومئوها با اسم رمز ورنر، ویلیام کال نام داشت که یک تکنسین آزمایشگاه بود. وی توانست تا اواخر دهه 70 در غرب در آزمایشگاه‌ها و دانشگاه‌های شهرهای مختلفی کار کرده و اطلاعات فراوانی را جمع‌آوری و به کاگ‌ب منتقل کند. البته با کم شدن میزان اطلاعاتی که وی به شوروی می‌رساند، حسن‌نیت وی زیر سوال رفت و مسکو او را فراخواند. از او تست دروغ سنجی گرفته شد و نتایج حاکی از آن بود که وی دیگر قابل اعتماد نیست چراکه عقایدش بسیار تغییر یافته و غیره.

اما نکته‌ای که حائز اهمیت است اینست که وی را به دست یکی از برجسته‌ترین ماموران ضداطلاعات کا‌گ‌ب با اسم رمز آنیتا سپردند تا این موضوع را بررسی کرده و نتایج تست را رد و یا تایید نماید. جالب اینجاست که این مامور زن بسیار موفق کا‌گ‌ب به دو زبان روسی و آلمانی تسلط کامل داشته است.

آیا آنیتای مرموز که هویتش هیچگاه فاش نشد همان مرکل است؟ ظاهراً جواب مثبت است

از این جالب‌تر آنست که سالهاست دیوار برلین فروریخته و شوروی نیز فروپاشیده و تمام «رومئو‌ها"ی کا‌گ‌ب شناخته شده‌اند اما تاکنون نام واقعی دو اسم رمز هیچ‌گاه فاش نشد؛ یکی «فلیکس» و دیگری «آنیتا". جالب است بدانیم که تلاش برای افشا نشدن هویت آنیتا منجر به پایان گرفتن دوران زمامداری هلموت کوهل، صدراعظم پیشین آلمان شد. در آن دوران، کوهل ناچار بود برای مخفی ماندن نام آنیتا رشوه بپردازد و هنگامی فشارها بر وی فزونی گرفت، دیگر نتوانست در مقام خود باقی بماند.

زندگی سیاسی هلموت کهل با عدم موافقتش با افشای نام واقعی آنیتا پایان یافت.

هماهنگ‌کننده اطلاعاتی دفتر صدراعظم، ارنست اولائو که بعدها به سمت ریاست سرویس اطلاعاتی امور خارجه آلمان رسید، با انجام عملیاتی موسوم به عملیات «رز وود» (Rosewood) تلاش داشت تا تمام اسامی ماموران وزارت امنیت میهنی آلمان شرقی را از سیا بازپس گیرد. وی اظهار داشت که به صلاح نیست در بلندمدت نام این افراد در دست آمریکا و روسیه (البته دو برابر این اطلاعات در روسیه است) باشد و منجر به باج‌گیری شود.

این اسناد پس از دو سال تلاش به برلین بازگشت. البته هنوز هم که هنوز است موساد از قبل همین اطلاعات در مورد مسائلی چون هولوکاست، سیاست‌های اسرائیل در قبال فلسطین و سیاست‌های اتحادیه اروپا در مقابله با ایران، از آلمان باج‌گیری می‌کند.

تهدید پرستوی پیر با سگ کا‌گ‌ب

با فروپاشي اتحاد شوروي بسياري از مؤلفه‌ها و شاخص‌ها و معيارها و حتي متدهاي رفتاري سياستمداران روسيه در تعامل داخلي و خارجي تغيير كرده ولي از آنجا كه بيشترين تعداد از مقامات عالي‌رتبه در كرملين را افسران اطلاعاتي دوره اتحاد شوروي تشكيل مي‌دهند، برخي اسلوب‌هاي مديريت در تعاملات داخل و خارجي كماكان با شاخص‌هاي امنيتي ـ‌اطلاعاتي گذشته است.
آقاي پوتين كه شخصاً مسئوليت امنيتي در‌ آلمان را عهده‌دار بوده وقتي با خانم مركل كه ظاهراً در دوره جواني از پرستوهاي مؤثر در شبكه جاسوسي اتحاد شوروي بوده ، مشكل پيدا مي‌كند، با نشان دادن سگ‌هاي معروف کاگ‌ب كه ابزار ويژه كشتن جاسوسان بوده، پيام رساني مؤثري مي‌‌كند.

پوتین که در بیشتر سفرهای خود سگش کانی را نیز همراه می‌برد، چند وقت پیش و در جریان دیدارش با مرکل، اين سگ را کنار پاي مرکل نشاند و موجب ناراحتي وي شد پوتين سگ را از کنار مرکل راند و با طعنه به او گفت: «فکر نمي‌کردم سگ شما را بترساند. او کار بدي نمي‌کند و خبرنگاران را دوست دارد."

مرکل و سیاست خارجی

مرکل در زمینه خارجی همیشه خواستار ایجاد همکاری‌های دوجانبه فراآتلانتیک میان آمریکا و آلمان بوده است. او در سال 2003 علی‌رغم تمام مخالفت‌های افکار عمومی در آلمان از حمله آمریکا به عراق حمایت نمود. وی در سخنانی این حمله را غیرقابل‌اجتناب خواند و صدراعظم وقت، گرهارد شرودر را متهم به «ضدآمریکایی» بودن نمود. در ژوئن سال 2010، موسسه آمریکائی مطالعات آلمان معاصر در دانشگاه جان هاپکینز واشنگتن، به دلیل تلاش برای افزایش سطح روابط میان آمریکا و آلمان، به وی نشان «رهبری جهانی» را اعطا نمود.

 او همچنین به دلیل وابستگی‌های شدید مذهبی‌، از مهاجرت و حضور مسلمانان در اروپا ناراحت بوده و به همین دلیل یکی از مخالفان جدی عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا به شمار می‌رود. مرکل برای ترکیه مسلمان فقط «عضویت ویژه» قائل است و نه چیز دیگر.  

دکتر محمود احمدی‌نژاد در سال 2006 نامه‌ای خطاب به مرکل نگاشت. مرکل بعدها درباره آن نامه اظهار داشت «این نامه حاوی مطالب انتقادآمیز غیرقابل‌قبولی درباره اسرائیل بوده و حق یهودیان برای داشتن یک کشور را زیرسوال می‌برد» و بنابراین منطق، مرکل از پاسخگویی به آن نامه خودداری نمود.

مرکل و اسرائیل

در روز 16 مارس سال 2008، مرکل برای بزرگداشت شصت‌امین سالگرد تاسیس رژیم صهیونیستی (اسرائیل)، وارد سرزمين هاي اشغالي شد. وی در فرودگاه از سوی ایهود اولمرت، بسیاری از رهبران سیاسی و مذهبی و کابینه اسرائیل مورد استقبال رسمی قرار گرفت. پیش از این، تنها جرج بوش بود که چنین استقبالی از وی به عمل آمده بود. در آن دوران مرکل به صورت عجیب و بحث‌انگیزی همزمان رئیس اتحادیه اروپا و گروه جی8 شده بود. البته در سال 2007 نیز دانشگاه عبری اورشلیم به وی دکترای افتخاری اعطا کرده بود. در سال 2010 موسسه تحقیقاتی «لئو بائک» که در نیویورک واقع بوده و وقف تاریخ یهودیان آلمانی‌زبان شده است، به آنگلا مرکل نشان «لئو بائک» اعطا نمود. این جایزه توسط وزیر پیشین خزانه‌داری آمریکا و رئیس کنونی موزه یهودی برلین، مایکل بلومنتال به مرکل داده شد. بلومنتال در مراس اعطا از تلاش‌های فراوان مرکل در جهت حمایت از حیات فرهنگی یهودیان تقدیر نمود.

استقبال بی‌سابقه از مرکل در اسرائیل

 مركل؛ صهیونیستی دوآتشه

مركل با ارسال پيامي تند و صريح به پاپ بنديكت شانزدهم رهبر روحاني كاتوليك هاي جهان تاكيد كرد اعمال قتل عام نژادي از سوي نازي هاي آلمان عليه يهوديان قطعيت يافته و هركس كه آن را انكار كند مجرم شناخته شود.

مركل اين درخواست را به دنبال بخشوده شدن ريچارد ويليامسون روحاني كاتوليك آلماني كه اظهار داشته بود كشتار 6 ميليون يهودي در اتاق هاي گاز توسط نازي‌ها موسوم به هولوكاست صحت ندارد، مطرح و به پاپ ارسال كرد.

دانشگاه تل آویو نیز به پاس شش دهه خدمت دولت آلمان در احیای دروغ بزرگ هولوکاست به آنگلا مرکل صدراعظم این کشور دکترای افتخاری اهدا کرد. مرکل که به همراه 9 نفر از اعضای کابینه آلمان به سرزمین‌های اشغالی سفر کرده بود با حضور دردانشگاه تل آویو ضمن تقدیر از فعالیت شش دهه مرکل در ایجاد پیوند عاطفی بین رژیم اسرائیل و آلمان به وی مدرک دکترای افتخاری اهدا شد.

اعطای دکترای افتخاری صهیونیست‌ها به آنگلا مرکل


مخالفت با چندفرهنگ‌گرایی در آلمان

در اکتبر سال 2010، مرکل در جمع اعضای جوان حزب محافظه‌کار اتحادیه دموکرات مسیحی در پتسدام اظهار داشت تلاش برای ایجاد جامعه‌ای چندفرهنگی در آلمان «کاملا شکست خورده است.» وی افزود «این مفهوم که ما هم‌اینک در کنار هم با آرامش درحال زندگی بوده و شاد هستیم، دیگر کارایی خود را از دست داده است. مفهوم نوع بشر از نوع مسیحی آن، در گوشت و خون ماست؛ ما اینگونه تعریف شده‌ایم. هرکسی هم که نتواند این مفهوم را در خود درونی کند، بداند که آدرس را اشتباه آمده است.» وی در ادامه به لزوم پذیرش فرهنگ آلمانی از سوی مهاجران پرداخت.

برخی از مطالب مطرح شده در این گزارش برگرفته از مطالب دو کتاب زیر، به قلم کریستوفر اندرو می‌باشند که او نیز با دسترسی به آرشیو میتروخین به نگارش این آثار همت گمارده است:

Sword and the Shield ـ 1992

The KGB and the Battle for the Third World ـ 2005

آدم ها و آدمها........

آدم هاي بزرگ در باره ايده ها سخن مي گويند

آدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند

آدم هاي کوچک پشت سر ديگران سخن مي گويند

 

آدم هاي بزرگ درد ديگران را دارند

آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند

آدم هاي کوچک بي دردند

 

آدم هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند

آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند

آدم هاي کوچک عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند

 

آدم هاي بزرگ به دنبال کسب حکمت هستند

آدم هاي متوسط به دنبال کسب دانش هستند

آدم هاي کوچک به دنبال کسب سواد هستند

 

آدم هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند

آدم هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند که پاسخ دارد

آدم هاي کوچک مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند

 

آدم هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند

آدم هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند

آدم هاي کوچک مسئله ندارند

 

آدم هاي بزرگ سکوت را براي سخن گفتن برمي گزينند

آدم هاي متوسط گاه سکوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند

آدم هاي کوچک با سخن گفتن بسيار، فرصت سکوت را از خود

مي گيرند.

10 ماده غذايي برتر

سير

سير ضد باکتري و ضد ويروس است. اين خواص محافظتي ناشي از

ترکيبات سير است که خواص آنتي ‌اکسيداني دارد و براي سيستم قلبي

عروقي مفيد است. مصرف 6 حبه سير در هفته کافي است که احتمال

ابتلا به سرطان کولون، سرطان معده و سرطان پروستات را به نصف

برسانيد. ميزان مصرف: روزانه يک حبه سير بخوريد. توصيه

مي‌کنيم سير را له کنيد و قبل از مصرف اجازه دهيد که حدود ده دقيقه

بماند در اين صورت سير تمام پتانسيل درماني‌اش را آزاد مي‌کند.

 

روغن زيتون

روغن زيتون يکي از سالم‌ترين روغن‌هاي موجود است. اين روغن

ميزان کلسترول بد خون را پايين آورده و کلسترول مفيد خون را بالا

مي‌برد. روغن زيتون سرشار از فنول و آنتي‌اکسيدان‌هايي است که از

رسوب کلسترول در جداره‌ي رگ‌ها پيشگيري مي‌کند. ميزان مصرف:

روزانه 1 قاشق غذاخوري(15ميلي گرم) مصرف کنيد.

 

بروکلي

بروکلي يک ماده‌ي غذايي ضدسرطان درجه يک است به خاطر اين که

سرشار از ترکيبات گوگردي و به ويژه حاوي سولفورافان است. بوي

کلم ناشي از وجود همين ماده است. ترکيبات بروکلي باعث تحريک

ترشح آنزيم‌هايي مي‌شود که وظيفه‌ي سم زدايي از ترکيبات سرطان‌زا

را بر عهده دارد. با مصرف زياد بروکلي شما خطر ابتلا به سرطان،

سرطان ريه، معده و کولون را به نصف مي‌رسانيد. ميزان مصرف:

125 ميلي گرم معادل نصف فنجان بروکلي پخته. توصيه مي‌شود

براي بهره مندي بيشتر از سولفورافان، بروکلي را به مدت 3 الي 4

دقيقه بخارپز کنيد.

 

ماست

ماست منبع فوق‌العاده‌ي کلسيم است که براي حفظ سلامت استخوان‌ها

ضروري است. اما بايد بدانيد که اصلي‌ترين خاصيت اين ماده‌ي غذايي

پرطرفدار ناشي از باکتري‌اي به نام پروبيوتيک است که تکثير

باکتري‌هاي مضر در روده را متوقف مي‌کند. مصرف مرتب ماست

براي درمان ناراحتي‌هاي التهاب شکمي، زخم‌ها، عفونت‌هاي ادراري و

عفونت‌هاي واژينال مفيد است.ميزان مصرف: روزانه سه چهارم

فنجان (175ميلي گرم) ماست کم چرب ميل کنيد.

 

جو دوسر

جو دوسر سرشار از نوعي فيبرهاي حلال به نام بتا گلوکان است که

ميزان کلسترول و فشار خون را پايين مي‌آورد. علاوه بر اين، مصرف

جو دوسر در کاهش حملات قلبي نيز موثر است. ميزان مصرف: سعي

کنيد روزانه 10 گرم فيبر محلول مصرف کنيد. هر وعده جو دوسر

حدود 2 تا 3 گرم نياز شما را برآورده مي‌سازد.

 

تخم کتان

اگر روزانه يک قاشق سوپ‌خوري تخم کتان را به ماست يا غلاتي که

مصرف مي‌کنيد افزوده و نوش جان کنيد 2.3 گرم نياز خود به فيبر را

تأمين کرده‌ايد. تخم کتان حاوي موادي است که در بدن همانند

هورمون استروژن عمل مي‌کند. در واقع اين مواد گيرنده‌هاي اين

هورمون در سلول‌ها را مسدود کرده و به اين ترتيب احتمال ابتلا به

برخي از سرطان‌ها مثل سرطان سينه که بر اثر اختلال هورموني بروز

مي‌کند را کاهش مي‌دهد. علاوه بر اين به خاطر وجود همين مواد

ضدالتهابي، تخم کتان در درمان بيماري‌هايي مثل آسم و آکنه هم موثر

عمل مي‌کند. ميزان مصرف: روزانه 1 تا 2 قاشق غذاخوري (15

الي 30ميلي گرم).

 

دارچين

دارچين يکي از ادويه‌هاي مفيد براي سلامت بدن است. علاوه بر اين

شهرت دارچين در کاهش گليسمي يا همان ميزان قند خون زبان زد

همه است. اين خاصيت دارچين روي ديابت هم تأثير مي‌گذارد. اين

ادويه‌ي مفيد از تشکيل لخته‌هاي خوني جلوگيري مي‌کند و داراي

خواص ضدباکتريايي و ضدالتهابي است. ميزان مصرف: روزانه يک

چهارم تا نصف قاشق چاي‌خوري معادل 1الي 2 ميلي گرم کافي است

تا ميزان تري گليسيريد و کلسترول خونتان 12 الي 30 درصد کاهش

يابد. توصيه مي‌کنيم در چاي يا قهوه‌تان دارچين بريزيد. اين کار ترفند

موثري براي بهره‌مند شدن از خواص اين ادويه مفيد است.

 

مراقب قلب ها باشيم

                           

وقتي تنهاييم، دنبال دوست مي گرديم

پيدايش که کرديم، دنبال عيب هايش مي گرديم

وقتي که از دست داديمش، دنبال خاطراتش مي گرديم

و همچنان تنها مي مانيم

هيچ چيز آسان تر از قلب نمي شکند

ژان پل سارتر

چگونه همسرتان را ..........

۱- به صورتش نگاه كنيد و باحالتي متاثر بگيد:عزيزم چقدر پير شدي..

۲-وقتي تخمه ميخوريد پوستهاي تخمه را هر جاي بريزيد غير از بشقاب جلوي دستتون.

۳- هميشه آب را با بطري سر بكشيد.

۴- وقتي زنتون حواسش كاملا به شماست وانمود كنيد زنتون رو نديديد و يواشكي به بچه هايتون بگيد:دوست داريد براتون يك مامان خوشگل بيارم!!.

۵- وقتي با تلفن صحبت ميكنيد به محض ورود همسرتون با دستپاچگي بگيد :باشه ، من بعدا بهت زنگ ميزنم ..و سريع گوشي رو قطع كنيد..

۶- هميشه از گيرايي چشمهاي دختر خاله ترشيده اتون تعريف كنيد..

۷- خاطرات شيرين دوران مجردي خودتون رو با دوست دخترهاي داشته و نداشته خودتون براش تعريف كنيد..

۸- وقتي با اون تو رستوران هستيد با صداي بلند باد گلو بزنيد..

۹- او را با اسمهاي مختلف مثل :سميرا ،مريم ، پريسا، آتنا، شيوا... صدا كنيد و بعد بگيد ببخشيد عزيزم اين روزها حواسم زياد جمع نيست ..

۱۰- سعي كنيد يك چادر مسافرتي خوب يا ماشين راحت بخريد كه شبهاي كه قرار است بيرون از خونه بخوابيد ، زياد سختي نكشيد.

 

ضرب المثلها ( ادامه)


ش «شاگرد اتوکشم، سرد ميارم حرفه، گرم ميارم حرفه.» «شاه خانم مي‌زاد، ماه خانم درد مي‌کشه.» «شاه مي‌بخشه شيخ عليخان نمي‌بخشه.» «شاه مي‌بخشه ولي شاه قلي نمي‌بخشه.» «شاهنامه آخرش خوشه.» «شب دراز است و قلندر بيدار.» «شب سمور گذشت و لب تنور گذشت.» «شب عيد است و يار از من چغندر پخته مي‌خواهد// گمانش مي‌رسد من گنج قارون زير سر دارم» «شبهاي چهارشنبه هم غش مي‌کنه.» «شپش توي جيبش سه قاب بازي مي‌کنه.» «شپش توي جيبش منيژه خانومه.» «شتر اگر مرده هم باشد پوستش بار خره.» «شتر بزرگه زحمتش هم بزرگه.» «شتر پير شد و شاشيدن نياموخت.» «شتر خوابيده‌اش هم بلندتر از خر ايستاده‌است.» «شتر در خواب بيند پنبه دانه// گهي لف لف خورد گه دانه دانه» «شتر ديدي نديدي؟» «شتر را چه به علاقه‌بندي؟» «شتر را گفتند: چرا شاشت از پسه؟ گفت: چه‌چيزم مثل همه‌کسه.» «شتر را گفتند: چرا گردنت کجه؟ گفت: کجام راسته.» «شتر را گفتند: چکاره‌اي؟ گفت: علاقه‌بندم. گفتند: از دست و پنجه نرم و نازکت پيداست.» «شتر را گم کرده پي افسارش مي‌گرده.» «شتر سواري دولا دولا نمي‌شه.» «شتر که نواله مي‌خواد گردن دراز مي‌کنه.» «شتر کجاش خوبه که لبش بده؟» «[[شتر گاو پلنگ.» «شتر مرد و حاجي خلاص.» «شترمرغ را گفتند: بار بردار. گفت: من مرغم. گفتند: پرواز کن. گفت: من شترم.» «شتر با پيغام آب نمي خورد» «شراب مفت را قاضي هم مي‌خوره.» «شريک اگر خوب بود خدا هم شريک مي‌گرفت.» «شريک دزد و رفيق قافله.» «شست پات توي چشمت نره.» «شش ماهه به دنيا اومده.» «شعر چرا مي‌گي که توي قافيه‌اش بموني؟» «شغال بيشه مازندران را// نگيرد جز سگ مازندراني» «شغال، پوزش به انگور نمي‌رسه مي‌گه ترشه.» «شغال ترسو انگور خوب نمي‌خوره.» «شغال که از باغ قهر کنه منفعت باغبونه.» «شغالي که مرغ مي‌گيره بيخ گوشش زرده.» «شکمت گوشت نو بالا آورده.» «شکم گشنه، گوز فندقي.» «شلوار نداره، بند شلوارش را مي‌بنده.» «شمر جلودارش نمي‌شه.» «شنا بلد نيست زير آبي هم مي‌ره.» «شنونده بايد عاقل باشه.» «شنيدي که زن آبستن گل مي‌خوره اما نمي‌دوني چه گلي.» «شوهر کردم وسمه کنم نه وصله کنم.» «شوهر برود کاروانسرا، نونش بياد حرمسرا.» «شوهرم شغال باشد، نونم در تغار باشد.» «شير بي‌يال و اشکم که ديد// اينچنين شيري خدا هم نافريد» مولوي ص «صابونش به جامه ما خورده.» «صبر کوتاه خدا سي ساله.» «صداش صبح در مياد.» «صد پتک زرگر، يک پتک آهنگر.» «صد تا گنجشک با زاق و زوقش نيم منه.» «صد تا چاقو بسازه، يکيش دسته نداره.» «صد تومن ميدم که بچه‌ام يکشب بيرون نخوابه وقتي خوابيد، چه يک‌شب چه هزار شب.» «صد رحمت به کفن دزد اولي.» «صد سال گدائي مي‌کنه هنوز شب جمعه را نمي‌دونه.» «صد سر را کلاه است و صد کور را عصا.» «صد من پرقو يک مشت نيست.» «صد من گوشت شکار به يک چس تازي نمي‌ارزه.» «صد موش را يک گربه کافيه.» «صفراش به يک ليمو مي‌شکنه.» «صنار جيگرک سفره قلمکار نمي‌خواد.» «صنار مي‌گيرم سگ اخته ميکنم، يه عباسي مي‌دم غسل مي‌کنم.» ض «ضرب خورده جراحه.» «ضرر را از هر جا جلوشو بگيري منفعته.» «ضامن روزي بود روزي‌رسان.» «ضرر به موقع بهتر از منفعت بي‌موقعه.» «ضرر کارکن، کار نکردنه.» ط «طاس اگر نيک نشيند همه کس نراد است.» «طالع اگر اري برو دمر بخواب.» «طاووس را به نقش و نگاري که هست خلق// تحسين کنند و او خجل از پاي زشت خويش» سعدي «طبل تو خاليست.» «طبيب بي‌مروت، خلق را رنجور مي‌خواهد.» «طشت طلا رو سرت بگير و برو.» «طعمه هر مرغکي انجير نيست.» «طمع آرد به مردان رنگ‌زردي.» «طمع پيشه را رنگ و رو زرده.» «طمع را نبايد که چندان کني// که صاحب کرم را پشيمان کني» «طمع زياد مايه جونم‌مرگي (جوانمرگي) است.» «طمعش از کرم مرتضي‌علي بيشتره.» ظ «ظالم پاي ديوار خودشو مي‌کنه.» «ظالم دست کوتاه.» «ظالم هميشه خانه خرابه.» «ظاهرش چون گور کافر پر حلل// باطنش قهر خدا عزوجل» مولوي ع «عاشقان را همه گر آب برد// خوبرويان همه را خواب برد» ايرج‌ميرزا «عاشق بي‌پول بايد شبدر بچينه.» «عاشقم پول ندارم کوزه بده آب بيارم.» «عاشقي پيداست از زاري دل// نيست بيماري چو بيماري دل» مولوي «عاشقي شيوه رندان بلاکش باشد.» حافظ «عاشقي کار سري نيست که بر بالين است» سعدي «عاقبت جوينده يابنده بود.» مولوي «عاقبت گرگ‌زاده گرگ شود// گرچه با آدمي بزرگ شود» سعدي «عاقل به کنار آب تا پل مي‌جست// ديوانه پا برهنه از آب گذشت» «عاقل گوشت مي‌خوره، بي‌عقل بادمجان.» «عالم بي‌عمل، زنبور بي‌عسله.» «عالم شدن چه آسون آدم شدن چه مشکل.» «عالم ناپرهيزکار، کوريست مشعله‌دار.» «عبادت بجز خدمت خلق نيست// به تسبيح و سجاده و دلق نيست» سعدي «عجب کشکي سابيديم که همش دوغ پتي بود.» «عجله، کار شيطونه.» «عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد.» «عذر بدتر از گناه.» «عروس بي‌جهاز، روزه بي‌نماز، دعاي بي‌نياز، قورمه بي‌پياز.» «عروس تعريفي عاقبت شلخته درآمد.» «عروس که به ما رسيد شب کوتاه شد.» «عروس مياد وسمه بکشه نه وصله بکنه.» «عروس نمي‌تونست برقصه مي‌گفت: زمين کجه.» «عروس را که مادرش تعريف کنه براي آقادائيش خوبه.» «عروس که مادر شوهر نداره، اهل محل مادرشوهرشند.» «عزيز کرده خدا را نمي‌شه ذليل کرد.» «عزيز پدر و مادر.» «عسس بيا منو بگير.» «عسل در باغ هست و غوره هم هست.» «عسل نيستي که انگشتت بزنند.» «عشق پيري گر بجنبد سر به رسوايي زند.» «عقد پسرعمو و دخترعمو را در آسمان بسته‌اند.» «عقلش پاره‌سنگ برمي‌داره.» «عقل که نيست جون در عذابه.» «عقل مردم به چشمشونه.» «عقل و گهش قاطي شده.» «علاج واقعه پيش از وقوع بايد کرد.» (‌ … دريغ سود ندارد چو رفت کار از دست) سعدي «علاج بکن کز دلم خون نيايد.» (سرشک از رخم پاک کردن چه حاصل …) مير والهي «علف به دهان بزي بايد شيرين بياد.» «عيدت را اينجا کردي نوروزت را برو جاي ديگه.» غ «غاز مي‌چرونه.» «غربال را جلوي کولي گرفت و گفت: منو چطور مي‌بيني؟ گفت: هر طور که تو منو مي‌بيني.» «غلام به مال خواجه نازد و خواجه به هر دو.» «غليان بکشيم يا خجالت.» ((مائيم ميان اين دو حالت …)) «غم مرگ برادر را برادر مرده مي‌داند.» «غوره نشده مويز شده‌است.» ف «فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان// آنگه شود پديد که نامرد و مرد کيست؟» ناصرخسرو «فرزند بي‌ادب مثل انگشت ششمه، اگر ببري درد داره، اگر هم نبري زشته.» «فرزند عزيز نور ديده// از دبه کسي ضرر نديده» «فرزند کسي نميکند فرزندي// گر طوق طلا به گردنش بربندي» «فرزند عزيز دردونه، يا دنگه يا ديونه.» «فرشش زمينه، لحافش آسمون.» «فرش، فرش قالي، ظرف، ظرف مس، دين، دين محمد.» «فضول را به جهنم بردند گفت: هيزمش تره.» «فقير، در جهنم نشسته‌است.» «فکر نان کن که خربزه آبه.» «فلفل نبين چه ريزه بشکن ببين چه تيزه.» «فلک فلک، بهمه دادي منقل، به ما ندادي يک کلک.» «فواره چون بلند شود سرنگون شود.» «فيل خوابي مي‌بيند و فيلبان خوابي.» «فيلش ياد هندوستان کرده.» «فيل و فنجان.» «فيل زنده‌اش صدتومنه، مرده‌اش هم صدتومنه.» ق «قاپ قمارخونه‌است.» «قاتل بپاي خود پاي دار ميره.» «قاچ زين را بگير اسب‌دواني پيشکشت.» «قاشق‌سازي کاري نداره، مشت ميزني توش گود ميشه، دمش را ميکشي دراز ميشه.» «قاشق نداري آش بخوري نونتو کج کن بيل کن.» «قاطر را گفتند: پدرت کيست؟ گفت: اسب آقادائيمه.» «قاطر پيش‌آهنگ آخرش توبره‌کش ميشه.» «قبا سفيد قبا سفيده.» «قباي بعد از عيد براي گل منار خوبه.» «قدر زر، زرگر شناسد قدر گوهر، گوهري.» «قرآن کنند حرز و امام مبين کشند» (ياسين کنند ورد و به طاها کشند تيغ …) «قربون برم خدارو، يک بام و دو هوارو، اينور بام گرما را اون ور بام سرمارو.» «قربون بند کيفتم، تا پول داري رفيقتم.» «قربون سرت آقا ناشي، خرجم با خودم آقام تو باشي.» «قربون چشمهاي بادوميت – ننه من بادوم مي‌خوام.» «قربون چماق دود کشت کاه، بده جوش پيشکشت.» «قرض که رسيد به صدتومن، هر شب بخور قيمه‌پلو.» «قسمت را باور کنم يا دم خروس را؟» «قسم حضرت عباس را باور کنم يا دم خروس را؟» «قسم نخور که باور کردم.» «قطره قطره جمع گردد وانگهي دريا شود.» «قلم، دست دشمنه.» «قم بيد و قنبيد، اونهم امسال نبيد.» «قوم و خويش، گوشت هم را مي‌خورند استخوان هم را دور نميندازند.» ک «کاچي بهتر از هيچي است.» يا «کاچي به ز هيچي.» «کار از محکم‌کاري عيب نمي‌کنه.» «کار بوزينه نيست نجاري.» «کارکردن خر و خوردن يابو.» «کاري را که گرگ به سختي انجام دهد، روباه به آساني از پيش برد.» «کارد، دسته خودشو نمي‌بره.» «کار نباشه زرنگه.» «کار، نشد نداره.» «کار نيکو کردن از پر کردن است.» «کار هر بز نيست خرمن کوفتن// گاو نر مي‌خواهد و مرد کهن» «کاري بکن بهر ثواب؛ نه سيخ بسوزه نه کباب.» «کاسه جايي رود که قدح بازآيد.» «کاسه داغتر از آش.» «کاسه را کاشي مي‌شکنه، تاوانش را قمي ميده.» «کاشکي را کاشتند سبز نشد.» «کاشکي ننم زنده مي‌شد؛ اين دورانم ديده مي‌شد.» «کافر همه را به کيش خود پندارد.» «کاه از خودت نيست کاهدون که از خودته.» «کاه بده، کالا بده، دو غاز و نيم بالا بده.» «کاه پيش سگ، استخوان پيش خر.» «کاه را در چشم مردم مي‌بينه کوه را در چشم خودش نمي‌بينه.» «کاهل به آب نمي‌رفت، وقتي مي‌رفت خمره مي‌برد.» «کباب پخته نگردد مگر به گرديدن.» «کبکش خروس مي‌خونه.» «کبوتر با کبوتر باز با باز// کند همجنس با همجنس پرواز» «کپه هم با فعله است؟» «کجا خوشه؟ اونجا که دل خوشه.» «کج مي‌گه اما رج مي‌گه.» «کچلي را گفتند: چرا زلف نميگذاري؟ گفت: من از اين قرتي‌گريها خوشم نمياد.» «کچل نشو که همه کچلي بخت نداره.» «کچليش کم، آوازش.» «کدخدا را ببين، ده را بچاپ.» «کرايه نشين، خوش نشينه.» «کرم‌داران عالم را درم نيست// درم‌داران عالم را کرم نيست» «کرم درخت از خود درخته.» «کژدم را گفتند: چرا به زمستان در نمي‌آيي؟ گفت: به تابستانم چه حرمت است که در زمستان نيز بيرون آيم؟» «کس را وقوف نيست که انجام کار چيست.» (هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار) حافظ «کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من.» «کسي دعا مي‌کنه زنش نميره که خواهرزن نداشته باشه.» «کسي را در قبر ديگري نمي‌گذارند.» «کسي که از آفتاب صبح گرم نشد از آفتاب غروب گرم نمي‌شه.» «کسي که از گرگ مي‌ترسه گوسفند نگه نمي‌داره.» «کسي که با مادرش زنا کنه، با ديگران چها کنه.» «کسي که به ما نريده بود، کلاغ کون‌دريده بود.» «کسي که در کشتي سوار است، با ناخدا نمي‌جنگد.» «کسي که منار مي‌دزده، اول چاهش را مي‌کنه.» «کسي که خربزه مي‌خوره، پاي لرزش هم مي‌شينه.» «کشته از بسکه فزونست کفن نتوان کرد.» «کفاف کي دهد اين باده به مستي ما// خم سپهر تهي شد ز مي‌پرستي ما» «کف دستي که مو نداره از کجاش مي‌کنند؟» «کفتر صناري، ياکريم نمي‌خونه.» «کفتر چاهي جاش توي چاهه.» «کفشات جفت، حرفات مفت.» «کفشاش يکي نوحه مي‌خونه، يکي سينه مي‌زنه.» «کفگيرش به ته ديگ خورده.» «کلاغ آمد چريدن ياد بگيره پريدن هم يادش رفت.» «کلاغ از وقتي بچه‌دار شد، شکم سير به خود نديد.» «کلاغ از باغمون قهر کرد، يک گردو منفعت ما.» «کلاغ خواست راه رفتن کبک را ياد بگيره راه رفتن خودش هم يادش رفت.» «کلاغ، روده خودش درآمده بود اونوقت مي‌گفت: من جراحم.» «کلاغ سر لونه خودش قارقار نمي‌کنه.» «کل اگر طبيب بودي سر خود دوا نمودي.» «کلاه را که به هوا بيندازي تا پائين بيايد هزار تا چرخ مي‌خوره.» «کلاه کچل را آب برد گفت: براي سرم گشاد بود.» «کلفتي نون را بگير و نازکي کار را.» «کلوخ‌انداز را پاداش سنگ است// جواب است اي برادر اين نه جنگ است» «کله‌اش بوي قورمه‌سبزي ميده.» «کله‌پز برخاست سگ جايش نشست.» «کله‌گنجشکي خورده.» «کمال همنشين در من اثر کرد// وگر نه من همان خاکم که هستم» سعدي «کم بخور هميشه بخور.» «کمم گيري کمت گيرم؛ نمرده ماتمت گيرم.» «کنار گود نشسته ميگه لنگش کن.» «کنگر خورده لنگر انداخته.» «کور از خدا چي ميخواهد؟ دو چشم بينا.» «کور خود و بيناي مردم.» «کورشه اون دکانداري که مشتري خودشو نشناسه.» «کور را چه به شب‌نشيني.» «کور کور را مي‌جوره آب گودال را.» «کور هرچي توي چنته خودشه خيال ميکنه توي چنته رفيقش هم هست.» «کوري دخترش هيچ، داماد خوشگل هم مي‌خواهد.» «کوري دگر عصاکش کور دگر بود» (سني که روز حشر شفيعش عمر بود…) «کوزه خالي، زود از لب بام ميافته.» «کوزه‌گر از کوزه شکسته آب مي‌خوره.» «کوزه نو آب خنک داره.» «کوزه نو دو روز آب را سرد نگه ميداره.» «کوسه دنبال ريش رفت سيبيلشم از دست داد.» «کوسه و ريش پهن.» «کو فرصت؟» «کوني که گشت تو رودخونه ني مي‌شينه توي خونه» «کوه بکوه نميرسه، آدم به آدم ميرسه.» «کوه، موش زاييده.» گ «گابمه و آبمه و نوبت آسيابمه.» «گاو پيشاني سفيده.» «گاوش زاييده.» «گاو نه من شير.» «گاه باشد که کودکي نادان// به غلط بر هدف زند تيري» سعدي «گاهي از سوراخ سوزن تو مي‌ره گاهي هم از دروازه تو نمي‌ره.» «گدارو که رو بدي صاحبخونه مي‌شه.» «نرمي ز حد مبر که چو دندان مار ريخت// هر طفل ني‌سوار کند تازيانه‌اش» صائب تبريزي «گذر پوست به دباغخانه مي‌افته.» «گر به دولت برسي مست نگردي مردي.» «گر بري گوش و گر زني دمبم// بنده از جاي خود نمي‌جنبم.» «گربه براي رضاي خدا موش نمي‌گيره.» «گربه تنبل را موش طبابت مي‌کنه.» «گربه دستش به گوشت نمي‌رسه مي‌گه بو مي‌ده.» «گربه را دم حجله بايد کشت.» «گربه را اگر در اطاق حبس کني پنجه بروت مي‌زنه.» «گربه را گفتند: گهت درمونه خاک پاشيد روش.» «گربه روغن مي‌خوره، بي‌بي دهن منو بو مي‌کنه.» «گربه شب سموره.» «گربه شير است در گرفتن موش// ليک موش است در مصاف پلنگ» سعدي «گربه مسکين اگر پر داشتي// تخم گنجشک از زمين برداشتي» «گر تو بهتر مي‌زني بستان بزن.» «گر تو قرآن بدين نمط خواني// ببري رونق مسلماني» سعدي «گر تو نمي‌پسندي تغيير ده قضا را» (در کوي نيک‌نامي ما را گذر ندادند …) حافظ «گر جمله کائنات کافر گردند// بر دامن کبرياش ننشيند گرد» «گر حکم شود که مست گيرند// در شهر هر آنچه هست گيرند» «گر در همه شهر يک سر نيشتر است// در پاي کسي رود که درويش‌تر است» «گر در يمني چو با مني پيش مني// ور پيش مني چو بي‌مني در يمني» «گرد نام پدر چه مي‌گردي؟// پدر خويش باش اگر مردي» «گرز به خورند پهلوون.» «گر زمين و زمان بهم دوزي// ندهندت زياده از روزي» «گر صبر کني زغوره حلوا سازيم.» «گر گدا کاهل بود تقصير صاحب‌خانه چيست؟» «گرگ دهن‌آلوده و يوسف ندريده.» «گرگ‌زاده آخرش گرگ ميشه.» «گرگ که پير ميشه رقاص سگ ميشه.» «گرهي که با دست باز ميشه نبايد با دندان باز کرد.» «گفت: پيغمبر که چون کوبي دري// عاقبت زآن در برون آيد سري» مولوي «گفت: چشم تنگ دنيادار را// يا قناعت پر کند يا خاک گور» سعدي «گفت: خونه قاضي عروسيست. گفت: به تو چه؟ گفت: مرا هم دعوت کرده‌اند. گفت: به من چه؟» «گفت: استاد؛ شاگردان از تو نمي‌ترسند. گفت: من هم از شاگردها نمي‌ترسم.» «گفتند: خرس تخم ميذاره يا بچه؟ گفت: از اين دم بريده هرچي بگي برمياد.» «گفتند: خربزه و عسل با هم نميسازند. گفت: حالا که همچين ساخته‌اند که دارند منو از وسط برمي‌دارند.» «گفتند: خربزه مي‌خوري يا هندوانه؟ گفت: هردوانه.» «گفت: نوري خونه است؟ گفتند: علاوه بر نوري دخترش هم خونه‌است. گفت: نور علي نور.» «گل بود به سبزه نيز آراسته شد.» «گِل زن و شوهر را از يک تغار برداشته‌اند.» «گله‌گيهات به سرم ايشالاه عروسي پسرم.» «گنج بي‌رنج نديده‌ست کسي// گل بي‌خار نچيده‌ست کسي» عبدالرحمن جامي «گنج بي مار و گل بي‌ خار نيست// شادي بي‌غم در اين بازار نيست» مولوي «گنج و مار و گل و خار و غم و شادي به هم‌اند» (جور دشمن چه‌کند گر نکشد طالب دوست…) سعدي «گنجشک امسالي رو باش که گنجشک پارسالي را قبول نداره.» «گنجشک با باز پريد افتاد و ماتحتش دريد.» «گنجشک با زاغ زوغش بيست تاش يه قرونه، گاوميش يکيش صدتومنه.» «گندم از گندم برويد جو ز جو» (از مکافات عمل غافل نشو…) مولوي «گندم خورديم از بهشت بيرونمان کردند.» «گنه کرد در بلخ آهنگري// به شوشتر زدند گردن مسگري» «گوز در بازار مسگري.» «گوز به شقيقه چه ربطي داره.» «گوساله بسته را ميزنه.» «گوسفند امام‌رضا را تا چاشت نمي‌چرونه.» «گوسفند بفکر جونه، قصاب به فکر دنبه.» «گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من// آنچه البته به جايي نرسد فرياد است» يغماي جندقي «گوشت جوان لب طاقچه‌است.» «گوشت را از ناخن نميشه جدا کرد.» «گوشت را از بغل گاو بايد بريد.» «گوشت رانم را مي‌خورم منت قصاب رو نمي‌کشم.» «گوهر پاک ببايد که شود قابل فيض// ورنه هر سنگ و گلي لؤلؤ مرجان نشود» حافظ «گه جن خورده.» «گيرم پدر تو بود فاضل// از فضل پدر تو را چه حاصل» ~ نظامي «گيرم که مارچوبه کند تن بشکل مار// کو زهر بهر دشمن و کو مهره بهر دوست» خاقاني «گيسش را توي آسيا سفيد نکرده.» ل «لاف در غريبي، گوز در بازار مسگرها.» «لالائي ميدوني چرا خوابت نميبره.» «لب بود که دندون اومد.» «لقمان حکيم را گفتند: ادب از که آموختي؟ گفت: از بي‌ادبان.» سعدي «لگد به گور حاتم زده.» «لولهنگش آب مي‌گيره.» «ليلي را از دريچه چشم مجنون بايد ديد.» م «ما از خيک دست برداشتيم خيک از ما دست برنميداره.» «ما اينور جوب تو اونور جوب.» «ما اينور جوب تو اونور جوب، فحش بده فحش بستون، پيراهن يکي شانزده تومنه.» «مادر را دل سوزد، دايه را دامن.» «مادرزن خرم کرده، توبره بر سرم کرده.» «مادر که نيست با زن‌بابا بايد ساخت.» «مادرمرده را شيون مياموز.» «مارا باش که از بز دنبه مي‌خواهيم.» «مار پوست خودشو ول ميکنه اما خوي خودشو ول نميکنه.» «مار تا راست نشه به‌سوراخ نميره.» «مار خورده افعي شده.» «مار خيلي از پونه خوشش مياد دم لونه‌اش سبز ميشه.» «مارگزيده از ريسمان سياه و سفيد ميترسه.» «مارگير را آخرش مار ميکشه.» «مارمهره، هر ماري نداره.» «مار هرکجا کج بره توي لونه خودش راست ميره.» «ماست را که خوردي کاسه‌شو زير سرت بزار.» «ماست‌ها را کيسه کردند.» «ماست‌مالي کردن.» «ماستي که ترشه از تغارش پيداست.» «ماست نيستي که انگشتت بزنند.» «ما صدنفر بوديم تنها، اونها سه‌نفر بودند همراه.» «ما که خورديم اما نگي يارو خر بود، سيرابيت نپخته بود.» «ما که در جهنم هستيم يک پله پائين‌تر.» «ما که رسواي جهانيم غم عالم پشمه.» «مال است نه جان است که آسان بتوان داد.» «مال بد بيخ ريش صاحبش.» «مال به يکجا ميره ايمون به هزار جا.» «مالت را خار کن خودت را عزيز کن.» «مال خودت را محکم نگهدار همسايه را دزد نکن.» «مال خودم مال خودم مال مردمم مال خودم.» «مال دنيا و بال آخرته.» «مال ما گل مناره، مال مردم زير تغاره.» «مال مفت صرافي نداره.» «پول باد آورده چند و چون نداره.» «مال ممسک ميراث ظالمه.» «مال همه ماله، مال من بيت‌الماله.» «ماما‌آورده را مرده‌شور ميبره.» «ماما که دوتا شد سر بچه کج در مياد.» «ما و مجنون همسفر بوديم در دشت جنون// او به مطلب‌ها رسيد و ما هنوز آواره‌ايم» «مهر درخشنده چو پنهان شود// شب‌پره بازيگر ميدان شود» «ما هم تون را ميتابيم هم بوق را ميزنيم.» «ماه هميشه زير ابر پنهان نميمونه.» «ماهي رو هر وقت از آب بگيري تازه‌است.» «ماهي، ماهي رو ميخوره، ماهي‌خوار هر دو را.» «ماهي و ماست؟ عزرائيل ميگه بازم تقصير ماست؟» «مبارک خوشگل بود آبله هم درآورد.» «مثقال نمکه خروار هم نمکه.» «مثل سيبي که از وسط نصف کرده باشند.» «مثل سگ پشيمونه.» «مثل کنيز ملا باقر.» «مرد چهل ساله تازه اول چلچليشه.» «مرد آنست که در کشاکش دهر// سنگ زيرين آسيا باشد» «مرد خردمند هنر پيشه را// عمر دو بايست در اين روزگار// تا به يکي تجربه آموختن// با دگري تجربه بردن به کار» سعدي «مرد که تنبوتش دو تا شد بفکر زن نو ميافته.» «مرده را رو که بدي بکفن خودش ميرينه.» «مردي را پاي دار ميبردند زنش ميگفت: يه شليته گلي براي من بيار.» «مردي که نون نداره اينهمه زبون نداره.» «مرغ بيوقت‌خوان را بايد سر بريد.» «مرغ زيرک که ميرميد از دام؛ با همه زيرکي به دام افتاد.» «مرغ گرسنه ارزن در خواب مي‌بينه.» «مرغ، هم تخم ميکنه هم چلغوز.» «مرغ همسايه غازه.» «مرغي را که در هواست نبايد به سيخ کشيد.» «مرغ يه پا داره.» «مرغي که انجير ميخوره نوکش کجه.» «مرگ براي من، گلابي براي بيمار.» «مرگ به فقير و غني نگاه نميکنه.» «مرگ خر عروسي سگه.» «مرگ خوبه اما براي همسايه.» «مرگ ميخواهي برو گيلان.» «مرگ يه بار شيون يه بار.» «مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد» (نابرده رنج گنج ميسر نمي‌شود …) سعدي «مزد خرچروني خرسواريست.» «مزد دست مهتر چس يابو است.» «مسجد نساخته گدا درش ايستاده.» «مسجد جاي گوزيدن نيست.» «مسلمانان در گور و مسلماني در کتاب.» «مشتري آخر شب خونش پاي خودشه.» «مشک خالي و پرهيز آب.» «معامله با خودي غصه داره.» «معامله نقد بوي مشک ميده.» «معما چو حل گشت آسان شود.» «مغز خر خورده.» «مفرداتش خوبه اما مرده‌شور ترکيبشو ببره.» مگس به فضله‌ش بشينه تا مورچه‌خورت دنبالش ميدوه.» «مگه سيب سرخ براي دست چلاق خوبه؟» «مگه کاشونه که کپه با فعله است؟» «ملا شدن چه آسون، آدم شدن چه مشکل.» «ملا نصرالدين صنار ميگرفت سگ اخته مي‌کرد يکعباسي ميداد ميرفت حموم.» «من آنچه شرط بلاغ است با تو مي‌گويم// تو خواه از سخنم پند گير و خواه ملال» سعدي «من از بيگانگان هرگز ننالم// که با من هرچه کرد آن آشنا کرد» حافظ «من کجا و خليفه در بغداد.» «من ميگم خواجه‌ام تو ميگي چند تا بچه داري؟» «من ميگم نره تو ميگي بدوش.» «من ميگم انف، تو نگو انف، تو بگو انف.» «من نمي‌گويم سمندر باش يا پروانه باش// چون بفکر سوختن افتاده‌اي مردانه باش» مرتضي قليخان شاملو «من نوکر حاکمم نه نوکر بادنجان.» «موريانه همه چيز خونه را مي‌خوره جز غم صاحب‌خونه را.» «موش تو سوراخ نمي‌رفت جارو به دمبش مي‌بست.» «مورچه چيه که کله پاچش چي باشه.» «موش زنده بهتر از گربه مرده‌است.» «موش به همبونه (کيسه) کار نداره همبونه به موش کار داره.» «موش و گربه که با هم بسازند دکان بقالي خراب مي‌شه.» «مهتاب نرخ ماست را مي‌شکنه.» «مهره مار داره.» «مه فشاند نور و سگ عوعو کند// هرکسي بر طينت خود مي‌تند» مولوي «مهمون بايد خنده‌رو باشه اگر چه صاحب‌خونه، خون گريه کنه.» «مهمون تا سه روز عزيزه.» «مهمون خر صاحب‌خونه‌است.» «مهمون که يکي شد صاحب‌خونه گاو مي‌کشه.» «مهمون، مهمونو نميتونه ببينه صاحب‌خونه هردو را.» «مهمون ناخونده خرجش پاي خودشه.» «مهمون هرکي، در خونه هرچي.» «ميون حق و باطل چهار انگشته.» «ميون دعوا حلوا خير نمي‌کنند.» «ميون دعوا نرخ معين مي‌کنه.» «مي بخور، منبر بسوزان، مردم‌آزاري مکن.» «مي‌خواي عزيز بشي يا دور شو يا کور شو.» «ميراث خرس به کفتار مي‌رسه.» «ميراث‌خوار بهتر از چشته‌خوره.» «ميوه خوب نصيب شغال مي‌شه.» «ميهمان سخت عزيز است ولي همچو نفس// خفقان آرد اگر آيد و بيرون نرود» «مو از ماست کشيدن» ن «نابرده رنج گنج ميسر نمي‌شود// مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد» سعدي «ناخوانده به خانه خدا نتوان رفت.» «ناز عروس به جهازه.» «نازکش داري ناز کن، نداري پاهاتو دراز کن.» «نبرد رگي تا نخواهد خداي» (اگر تيغ عالم بجنبد ز جاي …) «نخود توي شله‌زرد.» «نخودچي توي جيبم مي‌کني اونوقت سرم را مي‌شکني؟» «نخودچي شو دزديده.» «نخود همه آش.» «نديد بديد وقتي بديد به خود بريد.» «نذر مي‌کنم واسه سرم خودم مي‌خورم و پسرم.» «نردبون، پله به پله.» «نردبون دزدها.» «نزديک شتر نخواب تا خواب آشفته نبيني.» «نزن در کسي را تا نزنند درت را.» «نسيه، نسيه آخر به دعوا نسيه.» «نشاشيدي شب درازه.» «نشسته پاکه.» «نفسش از جاي گرم در مياد.» «نکرده کار نبرند بکار.» «نگاه به دست ننه کن مثل ننه غربيله کن.» «نوشدارو بعد از مرگ سهراب.» «نوکر باب، شيش ماه چاقه شيش ماه لاغر.» «نوکر بي‌جيره و مواجب تاج سر آقاست.» «نو که اومد به بازار کهنه مي‌شه دل‌آزار.» «نون اينجا آب اينجا؛ کجا بروم به از اينجا؟» «نون بدو، آب بدو، تو به دنبالش بدو.» «نون بده، فرمون بده.» «نون به همه‌کس بده، اما نان همه‌کس مخور.» «نونت را با آب بخور منت آبدوغ نکش.» «نون خونه رئيسه، سگش هم همراهشه.» «نون خودتو مي‌خوري حرف مردمو چرا مي‌زني؟» «نون خودتو مي‌خوري حليم حاج عباسو هم مي‌زني؟» «نون را به اشتهاي مردم نميشه خورد.» «نون را بايد جويد توي دهنش گذاشت.» «نونش توي روغنه.» «نونش را پشت شيشه مي‌ماله.» «نون گدايي رو گاو خورد ديگه به کار نرفت.» «نون نامردي توي شکم مرد نمي‌مونه.» «نون نداره بخوره پياز مي‌خوره اشتهاش واشه.» «نون نکش آب لوله کش.» «نه آب و نه آباداني نه گلبانگ مسلماني.» «نه آفتاب از اين گرم‌تر مي‌شود و نه غلام از اين سياه‌تر.» «نه از من جو، نه از تو دو، بخور کاهي برو راهي.» «نه به اون خميري نه به اين فطيري.» «نه به اون شوري شوري نه به اين بي‌نمکي.» «نه بباره نه به داره، اسمش عمو موندگاره.» «نه بر مرده، بر زنده بايد گريست» (گر اين تير از ترکش رستمي است …) فردوسي «نه پسر دنيائيم نه دختر آخرت.» «نه پشت دارم نه مشت.» «نه پير را براي خر خريدن بفرست نه جوان را براي زن گرفتن.» «نه خاني اومده نه خاني رفته.» «نه چک زدم نه چونه، عروس اومد به خونه.» «نه خود خوري نه کس دهي گنده کني به سگ دهي.» «نه در غربت دلم شاد و نه رويي در وطن دارم// الهي بخت برگردد از اين طالع که من دارم» «نه دزد باش نه دزد زده.» «نه راه پس دارم نه راه پيش.» «نه سر پيازم نه ته پياز.» «نه سر کرباسم نه ته کرباس.» «نه سرم را بشکن نه گردو توي دومنم کن.» «نه سيخ بسوزه نه کباب» (کاري بکن بهر ثواب …) «نه عروس دنيا نه داماد آخرت.» «نه شير شتر نه ديدار عرب.» «نه قم خوبه نه کاشون لعنت به هر دوتاشون.» «نه مال دارم ديوان ببره نه ايمان دارم شيطان ببره.» «نه نماز شبگير کن نه آب توي شير کن.» «نه هرکه سر بتراشد قلندري داند» (هزار نکته باريک‌تر ز مو اين‌جاست…) حافظ «نيش عقرب نه از ره کين است// اقتضاي طبيعتش اين است» «نيکي و پرسش؟» «نيم‌طبيب خطر جان، نيم‌فقيه خطر ايمان» و «واي به باغي که کليدش از چوب مو باشه.» «واي به خوني که يک شب از ميونش بگذره.» «واي به کاري که نسازد خدا.» «واي به مرگي که مرده‌شور هم عزا بگيره.» «واي به وقتي که بگندد نمک.» «واي به وقتي که چاروادار راهدار بشه.» «واي به وقتي که قاچاقچي گمرکچي بشه.» «وعده سر خرمن دادن.» «وقت خوردن، خاله، خواهرزاده را نميشناسه.» «وقت مواجب سرهنگه، وقت کارکردن سربازه.» «وقتي که جيک جيک مستونت بود ياد زمستونت نبود؟» «وقتي مادر نباشه با زن‌بابا بايد ساخت.» ه «هادي، هادي، اسم خودتو به ما نهادي.» «هر آن کس که دندان دهد نان دهد» سعدي «هر جا آشه، کچلک فراشه.» «هر جا خرسه، جاي ترسه.» «هر جا سنگه به پاي احمد لنگه.» «هر جا که پري‌رخي‌ست ديوي با اوست.» «هر جا که گندوم نده مال من دردمنده.» «هر جا که نمک خوري نمکدون نشکن.» «هر جا مرغ لاغره، جايش خونه ملا باقره.» «هر جا هيچ جا، يک جا همه جا.» «هر چه از دزد موند، رمال برد.» «هر چه بخود نپسندي به ديگران نپسند.» «هر چه بگندد نمکش مي‌زنند// واي به وقتي که بگندد نمک» «هر چه به همش بزني گندش زيادتر مي‌شه.» «هر چه پول بدي آش مي‌خوري.» «هر چه پيش آيد خوش آيد.» «هر چه خدا خواست همان مي‌شود// هر چه دلم خواست نه آن مي‌شود» «هر چه خورده نريده.» «هر چه دختر همسايه چل‌تر، براي ما بهتر.» «هر چه در ديگ است به چمچه مياد.» «هر چه دير نپايد دلبستگي را نشايد.» «هر چه رشتم پنبه شد.» «هر چه سر بزرگتر، درد بزرگتر.» «هر چه عوض داره گله نداره.» «هر چه کني به خود کني گر همه نيک و بد کني.» «هر چه که پيدا مي‌کنه خرج اتينا مي‌کنه.» «هر چه مار از پونه بدش مياد بيشتر در لونه‌اش سبز مي‌شه.» «هر چه مي‌گم نره، بازم مي‌گه بدوش.» «هر چه نصيب است نه کم مي‌دهند// ور نستاني به ستم مي‌دهند» «هر چه هست از قامت ناساز بي‌اندام ماست// ورنه تشريف تو بر بالاي کس کوتاه نيست» حافظ «هر چي سنگه مال پاي لنگه» «هر چيز به ديده خوار آيد عاقبت روزي به کار آيد.» «هر خري را به يک چوب نمي‌رونند.» «هر دم از اين باغ بري مي رسد// تازه‌تر از تازه‌تري مي‌رسد» نظامي «هر دودي از کباب نيست.» «هر رفتي، آمدي داره.» «هر سخن جايي و هر نکته مقامي دارد.» «هر سرازيري يک سر بالايي داره.» «هر سرکه‌اي از آب، ترش‌تره.» «هر شب شب قدر است اگر قدر بداني.» «هرکس از هر جا رونده‌است با ما برادرخونده‌است.» «هرکسي پنج روزه نوبت اوست» (دور مجنون گذشت و نوبت ماست…) حافظ «هرکسي از ظن خود شد يار من// از درون من نجست اسرار من» مولوي «هرکسي کار خودش ، بار خودش ،آتيش به انبار خودش.» «هر کسي کو دور ماند از اصل خويش// بازجويد روزگار وصل خويش» مولوي «هرکه با مادر خود زنا کنه با دگران چها کنه.» «هرکه بامش بيش، برفش بيشتر.» «هرکه به يک‌ کار، به همه‌کار؛ هرکه به همه‌کار به هيچ‌کار.» «هرکه به اميد همسايه نشست گرسنه مي‌خوابه.» «هرکه تنها قاضي رفت خوشحال برمي‌گرده.» «هرکه خربزه مي‌خوره پاي لرزش هم مي‌شينه.» «هرکه خري نداره غمي نداره.» «هرکه خيانت ورزد دستش در حساب بلرزد.» «هرکه دست از جان بشويد هر چه در دل دارد گويد.» «هرکه در اين بزم مقرب‌تر است// جام بلا بيش‌ترش مي‌دهند» «هرکه را زر در ترازوست، زور در بازوست.» «هرکه را طاووس بايد جور هندوستان کشد.» «هرکه را مال هست و عقلش نيست// روزي آن مال مالشي دهدش// وآنکه را عقل هست و مالش نيست// روزي آن عقل بالشي دهدش» عمادي شهرياري «هرکه را ميخواهي بشناسي يا باهاش معامله کن يا سفر کن.» «هرکه شيريني فروشد مشتري بر وي بجوشد.» «هرکه نان از عمل خويش خورد// منت از حاتم طائي نبرد» «هرکي به فکر خويشه کوسه بفکر ريشه.» «هرکي خر شد، ما پالونيم.» «هرکي که زن نداره، آروم تن نداره.» «هر گردي گردو نيست.» «هر گلي زدي سر خودت زدي.» «هزار تا چاقو بسازه يکيش دسته نداره.» «هزار تا دختر کورو يکروزه شوهر مي‌ده.» «هزار دوست کمه، يک دشمن بسيار.» «هزار قورباغه جاي يه ماهي رو نمي‌گيره.» «هزار وعده خوبان يکي وفا نکند.» «هشتش گرو نه‌است.» «هلو برو تو گلو.» «هم از توبره مي‌خوره هم از آخور.» «هم از شورباي قم افتاديم هم از حليم کاشون.» «همان آش است و همان کاسه.» «همان خر است و يک کيله جو.» «هم چوب را خورديم هم پياز را و هم پول را داديم.» «هم حلواي مرده‌هاست هم خورش زنده‌ها.» «هم خدا را مي‌خواهد هم خرما را.» «همدون دوره، کردوش نزديک.» «همسايه نزديک، بهتر از برادر دور.» «همسايه‌ها ياري کنيد تا من شوهرداري کنم.» «هم فاله و هم تماشا.» «همکار همکارو نمي‌تونه ببيند.» «هم لحافه و هم تشک.» «هم مي‌ترسم هم مي‌ترسونم.» «همنشين به بود تا من از او بهتر شوم.» «همه چيز را همگان دانند.» «همه ابري هم بارون نداره.» «همه خرها رو به يک چوب نمي‌رونند.» «همه رو مار مي‌گزه مارو خرچسونه.» «همه سرو ته يه کرباسند.» «همه قافله پس و پيشيم.» «همه‌کاره و هيچ‌کاره.» «همه ماري مهره نداره.» «همه ماهي خطر داره بدناميشو صفر داره.» «هر مرغي انجير نمي‌خوره.» «هميشه آب در جوي آقا رفيع نمي‌ره يه دفه هم در جوي آقا شفيع مي‌ره.» «هميشه خره خرما نمي‌رينه.» «هميشه روزگار به انسان رو نميکنه.» «هميشه شعبان، يک بار هم رمضان.» «هميشه ما مي‌ديديم يه دفعه هم تو ببين.» «همينو که زائيدي بزرگش کن.» «هنوز آش خوره» «هنوز باد به زخمش نخورده.» «هنور دهنش بوي شير مي‌ده.» «هنوز سر از تخم در نياورده.» «هنوز گرسنگي نکشيدي تاعاشقي يادت بره?هنوز تنگت نگرفته تا دوتاش يادت بره» «هنوز غوره نشده مويز شده.» «هنوز دو قورت و نيمش باقي مانده.» «هوو هوو را خوشگل مي‌کنه جاري جاري را کدبانو.» «هيچ ارزوني بي‌علت نيست.» «هيچ انگوري دوبار غوره نمي‌شه.» «هيچ بدهي را به هيچ بستاني کاري نيست.» «هيچ بدي نرفت که خوب جاش بياد.» «هيچ بقالي نميگه ماست من ترشه.» «هيچ تقلبي بهتر از راستي نيست.» «هيچ چراغي تا به صبح نمي‌سوزه.» «هيچ‌چيز شرط هيچ‌چيز نيست.» «هيچ دوئي نيست که سه نشه.» «هيچ دودي بي‌آتش نيست.» «هيچ عروس سياه بختي نيست که تا چهل روز سفيد بخت نباشه.» «هيچکاره، رقاص پاي نقاره.» «هيچکاره و همه‌کاره.» «هيچکس از پيش خود چيزي نشد// هيچ آهن خنجر تيزي نشد// هيچ قنادي نشد استادکار// تا که شاگرد شکرريزي نشد» «هيچکس را توي گور ديگري نمي‌گذارن.» «هيچکس روزي ديگري را نمي‌خوره.» «هيچکس نمي‌گه ماست من ترشه.» «هيچ گروني بي‌حکمت نيست.» ي «يابو برش داشته.» «يابوي اخته و مرد کوسه سن و سالشون معلوم نيست.» «يابوي پيش‌آهنگ آخرش توبره‌کش مي‌شه.» «يا خدا يا خرما.» «يار بد، بدتر بود از مار بد.» «يارب مبادا که گدا معتبر شود» (…گر معتبر شود ز خدا بي‌خبر شود) «يار در خانه و ما گرد جهان مي‌گرديم.» «يار قديم، اسب زين‌کرده‌است.» «يار، مرا ياد کنه ولو با يک هل پوک.» «يا زنگي زنگ باش يا رومي روم.» «يا علي غرقش کن منهم روش.» «يا کوچه‌گردي يا خانه‌داري.» «يا مرگ يا اشتها.» «يا مکن با پيل‌بانان دوستي// يا بنا کن خانه‌اي در خورد پيل» سعدي «يکي رو تو ده راه نمي‌دادند سراغ کدخدا رو مي‌گرفت.» «يک ارزن از دستش نمي‌ريزه.» «يک مرده به نام به که صد زنده به ننگ.» «يک انار و صد بيمار.» «يک بار جستي ملخي، دو بار جستي ملخي، آخر به دستي ملخي.» «يک بز گر گله را گر مي‌کند.» «يک داغ‌دل بس است براي قبيله‌اي.» «يکدم نشد که بي سر خر زندگي کنيم.» «يک ده آباد بهتر از صد شهر خراب.» «يک ذره شاخ بهتر از هزار ذرع دمه.» «يک من ماست چقدر کره ميده/ کره داره.» «يکي به نعل و يکي به ميخ.» «يکي کمه، دو تا غمه، سه تا خاطر جمه.» «يکي مرد و يکي مردار شد يکي به غضب خدا گرفتار شد.» «يکي مي‌بره يکي مي‌دوزد.» «يکي مي گفت مادرم را مي فروشم! پرسيدند مادر را چگونه فروشي؟ گفت نرخي نهم که کس نخرد.» «يکي مي‌مرد ز درد بينوايي؛ يکي ميگفت: خانوم زردک مي‌خواهي؟» «يکي نون نداشت بخوره پياز مي‌خورد که اشتهاش واشه.» «يکي‌يه‌دونه يا خل مي‌شه يا ديوونه.» «يه‌بام و دوهوا.» «يه‌پا چارق، يه پا گيوه.» «يه‌پاش اين دنيا يه پاش اون دنياست.» «يه‌پول جيگرک سفره‌قلمکار نمي‌خواد.» «يه‌تب يه پهلوانو مي‌خوابونه.» «يه‌تخته‌اش کمه.» (خل و کم‌عقل است) «يه‌جا ميل و مناره را نمي‌بينه يه جا ذره رو در هوا مي‌شماره.» «يه‌چيز بگو بگنجه.» «يه‌حموم خرابه چهل‌تا جومه‌دار نمي‌خواد.» «يه‌خونه داريم پنبه‌ريسه، ميون هفتاد ورثه.» «يه‌دست به پيش و يه‌دست به پس.» «يه‌دست صدا نداره.» «يه‌دستم سپر بود، يه‌دستم شمشير، با دندونام که نمي‌تونم بجنگم.» «يه‌ديوانه سنگي به چاه مي‌ندازه که صدتا عاقل نمي‌تونن بيرون بيارن.» «يه‌روده راست توي شيکمش نيست.» «يه‌روزه مهمونيم و صدساله دعاگو.» «يه‌روز حلاجي مي‌کنه سه‌روز پنبه از ريش ورمي‌چينه.» «يه‌سال بخور نون و تره صدسال بخور نون و کره.» «يه‌سال روزه بگير آخرش با فضله سگ افطار کن.» «يه‌سوزن بخودت بزن و يه‌جوالدوز به مردم.» «يه‌سيب و که به هوا بندازي تا بياد پايين هزارتا چرخ مي‌خوره.» «يه‌شکم سير بهتر از صدشکم نيم‌سير.» «يه‌عمر گدايي کرده هنوز شب جمعه رو نمي‌دونه.» «يه‌کاسه‌چي صدتا سرناچي.» «يه‌کفش آهني مي‌خواد و يه‌عصاي فولادي.» «يه‌کلاغ و چهل‌کلاغ.» «يه‌گوشش دره يه‌گوشش دروازه.» «يه‌لاش کرديم نرسيد دولاش مي‌کنيم که برسد.» «يه‌لقمه نون بربري من بخورم يا اکبري.» «يه‌مريد خر بهتر از يه‌ده شيش‌دانگ.» «يه‌مو از خرس کندن غنيمته.» «يه‌مويز و چل‌قلندر.» «يه‌نه بگو، نه‌ماه رو دل نکش.» «يه‌وقت از سوراخ سوزن تو مي‌ره يه‌وقت از در دروازه تو نمي‌ره.» يه دکمه آورده ميگه يه دست کت و شلوار از روش بدوز

انواع ضرب المثلهای ایرانی


آ «آب از دستش نمي‌چکه.» «آب از سرچشمه گل‌آلوده.» «آب از آب تکان نمي‌خوره.» «آب از سرش گذشته.» «آب از آب تکان نخورد.» «آب پاکي روي دستش ريخت.» «آب در کوزه و ما تشنه‌لبان مي‌گرديم.» «آب را گل‌آلود مي‌کنه که ماهي بگيره.» «آب را بايد از سرچشمه بست.» «آب زير پوستش افتاده.» «آب که يه جا بمونه، مي‌گنده.» «آبکش رو نگاه کن که به کفگير مي‌گه تو سه سوراخ داري.» «آب که از سر گذشت، چه يک ذرع چه صد ذرع ـ چه يک ني چه صد ني.» «آب که از سر گذشت، چه يک وجب چه صد وجب.» «آب که سر بالا مي‌ره، قورباغه ابوعطا مي‌خونه.» «آب گرونتر از بنزين شد.» «آب نمي‌بينه و گرنه شناگر قابليه.» «آبي از او گرم نمي‌شه.» «آتش که گرفت، خشک و تر مي‌سوزد.» «آدم، آ هست و دم.» «آدم از کوچکي بزرگ مي‌شود.» «آدم با کسي که علي گفت، عمر نمي‌گه.» «آدم بد حساب، دوبار مي‌ده.» «آدم به‌کيسه‌اش نگاه مي‌کند.» «آدم پول پيدا مي‌کند، پول، آدم را پيدا نمي‌کند.» «آدم تنبل، عقل چهل وزير داره.» «آدم خودش بميرد هوادارش نميرد.» «آدم خوش معامله، شريک مال مردمه.» «آدم دانا به نيشتر نزند مشت» «آدم دست پاچه، کار را دوبار مي‌کنه.» «آدم دست پاچه دوبار مي‌شاشه.» «آدم زنده، زندگي مي‌خواد.» «آدم زنده وکيل وصي نمي‌خواد.» «آدم گدا، اينهمه ادا؟» «آدم گرسنه، خواب نان سنگک مي‌بينه.» «آدم گرسنه، ياد پلوي عروسيش مي‌افته.» «آدم ناشي، سرنا را از سر گشادش مي‌زنه.» «آردها مونو بيختيم، الک‌ها مونو آويختيم.» (آرد خود را بيختيم، آردبيز را آويختيم.) «آرزو بر جوانان عيب نيست.» «آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است// با دوستان مروت، با دشمنان مدارا» حافظ «آستين نو، پلو بخور» «آسوده کسي که خر نداره// از کاه و جوش خبر نداره.» «آسياب به نوبت.» «آسه برو آسه بيا که گربه شاخت نزنه.» «آشپز که دوتا شد، آش يا شوره يا بي‌نمک.» (آشپز که دوتا شد ،آش يا شور مي‌شه يا بي‌نمک ) «آش با جاش.» «آش نخورده و دهن سوخته.» «آش اينجا لواش اينجا کجا برم به از اينجا.» «آفتابه خرج لحيمه.» «آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هيچي.» «آفتابه و لولهنگ هر دو يک کار مي‌کنند، اما قيمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم مي‌شه.» «آمدم ثواب کنم، کباب شدم.» «آمد زير ابروشو برداره، چشمش را کور کرد.» «آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا» شهريار «آنان که غني‌ترند، محتاج‌ترند.» ~ سعدي «آن‌چه دلم خواست نه آن شد// آنچه خدا خواست همان شد.» «آن‌را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟» «آن‌قدر بارکن که بکِشد، نه آن‌قدر که بکُشد» «آن‌قدر بايست، تا علف زير پات سبز بشه.» «آن‌قدر سمن هست، که ياسمن توش گمه.» «آن‌قدر مار خورده که افعي شده.» «آن‌ ممه را لولو برد.» «آن‌وقت که جيک‌جيک مستانت بود، ياد زمستانت نبود؟» «آن يکي مي‌گفت اشتر را که هي// از کجا مي‌آيي اي فرخنده‌پي// گفت: از حمام گرم کوي تو// گفت: خود پيداست از زانوي تو» «آنکه به ما نريده بود کلاغ کون دريده بود.» «آواز دهل شنيدن از دور خوشه.» الف «ابر و باد و مه و خورشيد و فلک در کار اند// تا تو ناني به کف آري و به غفلت نخوري» سعدي «اجاره نشين خوش نشينه.» «ارث خرس به کفتار ميرسه.» «ارزان خري، انبان خري.» «از آب کره مي‌گيره.» «از آب گذشته‌است.» «از آب گل آلود ماهي مي‌گيره.» «از اسب افتاده‌ايم، اما از اصل نيفتاده‌ايم.» «از اونجا مونده، از اينجا رونده.» «از اون نترس که‌هاي و هوي داره، از اون بترس که سر به تو داره.» «از اين امامزاده کسي معجزه نمي‌بينه.» يا «اين امامزاده کور ميکنه ولي شفا نمي‌ده.» «از اين دم بريده هر چي بگي برمياد.» «از اين ستون به آن ستون فرجه.» «از بي‌کفني زنده‌ايم.» «از تنگي چشم پيل معلومم شد * کآنان که غني‌ترند محتاج‌ترند.» ~ سعدي «از تو حرکت، از خدا برکت.» «از حق تا ناحق چهار انگشت فاصله‌است.» «از خر افتاده، خرما پيدا کرده.» «از خرس موئي کندن، غنيمته.» «از خر مي‌پرسي چهارشنبه کيه؟» «از خودت گذشته، خدا عقلي به بچه‌هات بده.» «از درد لاعلاجي به خر ميگه خانمباجي.» «از دور دل و مي‌بره، از جلو زهره رو.» «از سه چيز بايد حذر کرد، ديوار شکسته، سگ درنده، زن سليطه.» «از شما عباسي، از ما رقاصي.» «از کوزه همان برون تراود که در اوست.» ((گر دايره کوزه ز گوهر سازند)) «از کيسه خليفه مي‌بخشه.» «از گدا چه يک نان بگيرند و چه بدهند.» «از گير دزد در آمده، گير رمال افتاد.» «از ماست که بر ماست.» «از مال پس است و از جان عاصي.» «از مردي تا نامردي يک قدم است.» «از من بدر، به جوال کاه.» «از نخورده بگير، بده به خورده.» «از نو کيسه قرض مکن، قرض کردي خرج نکن.» «از هر چه بدم اومد، سرم اومد.» «از هول هليم افتاد توي ديگ.» «از يک گل بهار نمي‌شه.» «از اين گوش مي‌گيره، از آن گوش در مي‌کنه.» «اسباب خونه به صاحبخونه ميره.» «اسب پيش‌کشي‌رو، دندوناشو نمي‌شمرند.» «اسب تازي در طويله گر ببندي پيش خر// رنگشان همگون نگردد، طبعشان همگون شود» ميرزا حبيب روحي (اسب و خر را که يک جا ببندند، اگر هم‌بو نشند همخو مي‌شند.) «اسب تازي شده مجروح به‌زير پالان// طوق زرين همه در گردن خر مي‌بينم» حافظ «اسب ترکمني است، هم از توبره مي‌خوره هم ازآخور.» «اسب دونده جو خود را زياد مي‌کنه.» «اسب را گم کرده، پي نعلش مي‌گرده.» «اسب لاغر ميان به کار آيد// روز ميدان نه گاو پرواري» سعدي «اسب‌ها را نعل مي‌کردند، کک هم پايش را بلند کرد.» «استاد علم!- اين رنگ به‌علم نبود.» (اوسا علم! اين يکي رو بکش قلم!) «استخري که آب نداره، اين همه قورباغه مي‌خواد چه‌کار؟» «استخوان لاي زخم گذاشتن.» «اصل کار بر و روست، کچلي زير موست.» «افاده‌ها طبق طبق سگ‌ها به دورش وق وق.» «افتادگي آموز اگر طالب فيضي// هرگز نخورد آب زميني که بلند است» پورياي ولي «اکبر ندهد، خداي اکبر بدهد.» «اگر بيل‌زني، باغچه خودت را بيل بزن.» «اگر براي من آب نداره، براي تو که نان داره.» «اگر چاه آب ندارد، براي مقني نان دارد.» «اگه باباشو نديده بود، ادعاي پادشاهي مي‌کرد.» «اگر بپوشي رختي، بنشيني به تختي، تازه مي‌بينمت بچشم آن وختي.» «اگر برکه‌اي پر کنند از گلاب// سگي در وي افتاد کند منجلاب» سعدي «اگه پشيموني شاخ بود، فلاني شاخش به آسمان مي‌رسيد.» «اگر تو مرا عاق کني، منهم ترا عوق مي‌کنم.» «اگر جراحي، پيزي خودتو جا بنداز.» «اگر خدا بخواهد، از نر هم مي‌دهد.» «اگه خاله‌ام ريش داشت، آقا دائيم بود.» «اگه خير داشت، اسمشو مي‌گذاشتند خيرالله.» «اگر داني که نان دادن ثواب است// تو خود مي‌خور که بغدادت خرابست.» «اگه دعاي بچه‌ها اثر داشت، يک معلم زنده نمي‌موند.» «اگه زاغي کني، زيقي کني، مي‌خورمت.» «اگه زري بپوشي، اگر اطلس بپوشي، همون کنگر فروشي.» «اگر علي ساربان است، مي‌داند شتر را کجا بخواباند.» «اگه کلاغ جراح بود، ماتحت خودشو بخيه ميزد.» «اگه لالائي بلدي، چرا خوابت نمي‌بره.» «اگه لر به بازار نره بازار مي‌گنده.» «اگه مردي، سر اين دسته هونگ (هاون) و بشکن.» «اگه بگه ماست سفيده، من مي‌گم سياهه.» «اگه مهمون يکي باشه، صاحبخونه براش گاو مي‌کشه.» «اگه نخورديم نون گندم، ديديم دست مردم.» «اگه نشاشيدي، شب درازه.» «اگه ني زني چرا بابات از حصبه مرد.» «اگه هفت تا دختر کور داشته باشه، يک‌ساعته شوهر ميده.» «اگه همه گفتند نون و پنير، تو سرت را بگذار زمين و بمير.» «امان از خانه‌داري، يکي ميخري دو تا نداري.» «امان از دوغ ليلي، ماستش کم بود آبش خيلي.» «اندک اندک جمع گردد وانگهي دريا شود» سعدي «انگور خوب، نصيب شغال ميشه.» «اولاد، بادام است اولاد اولاد، مغز بادام.» «اول بچش، بعد بگو بي‌نمکه.» «اول برادريتو ثابت کن، بعد ادعاي ارث و ميراث کن.» «اول بقالي و ماست ترش‌فروشي.» «اول جلو خونه خودت جارو کن بعد خونه همسايه.» «اول پياله و بد مستي.» «اول، چاه را بکن، بعد منار را بدزد.» «اي آقاي کمر باريک، کوچه روشن کن و خانه تاريک.» «اين بو که ميايد بوي کباب نيست بلکه خر داغ مي‌کنند.» (اينجا گوشت کباب نمي‌کنند بلکه خر داغ مي‌کنند.) (از دور بوي کباب مياد، از نزديک خر داغ مي‌کنند.) «اين تو بميري، از آن تو بميري‌ها نيست.» «اينجا کاشان نيست که کپه با فعله باشد.» «اين حرفها براي فاطي تنبون نميشه.» «اين دغل دوستان که مي‌بيني// مگسانند گرد شيريني.» «اين قافله تا به حشر لنگ است.» «اينکه براي من آوردي، ببر براي خاله‌ات.» «اينو که زائيدي بزرگ کن.» «اين هفت‌صد دينار، غير از آن چارده‌شاهي است.» «اين‌همه چريدي دنبه‌ات کو؟» «اين‌همه خر هست و ما پياده ميريم.» ب «با آل علي هرکه در افتاد، وo افتاد.» «با اون زبون خوشت، با پول زيادت، يا با راه نزديکت.» «با اين ريش مي‌خواهي بري تجريش؟» «با پا راه بري کفش پاره مي‌شه، با سر کلاه.» «با خوردن سير شدي با ليسيدن نمي‌شي.» «باد آورده را باد مي‌برد.» «با دست پس مي‌زنه، با پا پيش مي‌کشه.» «بادنجان بم آفت ندارد.» «بادمجان دور قاب چين.» «بارون آمد، ترک‌ها به‌هم رفت.» «بار کج به منزل نمي‌رسد.» «با رمال شاعر است، با شاعر رمال، با هر دو هيچکدام با هيچکدام هر دو.» «بازي اشکنک داره، سر شکستنک داره.» «بازي بازي، با ريش بابا هم بازي.» «با سيلي صورت خودشو سرخ نگه ميداره.» «با کدخدا بساز، ده را بچاپ.» «با گرگ دنبه مي‌خوره، با چوپان گريه مي‌کنه.» «بالا بالاها جاش نيست، پائين پائين‌ها راش نيست.» «بالاتو ديديم، پائينتم ديديم.» «با مردم زمانه سلامي و والسلام.» «با نردبان به آسمون نمي‌شه رفت.» «با همين پرو پاچين، ميخواهي بري چين و ماچين؟” «بايد گذاشت در کوزه آبش را خورد.» «با يکدست دو هندوانه نمي‌شود برداشت.» «با يک گل بهار نمي‌شه.» «ببينيم و تعريف کنيم.» «بچه سر پيري زنگوله پاي تابوته.» «بچه سر راهي برداشتم پسرم بشه، شوهرم شد.» «بخور و بخواب کار منه، خدا نگهدار منه.» «بدبخت اگر مسجد آدينه بسازد// يا طاق فرود آيد، يا قبله کج آيد.» «بدهکار رو که رو بدي طلبکار مي‌شه.» «برادران جنگ کنند، ابلهان باور کنند.» «برادر پشت، برادرزاده هم پشت؛ خواهرزاده را با زر بخر با سنگ بکش» «برادري بجا، بزغاله يکي هفت‌صنار.» «براي شکار بچه‌ببر به مغاک ببر بايد رفت.» «بر آن کدخدا زار بايد گريست که دخلش بود نوزده خرج بيست» «براي کسي بمير که برات تب کنه.» «براي همه مادره، براي ما زن‌بابا.» «براي يک بي‌نماز، در مسجدو نمي‌بندند.» «براي يه دستمال قيصريه رو آتيش ميزنه.» «بر عکس نهند نام زنگي کافور.» «برو کشک‌تو بساب.» «بزک نمير بهار مياد// کنبزه با خيار مياد.» «بز گر از سر چشمه آب مي‌خوره.» «بعد از چهل سال گدايي، شب جمعه را گم کرده.» «بعد از هفت کره، ادعاي بکارت.» «بگو نبين، چشممو هم مي‌گذارم، بگو نشنو در گوشمو مي‌گيرم، اما اگر بگي نفهمم، نمي‌تونم.» «بگير و ببند بده دست پهلوون.» «بلبل هفت تا بچه ميزاره، شيش تاش سيسکه، يکيش بلبل.» «بمير و بدم.» «بنگر که چه مي‌گويد، منگر که، که مي‌گويد!» «بوجار لنجونه از هر طرف باد بياد، بادش ميده.» «به اشتهاي مردم نمي‌شود نان خورد.» «به بهلول گفتند ريش تو بهتره يا دم سگ؟ گفت: اگر از پل جستم ريش من و گرنه دم سگ.» «به جاي شمع کافوري چراغ نفت مي‌سوزد.» «بهر خران چه کاه برند چه زعفران» «به درويشه گفتند بساطتو جمع کن، دستشو گذاشت در دهنش.» «به دعاي گربه کوره بارون نمياد.» «به روباهه گفتند: شاهدت کيه؟ گفت: دمبم.» «به ‌زبون خوش مار از سوراخ در مياد.» «به شترمرغ گفتند: بار ببر، گفت: مرغم، گفتند: بپر، گفت: شترم.» «به شتره گفتند: شاشت پسه، گفت: چي چيم مثل همه کسه؟» «به قاطر گفتند: بابات کيه؟ گفت: آقادائيم اسبه.» «به کچله گفتند: چرا زلف نميزاري؟ گفت: من از اين قرتي‌گري‌ها خوشم نمياد.» «به کک بنده که رقاص خداست.» «به کيشي آمدند به فيشي رفتند.» «به گاو و گوسفند کسي کاري نداره؟» «به گربه گفتند: گهت درمونه، خاک پاشيد روش.» (به گنجشک گفتند منار تو کونت گفت يه چيزي بگو بگنجه) «به مالت نناز که به يک شب بنده، به حسنت نناز که به يک تب بنده.» «به ماه ميگه تو در نيا من در ميام.» «به مرغشان کيش نمي‌شه گفت.» «به مرگ مي‌گيره تا به تب راضي بشه.» «به هرکجا که روي آسمان همين رنگه.» «به يکي گفتند: بابات از گرسنگي مُرد. گفت: داشت و نخورد؟» «به يکي گفتند: سرکه هفت‌ساله داري؟ گفت: دارم و نمي‌دم، گفتند: چرا؟ گفت: اگر مي‌دادم هفت ساله نميشد.» «بيله ديگ، بيله چغندر.» پ «پا را به اندازه گليم بايد دراز کرد.» «پاي خروستو ببند، به مرغ همسايه هيز نگو.» «پايين‌پايين‌ها جاش نيست، بالابالاها راش نيست.» «پز عالي، جيب خالي.» «پس از چهل سال چارواداري، الاغ خودشو نمي‌شناسه.» «پس از قرني شنبه به نوروز ميافته.» «پستان مادرش را گاز گرفته.» «پسرخاله دسته ديزي.» «پسر زائيدم براي رندان، دختر زائيدم براي مردان، موندم سفيل و سرگردان.» «پسر کو ندارد نشان از پدر// تو بيگانه خوانش نخوانش پسر.» «پشت تاپو بزرگ شده.» «پنج انگشت برادرند، برابر نيستند.» «پوست خرس نزده مي‌فروشه.» «پول است نه جان است که آسان بتوان داد.» «پول پيدا کردن آسونه، اما نگهداريش مشکله.» «پول حرام، يا خرج شراب شور ميشه يا شاهد کور.» «پولدارها به کباب، بي‌پولها به بوي کباب.» «پول ما سکه عُمَر داره.» «پياده شو با هم راه بريم.» «پياز هم خودشو داخل ميوه‌ها کرده.» «پي خر مرده ميگرده که نعلش را بکنه.» «پيراهن بعد از عروسي براي گل منار خوبه.» «پيرزنه دستش به درخت گوجه نمي‌رسيد، مي‌گفت: ترشي بمن نمي‌سازه.» «پيش از آخوند منبر نرو.» «پيش‌ رو خاله، پشت سر چاله.» «پيش قاضي و معلق بازي.» ت «تا ابله در جهانه، مفلس درنمي‌مانه.» «تابستون پدر يتيمونه.» «تا پريشان نشود کار به سامان نرسد.» «تا ترياق از عراق آرند، مار گزيده مرده باشد.» «تا تنور گرمه نون‌و بچسبون.» «تا تو فکر خر بکني ننه، منو در بدر مي‌کني ننه.» «تا چراغ روشنه جونورها از سوراخ ميان بيرون.» «تا شغال شده بود به چنين سوراخي گير نکرده بود.» «تا کرکس بچه‌دار شد، مردار سير نخورد.» «تا گفته‌اي غلام توام، مي‌فروشنت.» «تا گوساله گاو بشه، دل مادرش آب مي‌شه.» «تا مار راست نشه توي سوراخ نمي‌ره.» «تا نازکش داري نازکن، نداري پاهاتو دراز کن.» «تا نباشد چيزکي مردم نگويند چيزها.» «تا هستم به ريش تو بستم.» «تب تند عرقش زود در مياد.» «تخم‌مرغ دزد، شتر دزد مي‌شه.» «تخم نکرد، وقتي هم کرد توي کاهدون کرد.» «ترب هم جزء مرکبات شده.» «ترتيزک خريدم قاتق نونم بشه، قاتل جونم شد.» «تره به تخمش مي‌ره، حسني به باباش.» «تعارف کم کن‌ و بر مبلغ افزا.» «تغاري بشکنه ماستي بريزد// جهان گردد به کام کاسه ليسان.» «تف سر بالا، بر مي‌گرده به ريش صاحبش.» «تلافي غوره رو سر کوره در مياره.» «تنبان مرد که دو تا شد به فکر زن دوم مي‌افته.» «تنبل مرو به سايه، سايه خودش مي‌آيه.» «تنها به قاضي رفته خوشحال برمي‌گرده.» «تو از تو، من از بيرون.» «تو بگو ف من ميگم فرحزاد.» «توبه گرگ مرگه.» «تو که ني‌زن بودي چرا آقا دائيت از حصبه مرد.» «تومون خودمونو مي‌کشه، بيرونمون مردم را.» «توي دعوا نون و حلوا خير نمي‌کنند.» «توي کونش عروسيه» ث «ثناي خويش گفتن بود از تهي‌مياني» (پس از اين‌همه مناقب، خجلم خجل پشيمان که…) نظامي «ثوابت باشد اي داراي خرمن// اگر رحمي کني بر خوشه‌چيني» حافظ «ثواب راه به‌خانه صاحب خود مي‌برد.» ج «جا تره و بچه نيست.» «جاده دزد زده تا چهل روز امنه.» «جايي نمي‌خوابه که آب زيرش بره.» «جايي که ميوه نيست چغندر، سلطان مرکباته.» «جلوي آب رودخانه را مي شود گرفت، جلوي حرف (دهن) مردم را نه.» «جواب ابلهان خاموشيست.» «جواب‌هاي، هويه.» «جواني کجائي که يادت بخير.» «جوجه را آخر پائيز مي‌شمرند.» «جوجه هميشه زير سبد نمي‌مونه.» «جون به عزرائيل نمي‌ده.» «جهود، خون ديده.» «جهود، دعاش را آورده.» «جيبش تار عنکبوت بسته.» «جيگر جيگره، ديگر ديگره.» «جهان ديدن به از جهان خوردن است.» چ «چار ديواري اختياري.» «چاقو دسته خودشو نميبره.» «چاه‌کن هميشه ته چاهه.» «چاه مکن بهر کسي، اول خودت، دوم کسي.» «چاه نکنده منار دزديده.» «چرا توپچي نشدي.» «چراغي که به خانه رواست، به مسجد حرام است.» «چراغي را که ايزد برفروزد هر آنکس پف کند ريشش بسوزد.» «چشيده خور بدتر از ميراث خوره.» «چشم داره نخودچي، ابرو نداره هيچي.» «چشمش آلبالو گيلاس مي‌چينه.» «چشمش هزار کار ميکنه که ابروش نميدونه.» «چغندر گوشت نميشه، دشمنم دوست نميشه.» «چنار در خونه‌شونو نمي‌بينه.» «چنين است رسم سراي درشت» «چوب خدا صدا نداره، هر کي بخوره دوا نداره.» «چوب دو سر طلاست.» «چوب را که برداري، گربه دزده فرار ميکنه.» «چوب معلم گله، هر کي نخوره خله.» «چو به گشتي، طبيب از خود ميازار// چراغ از بهر تاريکي نگه‌دار.» (…که بيماري توان بودن دگر بار) سعدي «چو دخلت نيست خرج آهسته‌تر کن// که مي‌گويند ملاحان سرودي// اگر باران به کوهستان نبارد// به سالي دجله گردد خشک رودي» «چه خوشست دوشاب فروشي، هيچ‌کس نخرد خودت بنوشي.» «چه عزائيست که مرده‌شور هم گريه مي‌کنه.» «چه علي خواجه، چه خواجه علي.» «چه مردي بود کز زني کم بود.» (چو از راستي بگذري خم بود…) عنصري «چيزي که شده پاره، وصله ور نمي‌داره.» «چيزي که عوض‌داره گله‌نداره.» ح «حسني به مکتب نمي‌رفت وقتي مي‌رفت جمعه مي‌رفت.» «حرف حق تلخ است.» «حرف ?حرف مي اره .اسمان برف مي اره» خ «خار را در چشم ديگران مي‌بينه و تير را در چشم خودش نمي‌بينه.» «خاشاک به گاله ارزونه، شنبه به جهود.» «خاک خور و نان بخيلان مخور.» ((خار نه‌اي زخم ذليلان مخور…)) نظامي «خاک کوچه براي باد سودا خوبه.» «خال مه‌رويان سياه و دانه فلفل سياه// هر دو جانسوزند اما اين کجا و آن کجا؟» «خاله‌ام زائيده، خاله‌زام هو کشيده.» «خاله را مي‌خواهند براي درز و دوز و گرنه چه خاله چه يوز.» «خاله سوسکه به بچه‌اش ميگه: قربون دست و پاي بلوريت.» «خانه‌اي را که دو کدبانوست، خاک تا زانوست.» «خانه اگر پر از دشمن باشه بهتره تا خالي باشه.» «خانه خرس و باديه مس؟» «خانه داماد عروسيست، خانه عروس هيچ ‌خبري نيست.» «خانه دوستان بروب و در دشمنان مکوب.» سعدي «خانه قاضي گردو بسياره اما شماره داره.» «خانه کليمي نرفتم وقتي هم رفتم شنبه رفتم.» «خانه نشيني بي‌بي از بي‌چادريست.» «خانه همسايه آش مي‌پزند بمن چه؟» «خدا به آدم گدا، نه عزا بده نه عروسي.» «خدا برف را به اندازه بام ميده.» «خدا جامه مي‌دهد کو اندام؟ نان مي‌دهد کو دندان؟» «خدا خر را شناخت، شاخش نداد.» «خدا داده بما مالي، يک خر مانده سه تا نالي (نعلي).» «خدا ديرگيره، اما سخت‌گيره.» «خدا را بنده نيست.» «خدا روزي‌رسان است، اما اِهني هم مي‌خواد.» «خدا سرما را بقدر بالاپوش ميده.» «خدا شاه‌ديواري خراب کنه که اين چاله‌ها پر بشه.» «خدا گر ببندد زحکمت دري// به‌رحمت گشايد در ديگري.» «خدا ميان دانه گندم خط گذاشته.» «خدا مي‌خواهد بار را به منزل برساند من نه، يک خر ديگه.» «خدا نجار نيست اما در و تخته رو خوب بهم مي‌ندازه.» «خدا وقتي بخواد بده، نميپرسه تو کي هستي؟» «خدا وقتي‌ها ميده، ور ور جماران هم،ها ميده.» «خدا همه چيز را به يک بنده نمي‌ده.» «خدا همونقدر که بنده بد داره، بنده خوب هم داره.» «خدايا آنکه را عقل دادي چه ندادي و آنکه را عقل ندادي چه دادي؟» ~ خواجه عبدالله انصاري «خدا يه عقل زياد بتو بده يه پول زياد بمن.» «خر، آخور خود را گم نميکنه.» «خراب بشه باغي که کليدش چوب مو باشه.» «خر، ار جل اطلس بپوشد خر است.» (نه منعم به مال از کسي بهتر است…) سعدي «خر است و يک کيله جو.» «خر از لگد خر ناراحت نميشه.» «خر باربر، به که شير مردم در.» «خر به بوسه و پيغام آب نمي‌خوره.» «خربزه شيرين مال شغاله.» «خربزه که خوردي بايد پاي لرزش هم بشيني.» «خربزه ميخواهي يا هندوانه: هر دو وانه.» «خر بيارو باقلا بار کن.» «خر، پايش يک بار به چاله ميره.» «خرج که از کيسه مهمان بود// حاتم طايي شدن آسان بود.» «خر چه داند قيمت نقل و نبات؟» «خر خالي يرقه ميره.» «خر، خسته؛ صاحب خر، ناراضي.» «خر خفته جو نمي‌خوره.» «خر ديزه‌است، به مرگ خودش راضي است تا ضرر به صاحبش بزنه.» «خر را با آخور مي‌خوره، مرده را با گور.» «خر را جايي مي‌بندند که صاحب خر راضي باشه.» «خر را که به عروسي مي‌برند، براي خوشي نيست براي آبکشي است.» «خر را گم کرده پي نعلش ميگرده.» «خر، رو به طويله تند ميره.» «خر سواري را حساب نميکنه.» «خرس، تخم ميکنه يا بچه؟ از اين دم بريده هر چي بگي برمياد.» «خرس در کوه، بو علي سيناست.» «خرس شکار نکرده رو پوستشو نفروش.» «خر، سي شاهي، پالون دوزار.» «خر کريم را نعل کردن.» «خر که جو ديد، کاه نميخوره.» «خر، که علف ديد گردن دراز ميکنه.» «خر گچ‌کش روز جمعه از کوه سنگ مياره.» «خر لخت را پالانشو بر نميدارند.» «خر ما از کرگي دم نداشت.» «خر نر را از تخمش مي‌شناسند.» «خر ناخنکي صاحب سليقه مي‌شود.» «خروار نمکه، مثقال هم نمکه.» «خر وامانده معطل چشه.» «خروسي را که شغال صبح ميبره بگذار سر شب ببره.» «خر، همان خره پالانش عوض شده.» «خريت ارث نيست بهره خداداده‌س.» «خري که از خري وابمونه بايد يال و دمشو بريد.» «خوشبخت آنکه خورد و کِشت، بدبخت آنکه مرد و هِشت.» «خواب پاسبان، چراغ دزده.» «خنده‌کردن دل خوش ميخواد و گريه‌کردن سر و چشم.» «خواست زير ابروشو برداره، چشماشو کور کرد.» «خواهر شوهر، عقرب زير فرشه.» «خواهي نشوي رسوا همرنگ جماعت شو.» «خوبي لر به آنست که هر چه شب گويد روز نه آنست.» «خودتو خسته ببين، رفيقتو مرده.» «خودشو نميتونه نگهداره چطور منو نگه ميداره؟» «خود گويي و خود خندي، عجب مرد هنرمندي.» «خودم کردم که لعنت بر خودم باد.» «خوردن خوبي داره، پس دادن بدي.» «خوشا به حال کساني که مردند و آواز ترا نشنيدند.» «خوشا چاهي که آب از خود بر آرد.» «خوش بود گر محک تجربه آيد به ميان// تا سيه‌روي شود هرکه در او غش باشد» «خوش زبان باش در امان باش.» «خولي بکفم به که کلنگي بهوا.» «يک ده آباد به از صد شهر خراب.» «خونسار است و يک خرس.» عاقبت / بالاخره «خياط هم در کوزه افتاد.» «خير در خانه صاحبش را مي‌شناسد.» «خيک بزرگ، روغنش خوب نميشه.» «خيلي خوش کت و کونه، راست خيابون هم ميره.» «خيلي خوش چسه جلوي باد هم ميشينه.» د «دادن به ديوانگي گرفتن به عاقلي.» «دارندگي‌ست و برازندگي.» «داري طرب کن، نداري طلب کن.» «داشتم داشتم حساب نيست، دارم دارم حسابه.» «دانا داند و پرسد نادان نداند و نپرسد.» «دانا گوشت مي‌خورد نادان چغندر.» «دانه فلفل سياه و خال مهرويان سياه// هر دو جانسوز است اما اين کجا و آن کجا» «دايه از مادر مهربان‌تر را بايد پستان بريد.» «دختر، تخم ترتيزک است.» «دختر تنبل، مادر کدبانو را دوست داره.» «دختر مي‌خواهي مامش را ببين، کرباس مي‌خواهي پهناش را ببين.» «دختر همسايه هر چه چل‌تر براي ما بهتر.» «دختري که مادرش تعريف بکنه براي آقادائيش خوبه.» «درازي شاه‌خانم به پهناي ماه‌خانم در.» «در بيابان گرسنه را شلغم پخته به ز نقره خام.» «در بيابان لنگه کفش‌کهنه، نعمت خداست.» «در پس هر گريه آخر خنده‌ايست.» (…مرد آخربين مبارک بنده‌ايست) مولوي «در جنگ، حلوا تقسيم نمي‌کنند.» «در جواني مستي، در پيري سستي، پس کي خدا پرستي؟» «در جهان هرکس که دارد نان مفت// مي‌تواند حرف‌هاي خوب گفت» «در جهنم عقربي هست که از دستش به مار غاشيه پناه مي‌برند.» «در جيبش را تار عنکبوت گرفته‌است.» «در چهل سالگي طنبور مي‌آموزد در گور استاد خواهد شد.» «در حوضي که ماهي نيست، قورباغه سپهسالاره.» «در خانه‌ات را ببند همسايه تو دزد نکن.» «در خانه اگر کس است يک‌حرف بس است.» «در خانه بيعاره‌ها نقاره مي‌زنند.» «در خانه مور، شبنمي طوفانست.» «در خانه هرچه، مهمان هرکه.» «درخت اگر متحرک شدي ز جاي بجاي// نه جور اره کشيدي و ني جفاي تبر» انوري «درخت پربار، سنگ مي‌خوره.» «درخت تو گر بار دانش بگيرد// به زير آوري چرخ نيلوفري را» ناصرخسرو «درخت کاهلي بارش گرسنگي است.» «درخت کج جز به آتش راست نمي‌شه.» «درخت گردکان به‌اين بزرگي، درخت خربزه الله‌اکبر.» «درخت هر چه بارش بيش‌تر شود، افتاده‌تر شود.» «درد دل خودم کم بود، اين‌هم غرغر همسايه.» «درد، کوه کوه مياد، مومو ميره.» «در دروازه را ميشه بست، اما در دهن مردمو نميشه بست.» «در دنيا هميشه به يک پاشنه نمي‌چرخه.» «در دنيا يه خوبي مي‌مونه يه بدي.» «در ديزي وازه، حياي گربه کجا رفته.» «در زمستان، الو، به از پلوه.» «در زمستان يه جل بهتر از يه دسته گل.» «درزي در کوزه افتاد.» «در زير اين گنبد آبنوسي، يک‌جا عزاست يک‌جا عروسي.» «درس اديب اگر بود زمزمه محبتي// جمعه به مکتب آورد طفل گريزپاي را» نظيري نيشابوري «در شهر کورها يه چشمي پادشاست.» «در شهر ني‌سواران بايد سوار ني شد.» «در عفو لذتيست که در انتقام نيست.» «در کار خير حاجت هيچ استخاره نيست.» حافظ «در کف شير نر خونخواره‌اي// غير تسليم و رضا کو چاره‌اي؟» مولوي «در کف هريک اگر شمعي بدي// اختلاف از گفت‌شان بيرون شدي» مولوي «در مجلس خود راه مده همچو مني را// کافسرده‌دل افسرده کند انجمني را» «درم داران عالم را کرم نيست// کريمان را بدست اندر درم نيست» سعدي «در مسجده، نه کندنيست نه سوزوندني.» «در نمک ريختن توي ديگ بايد به مرد پشت کرد.» «درويش از ده رانده، ادعاي کدخدايي کند.» «درويش موميايي، هي ميگي و نميايي.» «درويش را گفتند: در دکانتو ببند دهنشو هم گذاشت.» «در، هميشه به يک پاشنه نمي‌گرده.» «در هفت آسمان يک ستاره نداره.» «دزد، آب گرون مي‌خوره.» «دزد بازار آشفته مي‌خواهد.» «دزد باش و مرد باش.» «دزد به يک راه مي‌رود، صاحب مال به هزار راه.» «دزد حاضر و بز حاضر.» «دزد ناشي به کاهدون ميزنه.» «دزدي آنهم شلغم؟» «دزدي که نسيم را بدزدد دزد است.» «دست از سر کچل ما بردار.» «دست بالاي دست بسيار است.» (در جهان پيل مست بسيار است …) سعدي «دست به دنبک هر کي بزني صدا ميده.» «دست بريده قدر دست بريده را ميدونه.» «دست بشکند در آستين، سر بشکند درکلاه.» «دست بيچاره چون بجان نرسد// چاره جز پيرهن دريدن نيست» سعدي «دست بي‌هنر کفچه گدائيست.» «دست پشت سر نداره.» «دست پيش را گرفته که پس نيفته.» «دستت چربه، بمال سرت.» «دستت چو نمي‌رسد به بي‌بي// درياب کنيز مطبخي را» «دستت چو نمي‌رسد به کوکو، خشکه پلو را فرو کو.» «دست‌تنگي بدتر از دلتنگي است.» «دست خالي براي تو سر زدن خوبه.» «دست در کاسه و مشت در پيشاني.» «دست، دست را ميشناسه.» «دست دکاندار تلخ است.» «دست راست را از چپ نميشناسه.» «دستش به خر نميرسه پالانش را مي‌زند.» «دستش به دم گاو بند شده.» «دستش به عرب و عجم بند شده‌است.» «دستش به دهنش ميرسه.» «دستش در کيسه خليفه‌است.» «دستش را به کمرش گرفته که از بيگي نيفته.» «دستش شيره‌ايست يا دستش چسبناک است.» «دستش را توي حنا گذاشت.» «دست شکسته به کار ميره، دل شکسته بکار نميره.» «دست شکسته وبال گردنه.» «دستش نمک نداره.» «دست کار دلو نميکنه و دل کار دستو نميکنه.» «دستش کجه.» «دستش به گوشت نميرسه ميگه پيف پيف بو ميده.» «دست که به چوب بردي گربه دزده حساب کار خودشو ميکنه.» «دست که بسيار شد برکت کم مي‌شود.» «دست ما کوتاه و خرما بر نخيل.» (پاي ما لنگ است و منزل بس دراز) حافظ «دست ننت درد نکنه.» «دست و روت را بشور منم بخور.» «دست و رويش را با آب مرده‌شور خانه شسته‌است.» «دسته گل به آب داده.» «دستي را که حاکم ببره خون نداره يا ديه نداره.» «دستي را که نميتوان بريد بايد بوسيد.» «دستي را که از من بريد، خواه سگ بخورد خواه گربه.» «دشمنان در زندان با هم دوست شوند.» «دشمن دانا بلندت مي‌کند// بر زمينت ميزند نادان دوست» «دشمن دانا که غم جان بود// بهتر از آن دوست که نادان بود» نظامي «دشمن نتوان حقير و بيچاره شمرد.» (داني که چه گفت زال با رستم گرد…) سعدي «دعا خانه صاحبش را مي‌شناسد.» «دعا کن الفبا بميره يا دعا کن بابات بميره» ((…وگرنه معلم بسيار است.)) «دعوا سر لحاف ملانصرالدين بود.» «دلاک‌ها که بيکار مي‌شوند سر هم را مي‌تراشند.» «دل بي‌غم دراين عالم نباشد// اگر باشد بني‌آدم نباشد» «دل سفره نيست که آدم پيش هرکس باز کنه.» «دلش درو طاقچه نداره.» «دلم خوشه زن بگم اگر چه کمتر از سگم.» «دلو هميشه از چاه درست در نمياد.» «دماغش را بگيري جانش در مياد.» «دم خروس از جيبش پيداست.» «دمش را توي خمره زده‌است.» «دندون اسب پيشکشي را نمي‌شمارند.» «دنده را شتر شکست، تاوانش را خر داد.» «دنيا پس از مرگ ما، چه دريا چه سراب.» «دنيا دمش درازه.» «دنيا جاي آزمايش است، نه جاي آسايش.» «دنيا، دار مکافاته.» «دنيا را آب ببره او را خواب ميبره.» «دنيا را هر طور بگيري ميگذره.» «دنيايش مثل آخرت يزيده.» «دنيا محل گذره.» «دو تا در را پهلوي هم ميگذارند براي اينست که به درد هم برسند.» «دو خروس‌بچه از يک مرغ پيدا مي‌شوند، يکي ترکي مي‌خونه يکي فارسي.» «دود از کنده بلند ميشه.» «دود، روزنه خودشو پيدا ميکنه.» «دو دستماله ميرقصه.» «دور اول و بدمستي؟» «دور دور ميرزا جلاله، يک زن به دو شوهر حلاله.» «دوري و دوستي.» «دوست آنست که بگرياند؛ دشمن آنست که بخنداند.» «دوست همه‌کس، دوست هيچ‌کس نيست.» «دوستي به دوستي در، جو بيار زردآلو ببر.» «دوستي دوستي از سرت مي‌کنند پوستي؟» «دوصد گفته چو نيم کردار نيست.» (برزگي سراسر به‌گفتار نيست…) فردوسي «دو صد من استخوان بايد که صدمن بار بردارد.» «دوغ در خانه ترش است.» «دوغ و دوشاب در نظرش يکيست.» «دو قرت و نيمش باقيه.» «دو قرص نان اگر از گندم است و گر از جو// دوتاي جامه اگر کهنه‌است و گر از نو// چهارگوشه ديوار خود به‌خاطر جمع// که کس نگويد از اين‌جا بخيز و آن‌جا رو// هزار مرتبه بهتر بنزد ابن‌ يمين// زفر مملکت کي‌قباد و کي‌خسرو» ابن يمين «ده انگشت را خدا برابر نيافريده.» «ده، براي کدخدا خوبه و برادرش.» «ده درويش در گليمي بخسبند و دو پادشاه در اقليمي نگنجند.» سعدي «دهنش آستر داره.» «دهنش چاک و بست نداره.» «دهن مردم را نمي‌شود بست.» «دهنه جيبش را تار عنکبوت گرفته.» «ديده مي‌بينه، دل ميخواد.» «دير آمده زود ميخواد بره.» «دير زائيده زود ميخواد بزرگ کنه.» «ديشب همه شب کمچه زدي کو حلوا؟» «ديگ به ديگ ميگه روت سياه، سه پايه ميگه صل علي.» «ديگران کاشتند ما خورديم، ما مي‌کاريم ديگران بخورند.» «ديگ ملا نصرالدين است.» «ديگي که واسه ما نمي‌جوشه سر سگ توش بجوشه.» «ديوار حاشا بلنده.» «ديوار موش داره، موش هم گوش داره.» «ديواري از ديوار ما کوتاهتر نديده.» «ديوانه چو ديوانه ببيند خوشش آيد.» ذ «ذات نايافته از هستي بخش// کي تواند که شود هستي بخش؟» عبدالرحمن جامي «ذره ذره کاندرين ارض و سماست// جنس خود را همچو کاه و کهرباست» مولوي «ذره ذره جمع گردد وانگهي دريا شود.» سعدي ر «راستي هيبت‌اللهي يا ميخواهي منو بترسوني؟» «راه دزد زده تا چهل روز امنه.» «راه دويده، کفش دريده.» «رحمت به کفن دزد اولي.» «رخت دو جاري را در يک طشت نميشه شست.» «رستم است و يکدست اسلحه.» «رستم در حمام است.» «رستم صولت و افندي پيزي.» «رسيده بود بلايي ولي به خير گذشت.» ((نريخت درد مي‌ومحتسب زدير گذشت …)) آصفي هروي «رطب خورده منع رطب چون کند.» «رفت زير ابروش را برداره چشمش را هم کور کرد.» «رفت به‌نان برسه به‌جان رسيد.» «رفتم ثواب کنم کباب شدم.» «رفتم خونه خاله دلم واشه، خاله خسبيد دلم پوسيد.» «رفتم شهر کورها، ديدم همه کور، من هم کور.» «رقاصه نمي‌تونست برقصه ميگفت زمين کجه.» «رند را بند و قحبه را پند سود نکند.» «رنگم ببين و حالمو نپرس.» «روبرو خاله و پشت سر چاله.» «روده بزرگه روده کوچيکه رو خورد.» «روز از نو، روزي از نو.» «روز گار آئينه را محتاج خاکستر کند.» «روزگار است اينکه گه عزت دهد گه خوار دارد// چرخ بازي‌گر از اين بازي‌چه‌ها بسيار دارد» قائم‌مقام فراهاني «روزه خوردنشو ديدم، ولي نماز کردنش را نديده‌ام.» «روزي به قدمه.» «روزي ِ گربه دست زن شلخته‌است.» «روضه‌خوان پشمه چال است.» «روغن چراغ ريخته وقف امامزاده.» «روغن روي روغن ميره، بلغور، خشک ميمونه.» «رو مسخرگي پيشه کن و مطربي آموز// تا داد خود از کهتر و مهتر بستاني» عبيد زاکاني «روي گدا سياهه ولي کيسه‌اش پره.» «ريسمان سوخت و کجيش بيرون نرفت.» «ريش و قيچي هر دو در دست شماست.» ز «ز آب خرد، ماهي خرد خيزد// نهنگ آن به که با دريا ستيزد» سعدي «زاغم زد و زوغم زد، پس مانده کلاغ کورم زد.» (زوغم زد و زاغم زد، پس مانده کلاغم زد!) «زبان بريده به کنجي نشسته صم بکم// به از کسي که نباشد زبانش اندر حکم» سعدي «زبان خر را خلج مي‌دونه.» «زبان خوش، مار را از سوراخ بيرون مي‌آورد.» «زبان سرخ سر سبز مي‌دهد بر باد.» (به‌پاي شمع شنيدم زقيچي پولاد…) اميرخسرو دهلوي «زبان گوشت است به هر طرف که بچرخاني مي‌چرخه.» «زخم زبان از زخم شمشير بدتره.» «زدي ضربتي ضربتي نوش کن.» «زردآلو را مي‌خورند براي هسته‌اش.» «زرنگي زياد فقر مي‌آره.» «زرنگي زياد مايه جوانمرگيست.» «ز عشق تا به صبوري هزار فرسنگ است» (دلي که عاشق و صابر بود مگر سنگ است…)) سعدي «زعفران که زياد شد بخورد خر مي‌دهند.» «زکات تخم مرغ يک پنبه‌دونه‌است.» «زمانه‌ايست که هر کس بخود گرفتار است» (تو هم در آينه حيران حسن خويشتني…) آصفي هروي «زمانه با تو نسازد، تو با زمانه بساز.» «زمستان رفت و رو سياهي به زغال موند.» «زن آبستن گل مي‌خوره اما گل داغستان.» «زن از غازه سرخ رو شود و مرد از غزا.» «زن بد را اگر در شيشه هم بکنند کار خودشو مي‌کنه.» «زن بلاست، اما الهي هيچ خانه‌اي بي‌بلا نباشه.» «زن بيوه را براي ميوه‌اش مي‌خواهند.» ((يعني براي ثروتش)) «زن تا نزائيده دلبره، وقتيکه زائيد مادره.» «زن جوان را تيري به پهلو نشيند به که پيري.» «زن راضي، مرد راضي، گور پدر قاضي.» «زن سليطه سگ بي‌قلاده‌است.» «زنگوله پاي تابوت.» «زن نجيب گرفتن آسونه، ولي نگهداريش مشکله.» «زني که جهاز نداره، اينهمه ناز نداره.» «زورش به خر نميرسه پالونش را برمي‌داره.» (…پالونش را مي‌زنه) «زور داري، حرفت پيشه.» «زور دار پول نمي‌خواد، بي‌زور هم پول نمي‌خواد.» «زهر طرف که شود کشته، سود اسلام است.» «زيراندازش زمين است و رواندازش آسمون.» «زير پاي کسي پوست خربزه گذاشتن.» «زير دمش سست است.» «زير ديگ آتش است و زير آدم آدم.» (همان‌طور که آتش آب ديگ را به‌جوش مي‌آورد، آدم نيز به وسوسه و تحريک ديگري برانگيخته مي‌شود.) «زير سرش بلنده.» «زير شالش قرصه.» «زير کاسه نيم‌کاسه ايست.» «زيره به کرمان مي‌بره.» س «سال به دوازده ماه ما مي‌بينيم يکدفعه هم تو ببين.» «سال به سال دريغ از پارسال.» «سالها ميگذره تا شنبه به نوروز بيفته.» «سالي که نکوست از بهارش پيداست.» «سبوي خالي را به سبوي پر مزن.» «سبوي نو آب خنک دارد.» «سبيلش آويزان شد.» «سبيلش را بايد چرب کرد.» «سپلشت آيد و زن زايد و مهمان عزيزم ز درآيد.» «سخن خودتو کجا شنيدي، اونجا که حرف مردمو شنيدي.» «سر بريده سخن نگويد.» «سر بزرگ بلاي بزرگ داره.» «سر بشکنه در کلاه، دست بشکنه در آستين.» «سر بي‌صاحب ميتراشه.» «سر بي‌گناه، پاي دار ميره اما بالاي دار نميره.» «سر پيري و معرکه‌گيري.» «سر تراشي را از سر کچل ما ميخواد ياد بگيره.» «سر حليم روغن ميرود.» «سر خر باش، صاحب زر باش.» «سر را با پنبه ميبرد.» «سر را قمي مي‌شکنه تاوانش را کاشي ميده.» «سر زلف تو نباشد سر زلف دگري.» «سرش از خودش نيست.» «سرش به تنش زيادي ميکنه.» «سرش به کلاش ميارزه.» «سرش بوي قورمه سبزي ميده.» «سرش توي حسابه.» «سرش توي لاک خودشه.» «سرش جنگه اما دلش تنگه.» «سرش را پيراهن هم نميدونه.» «سر قبري گريه کن که مرده توش باشه.» «سر قبرم کثافت نکن از فاتحه خواندنت گذشتم.» «سر کچل را سنگي و ديوانه را دنگي.» «سر کچل و عرقچين.» «سرکه مفت از عسل شيرين‌تره.» «سرکه نقد بهتر از حلواي نسيه‌است.» «سر که نه در راه عزيزان بود// بار گرانيست کشيدن بدوش» سعدي «سر گاو توي خمره گير کرده.» «سرگنجشکي (کله‌گنجشکي) خورده.» «سر گنده‌اش زير لحافه.» «سرم را مي‌شکنه نخودچي جيبم مي‌کنه.» «سرم را سرسري متراش اي استاد سلماني// که ما هم در ديار خود سري داريم و ساماني.» «سرنا را از سر گشادش ميزنه.» «سرناچي کم بود يکي هم از غوغه اومد.» «سري را که درد نمي‌کند دستمال مبند.» «سري که عشق ندارد کدوي بي‌بار است.» (لبي که خنده ندارد شکاف ديوار است …) «سزاي گرانفروش نخريدنه.» «سسک هفت تا بچه ميآره يکيش بلبله.» «سفره بي‌نان جله، کوزه بي‌آب گله.» «سفره نيفتاده (نينداخته) بوي مشک ميده.» «سفره نيفتاده يک عيب داره؛ سفره افتاده هزار عيب.» «سفيد سفيد صدتومن، سرخ و سفيد سيصدتومن، حالا که رسيد به سبزه هرچي بگي ميارزه.» «سقش سياه است.» «سگ بادمش زير پاشو جارو مي‌کنه.» «سگ باش، کوچک خونه نباش.» «سگ پاچه صاحبش را نميگيره.» «سگ، پدر نداشت سراغ حاج عموشو ميگرفت.» «سگ چيه که پشمش باشه.» «سگ در حضور به از برادر دور.» «سگ در خانه صاحبش شيره.» «سگ داد و سگ توله گرفت.» «سگ دستش نميشه داد که اخته کنه.» «سگ را که چاق کنند هار ميشه.» «سگ زرد برادر شغاله.» «سگست آنکه با سگ رود در جوال.» «سگ سفيد ضرر پنبه‌فروشه.» «سگ سير دنبال کسي نميره.» «سگش بهتر از خودشه.» «سگ که چاق شد گوشتش خوراکي نميشه.» «سگ گر و قلاده زر؟» «سگ ماده در لانه، شير است.» «سگ نازي آباده، نه خودي ميشناسه نه غريبه.» «سگ نمک‌شناس به از آدم ناسپاس.» «سگي به بامي جسته گردش به ما نشسته.» «سگي که براي خودش پشم نميکند براي ديگران کشک نخواهد کرد.» «سگي که پارس کنه، نميگيره.» «سلام روستائي بي‌طمع نيست.» «سنده را انبر دم دماغش نميشه برد.» «سنگ به در بسته ميخوره.» «سنگ بزرگ علامت نزدنه.» «سنگ بنداز بغلت واشه.» «سنگ خاله قورباغه را گرو ميکشه.» «سنگ کوچک سر بزرگ را ميشکنه.» «سنگ مفت، گنجشک مفت.» «سنگي را که نتوان برداشت بايد بوسد و گذاشت.» «سواره از پياده خبر نداره، سير از گرسنه.» «سودا، به رضا، خويشي بخوشي.» «سودا چنان خوشست که يکجا کند کسي.» (دنيا و آخرت به نگاهي فروختيم) قصاب کاشاني «سوداگر پنير از شيشه مي‌خوره.» «سوداي نقد بوي مشک ميده.» «سوراخ دعا را گم کرده.» «سوزن، همه را ميپوشونه اما خودش لخته.» «سوسکه از ديوار بالا ميرفت مادرش ميگفت: قربون دست و پاي بلوريت.» «سهره (سيره) رنگ کرده را جاي بلبل ميفروشه.» «سيب سرخ براي دست چلاق خوبه؟» «سيب مرا خوردي تا قيامت ابريشم پس بده.» «سيبي که بالا ميره تا پائين بياد هزار چرخ ميخوره.» «سيبي که سهيلش نزند رنگ ندارد.» (تعليم معلم بکسي ننگ ندارد) «سيلي نقد به از حلواي نسيه.»

موضوع تحقيق - نقش رسانه ها در مديريت بحرانهاي بين المللي

 استاد دکتر هاديان

 

طرح مسئله:

همان طوري كه ميدانيم شرايط بحراني ميتواند به شكلهاي مختلفي بروز كند و از تغيير و تحولات گوناگون ناشي مي شود . منشاء بحران مي تواند حمله ناگهاني، شروع جنگ، كودتا، سقوط يك دولت، احتمال بروز ناآرامي و شورش، تظاهرات خشونت آميز خياباني، خيزشهاي اجتماعي، ترور چهره هاي سرشناس سياسي ، ناكامي اقتصادي در سطح وسيع، ساقط كردن يك هواپيما، غرق كردن يا توقيف يك كشتي، بروز اشتباه در تاسيسات انرژي هسته اي و يا فجايع طبيعي و زيست محيطي همچون نشت مقادير نفت خام در دريا باشد .بنابراين ميتوان گفت ادبيات مديريت بحران بسيار گسترده تر است و از مواردي چون جنگ و جنگ گريزي تا فجايع طبيعي و بشري را دربر ميگيرد هدف اصلي مديريت بحران دستيابي به راه حلي رضايت بخش براي برطرف كردن شرايط غيرعادي به طريقي است كه منافع و ارزشهاي اساسي حفظ و تأمين شوند .

 

 

سوال تحقيق :

 

 رسانه ها در مديريت بحرانهاي سياسي چه نقشي دارند؟

 

آيا رسانه هاي جمعي مي توانند از بحران هاي سياسي جلوگيري کنند؟

 

فرضيه:

نقش رسانه در مديريت بحران سياسي از چندين جهت قابل بررسي است:

-1 تدبير و تجديد بحرانها در شرايطي كه بحران سياسي بر جامعه حاكم است، از طريق مديريت اطلاعات

-2 پيش بيني كردن و هشدار دادن نسبت به وقوع يك بحران سياسي به منظور جلوگيري از وقوع

 آن بحران

-3 نقش رسانه به عنوان يك ابزار مناسب ارتباطي ميان تيم مديريت بحران سياسي و كارشناسان مي تواند فرصتهايي را ايجاد كند و مفيد باشد.

-4 رسانه ميتواند لحظه به لحظه پاسخهاي لازم را در زمان بحرانهاي سياسي در اختيار مردم و مسئولان قرار دهد.

 

هدف مديريت بحران

به بيان مك كارتي، هدف اصلي مديريت بحران، دستيابي به راه حلي معقول براي برطرف كردن شرايط غيرعادي »به گونهاي است كه منافع و ارزشهاي اساسي، حفظ و تامين شوند. اين هدف دربرگيرنده سياست جاري است و از طريق فرآيندهاي اجبار و انطباق u1662 پيگيري ميشود تا در نهايت به گرفتن بيشترين امتيازات ممكن از دشمن بيانجامد و موقعيت و جايگاه خودي، تا حد امكان، بدون هرگونه تزلزلي حفظ شود.

مديريت بحران هم شامل هدف مثبت يا سنتي حفظ اهداف ملي است و هم شامل هدف منفي، يعني اطمينان از اينكه شرايط از كنترل خارج نشود و به جنگ تبديل نشود. بحران نه تنها ايجاد كننده خطر عمدي است، بلكه خالق ( تاجيك، 1383 ) «. چيزي است كه شايد بهترين توصيف آن، عنصر خودمختار خطر و عدم قطعيت باشد به بيان ديگر، كاملاً قابل تصور است كه بحران نه تنها در نتيجه تصميمات عمدي، اقدامات معين يا انتخاب آگاهانه ، بلكه به سبب وقايعي همچون فرآيند خبرگيري و خبردهي يا از دست دادن تسل ط بر وقايع، منجر به اعمال خشونت شود. بنابراين به بحرانهاي سياسي، نظير هر بحران ديگر يك سلسله شاخص هاي عام همچون :

فشردگي زمان، شدت تنش، تهديد جدي نسبت به اهداف اولويت دار، آثار استهلاك طولاني و ... دارند . اما از منظري معطوف به بحرانهاي سياسي، ميتوان شاخصهاي برجسته اين نوع بحران را در پديدههايي نظير بي ثباتي سياسي، بياعتمادي سياسي، عدم مشاركت سياسي، ناكارآمدي سياسي، تشديد تنش هاي سياسي درون نظام و ميان رهبران، تعميق شكاف ميان مردم و نظام دانست.

از طرفي ميتوان گفت كه بحران سياسي، بحران مشروعيت نظام حاكم و گفتمان سياسي مسلط است . آنگاه كه نخبگان سياسي جامعه استعداد و قابليت توليد ارتباطات و مناسبات مبتني بر اعتماد و مقبوليت خود را از دست مي دهند و نظام سياسي دچار ناكارآمدي ميشود، بحرانهاي سياسي حادث ميشوند.

آرنولد توين بي، جوامع سياسي را همچون نهادهايي كه به دنبال هدف مشخصي هستند فرض ميكند و علل بروز بحران در آنها را در سه لايه يا سطح زير جستجو ميكند:

 

-1 از كف رفتن قوه خلاقه در اقليت حاكمه بعد از آغاز دوره زوال، قدرت حاكم خاصيت خود را از دست »ميدهد، تنها به يك اقليت حاكمه تبديل ميشود.

-2 پاسخ و عكسالعمل اكثريت به اثر مزبور كه عبارت است از عقب نشيني و خودداري از همكاري و اتحاد با اقليت حاكمه و نيز خودداري از اصل تقليد در طريق نمو و ترقي.

-3 فقدان وحدت اجتماعي در مجموع پيكر جامعه كه نتيجه دو اثر فوق است.

از منظر ديگر، ميتوان گفت كه نظام سياسي زماني در معرض بحران قرار ميگيرد كه توانايي و استعداد خود را در حفظ و تثبيت مركز ثقل يا عامل انسجام ، ثبات و مشروعيت بخش خود را از دست داده باشد، امكان تعريف دقيق عناصر سازنده پردازنده u1582 خود را در يك ساختار بامعنا، سازواره، منطقي و كاركردي نداشته باشد؛ اس تعداد تطابق محيطي نداشته باشد، امكان پاسخ مناسب و به هنگام به تقاضاي وارد شده به نظام را نداشته و توانايي خود در( تاجيك، 1383 ) «. توليد و بازتوليد گفتماني را نيز داشته باشد.

ساندرز در جهت تبيين سيستمهاي سياسي، عناصر اصلي سيستم را بدين شرح برشمرده است:

بيترديد اگر قرار باشد از مفهوم سيستم استفاده كنيم، بايستي عناصري كه سيستم را تشكيل مي دهند، » بشناسيم.

 

در بين نامزدهاي آشكار در سطح نظام سياسي ملي، عناصر زير را ميتوان فهرست كرد:

احزاب سياسي، گروههاي ذي نفوذ، ديوان سالاري حكومتي، قوه مجريه، قوه مقننه، قو ه قضائيه، ارتش،

دانشجويان، انجمنهاي اوليه مانند جماعتهاي خويشاوندي يا گروههاي قومي و قبيلهاي، جريانهاي سياسي، رهبران فكري، تلقيها، ارزشها و عقايد توده مردم و رسانههاي ارتباطي. بنابراين در بعد سياسي امنيت ملي ميتوان به ابعاد فرعي مانند ساختار، ضعف و قوت، كارآمدي، ميزان مشروعيت، امنيت دولت، احزاب، مواردي كه به مشروعيت نظامهاي سياسي باز ميگردد، مسئله قوميتها و اقليتها در جوامع، ميزان نهادمندي جامعه مدني در كشورها و شيوه ( ربيعي، 1383 ، ص 138 ) «. مشاركت سياسي اشاره كرد

خانم لسلي هبتلر، استاد ارتباطات عمومي دانشگاه اورگان آمريكا با بيست سال سابقه مديريت بحران در ارائه كرده است. «؟ چگونه از طوفان بحرانها نجات پيدا كنيم » كشورهاي مختلف راهكارهايي را تحت عنوان

 

-1 هميشه براي بدترين آماده باشيد هيچگاه قدرت و شدت تخريب بحران را دست كم نگيريد. »

-2 ترس را حس كنيد، تا وحشت آن را درك كنيد و از همان ساعات و دقايق اوليه سازمان خود را هدايت كنيد.

-3 كار صحيح و درست را انجام بدهيد. هر مديري در مواجهه با مشكلات تصميم مهمي بايد اتخاذ كند.

-4 ارتباط، ارتباط، ارتباط داشته باشيد [براي ارتباط برقرار كردن بايد تمامي مجراهاي ارتباطي و وسايل مورد نياز را شناسايي كنيد و در صورت لزوم در اختيار داشته باشيد.]

 

وي معقتد است براي مديريت بحران داشتن آموزشهاي زير ضروري است:

-1 چگونه برنامهاي جدي براي مقابله با بحران ايجاد كنيم كه واقعاً جواب بدهد.

-2 چگونه تيم مقابله با بحران را شناسايي و آموزش دهيم.

-3 چگونه مصاحبههاي رسانهاي را هدايت و كنترل كنيم و در مركز خبرها بمانيم.

-4 چگونه ارتباط راهبرديقومي و اخلاقي در وقوع بحران با ديگران برقرار كنيم.

(Habetler,2003) «. -5 چگونه قبل و u1576 بعد از بحران براي كارمندان و مخاطبان اعتمادسازي كنيم

 

كاركرد رسانه ها در مديريت بحرانهاي سياسي

 

در حقيقت اين وسايل ارتباط جمعي هستند كه در بعد گسترده ، از يك سو نقش » نيل پستمن معتقد است كه روزافزون خود را به آنچه بدان وقوف مييابيم، با آن آشنا ميشويم، روياروي آن قرار ميگيريم ، هرآنچه را كه تجربه مي كنيم و آنچه را كه بعنوان تجربه مياندوزيم، آنچه را كه بعنوان دانش ميآموزيم و آن گونه كه دانسته هاي خود را ميسازيم و شكل ميدهيم، به عهده گرفته اند و از سوي ديگر به آن گونه اي رو به كنايه به ما تحميل نيل پستمن، 1375 ، ص ) «. ميكنند كه به چه بينديشيم ، چگونه بينديشيم ، و چه، چگونه و چرا احساس ميكنيم (15

اين انديشه در نظر مردم ، چه عادي و چه تحصيلكرده رواج » : ژان كازنو ، درباره همين طرز انديشه مينويسند يافت كه وسايل ارتباط جمعي قدرتي فوق تصور دارند و ميتوانند افكار فلسفي و سياسي را منقلب نموده شكل ( ساروخاني، 1381 ، ص 98 ) «. تازهاي بدان بخشند و به اختيار تمامي رفتارها را هدايت نمايند.

لاسول در مقاله معروف خود ساخت و كاركرد ارتباطات در جامعه را اينگونه تصريح مي كند كه كاركردهاي ارتباطات اجتماعي به سه دسته تقسيم ميشوند:

الف) نظارت: جمع آوري اطلاعاتي كه جامعه درباره احتياجات، مخابرات و فرصتها بايستي بداند تا بدين وسيله »خود به مسايلاش پاسخ گويد.

ب ) همبستگي: به كار بستن پاسخ جامعه در مورد اطلاعات مربوط به سياست گذاري، خود سازماندهي، توزيع قدرت و مسئوليتها و متحول ساختن الگوها به نحوي كه مورد نياز است.

ج ) جامعه پذيري: به نظر لاسول با گذر از دانش و ارزشهاي جامعه، به انديشه اعضاي درونگر و

بي اطلاع ميتوان معني بخشيد. بنابراين در جامعه، كودكان بزرگ ميشوند تا در آينده شهروندان مسئول و مفيد باشند و ( ويلبر شرام، 1381 ، ص 88 ) «. بزرگسالان نيز اطراف يك شبكه از علوم و عقايد با يكديگر هم پيمان خواهند شد

مدل اوليه در ارتباطات مدل لاسول ( 1948 ) است، به نظر وي ارتباط واجد 5 عامل است:

چه كسي ميفرستد؟ Who – 1»

حامل) با چه وسيلهاي ميفرستد؟ ) How – 2

پيام) چه ميفرستد؟ ) What – 3

گيرنده براي چه كسي ميفرستد؟ Whom – 4

( سورين و تانكارد، 1381 ، ص 68 ) «؟

تاثير پيام كدام است Impression – 5

در واقع بحران در اين پنج عنصر ارتباطي شكل گرفته و در مرحله پنجم بالفعل ميشود. يعني تاثيري كه وسايل ارتباطي و محتواي دستكاري شده اطلاعاتي بر روي گيرندهها ميگذارد و از بازخورد پيامها u1605 ميتوان متوجه بروز بحران شد.

 

كاركرد رسانه ها در مديريت بحرانهاي سياسي در ايران را به دو مقطع كوتاه مدت (زمان انتخابات) و بلند مدت (افزايش آگاهي سياسي) ميتوان تقسيم كرد.

الف) مقطع كوتاه مدت (زمان انتخابات): رسانه ها با ايجاد امكان تبادل اطلاعات ميان مردم و حكومت، كاركرد اصول دموكراسي در جامعه را تضمين ميكنند . »

از طريق رسانه هاست كه مردم از كارهاي دولت آگاه ميشوند و دولت از علاقه شهروندان آگاه مي گردد . اين جريان دو سويه اطلاعات و همچنين آزادي رسانهها براي ايفاي نقش نظارتي مردم در هيچ زماني به اندازه دوران مبارزات انتخاباتي اهميت ندارد. در اين دوره، رسانه ها براي پوشش رويدادهاي سياسي بسيار فعال هستند. رسانه هاي نوشتاري، ستونهايي را براي گزارش خبر، تحليلها، سرمقاله ها و نظر ديگران اختصاص ميدهند. راديو و تلويزيون هم به بخش

برنامه هاي خبري، تحليلي، بحثهاي انتخاباتي و برنامههاي تبليغاتي احزاب و نامزدها ميپردازد. احزاب و نامزدها تلاش ميكنند به عنوان يكي از راههاي اساسي دسترسي يافتن به رأي دهندگان، توجه رسانهها را به خود جلب كنند . در «. طول اين دوره مردم نيز وقت بيشتري صرف تماشا كردن ، گوش كردن و خواندن مي کنند (٢۴- (شاکري، ١٣٨۴ ، ص ٢۵

 

مارتين هاروپ نيز به چهار حالت اشاره ميكند كه در آنها نقش رسانه ها در مبارزات انتخاباتي پررنگتر ميشود:

-1 حالت اول، وقتي كه بين احزاب سياسي و مردم پيوندي ضعيف وجود دارد. در اين حالت رسانه ها به نوعي نقش حزب را بازي ميكنند يا به اصطلاح حزبي عمل ميكنند.

-2 حالت دوم، در شرايطي است كه موضوعهاي جديدي در طول مبارزات انتخاباتي مطرح مي شود و در فرصت موجود، رسانه ها به آنها ميپردازند.

-3 حالت سوم، وقتي است كه اختيار رسانهها به عنوان منبع پيام، بالا باشد.

-4 حالت چهارم، به نظام ارتباطي جامعه مربوط ميشود. به اين مفهوم كه وقت بحث سياسي بصورت فردي و گروهي در جامعه كمتر صورت گيرد، رسانهها تأثير بيشتر و نقش بزرگتري دارند. بدين ترتيب، مي توان گفت نقش رسانه ها در مبارزات انتخاباتي در طول سالهاي اخير دستخوش تغييرات اساسي شده است و هم زمان با افول نقش احزاب سياسي، نقش رسانه ها افزايش يافته است. به همين صورت و بر پايه نظريه (تعدي رسانه ها و سياست) امروزه نامزدهاي سياسي اگر به رسانه ها دسترسي u1583 داشته باشند ميتوان بدون حمايت احزاب نيز در ( انتخابات پيروز شوند. (شاكري، 1384 ، ص 36

 

ب) مقطع بلند مدت (افزايش آگاهي سياسي جامعه): دلايل تأثيرگذاري بيشتر راديو و تلويزيون در ارائه پيام به مخاطبان و افزايش آگاهيهاي سياسي جامعه عبارتند از:

-1 گستردگي مسائل سياسي و اجتماعي نسبت به پديدههاي ديگر

-2 عموميت: اين گونه آگاهيها براي همه افراد در همه سطوح لازم است. البته ميزان آن نسبت به وضعيت افراد مختلف تفاوت دارد.

-3 حساسيت: اين اطلاعات براي حيات سياسي و اجتماعي لازم هستند.

 

عليرغم نقش گسترده راديو و تلويزيون در گسترش ارتباطات و آگاهيهاي سياسي، نقش اين دو رسانه در اقشاري كه از سطح تحصيلات و معلومات كمتري برخوردارند بيشتر است و در اقشار با معلومات و سطح تحصيلات بيشتر تأثيرگذاري ساير رسانهها گستردهتر است. در كشور ما نيز كه شاهد روزافزون سطح تحصيلات و معلومات اقشار جامعه هستيم، طبيعتاً نقش رسانههايي چون راديو و تلويزيون رو به كاستي خواهد گذارد.

امروزه با گسترش وسايل ارتباطي جديد مانند اينترنت، به تدريج بخش قابل ملاحظهاي از آگاهي سياسي مردم از اين طريق بدست ميآيد. هر چند رواج اين چنين وسايلي در كشور ما هنوز خيلي گسترده نيست، اما شاهد گسترش تدريجي استفاده از آن توسط كاربران هستيم. بديهي است كه اين روند در كشور ما روز به روز گسترش مييابد. در اين ميان دست اندركاران و متوليان مربوط به ساماندهي آگاهيها و اطلاعات سياسي جامعه ميبايد در قبال استفاده از اين ( رسانه جديد و ارائه اطلاعات صحيح و كافي از اين طريق به مخاطبان خود اقدام كنند. (كريمي، 1382 ، ص 135

شرايط بحراني ميتواند به شكلهاي مختلفي بروز كند و از تغيير تحولات گوناگون ناشي ميشود. منشاء بحران مي تواند حمله ناگهاني، شروع جنگ، كودتا، سقوط يك دولت، احتمال بروز ناآرامي و شورش، تظاهرات خشونت آميز خياباني، خيزشهاي اجتماعي، ترور چهرههاي سرشناس سياسي، ناكامي اقتصادي در سطح وسيع، ساقط كردن يك هواپيما، غرق كردن يا توقيف يك كشتي، بروز اشتباه در تأسيسات انرژي هستهاي و يا فجايع طبيعي و زيست محيطي چون نشت مقادير نفت خام در دريا باشد بنابراين ميتوان گفت ادبيات مديريت بحران بسيار گسترده است و از مواردي

چون جنگ و جنگ گريزي تا مديريت فجايع طبيعي و بشري را در بر ميگيرد. هدف اصلي مديريت بحران دستيابي به راه حلي رضايت بخشي براي برطرف كردن شرايط غير عادي به u1591 طريقي است كه منافع و ارزشهاي سياسي حفظ و تأمين شوند.

اين هدف در برگيرنده سياست جاري است و از طريق فرآيندهاي فشار و سازش پيگيري مي شود تا در نهايت به گرفتن بيشترين امتيازهاي ممكن از دشمن بيانجامد و موقعيت و جايگاه خوبي تا حد امكان بدون هر تزلزلي حفظ شود.

 

اطلاعات قبل از بروز بحرانها و حين آنها كاركردهايي دارند كه بطور خلاصه ميتوان موارد زير را نام برد:

-1 تدبير و تحديد بحرانها تنها از طريق شناخت نظم ويژه، منطق و قانونمندي خاص هر بحران ميسر است. از آنجا كه هر بحران داراي ويژگيهاي خود ميباشد داشتن اطلاعات، تجزيه و تحليل از تجربيات بحران هاي بوجود آمده در گذشته از اهميت ويژهاي برخوردار است.

2 – نقش اطلاعات پيش از بروز هر بحران هشدار دادن براي جلوگيري از بروز وضع غيرمترقبه است.

3 – نقش اطلاعات پس از وقوع بحران (اطلاعات جاري ) آگهي دادن به مديران بحران و نهاد هاي مسئول اجراي سياستها و تصميمهاي مربوط به بحران زدايي، از اتمام رويدادها و شرايط به وجود آمده است . اطلاعات جاري در برنامهريزي اجراي واكنشها در برابر بحران موثر است. در اين شرايط تصميم گيران ميتوانند به منظور آگاهي از پيش زمينه هاي لازم و هدفهاي جاري و شيوه عمل دشمن، از اطلاعات بهره گيرند.

4واكنشها و بازتابهاي داخلي و خارجي، موضعگيريها و عملكرد دستگاه سياسي كشور و مطالعه نقش و تاثير رسانهها و افكار عمومي بر تصميم گيريهاي مربوط به مديريت بحران مواردي هستند كه در حوزه كاركرد اطلاعات در تدبير بحران ميبايست مدنظر قرار گيرند.

5 – توليد به هنگام تجزيه و تحليل منطقي و بهره گيري موثر سياست گذاران از آن در كنترل موفقيت آميز شرايط بحراني، نقشي اساسي ايفا ميكند.

6 – بحرانها موقعيتهايي هستند كه مستلزم پاسخ دهي ساعت به ساعت در برابر مردم و مقامات ميباشند.

7 – چون بحرانها اغلب غيرمنتظره هستند، اطلاعات كافي درباره موضوع ياف ت نمي شود؛ چراكه در اغلب موارد اطلاعات مناسب و حاضر و آماده، در مجموعهاي مرتب و طبقه بندي شده و مطابق با ويژگي هاي وضعيت بحراني در دسترس نيست. كمبود اطلاعات مناسب به اضطراب موجود دامن ميزند و در نتيجه تنشهاي پنهاني و يا جديد در تيم مديريت بحران بروز پيدا ميكند.

8 – محور توليد كنندهمصرف كننده كه در آن سياستگذاران به عنوان مصرف كننده اطلاعات، تحليل هاي توليد كنندگان را براي تصميم سازيهاي خود مورد استفاده قرار ميدهند در زمان بحران u1575 اهميت بالايي پيدا ميكند.

9 – در دل هر بحران فرصتهايي نهفته است كه تيم مديريت بحران در شرايط اضطراب آلود بحران ممكن است مورد توجه قرار ندهند. وجود ابزار مناسب ارتباطي كه تعامل كارشناسان را با تيم مديريت بحران برقرار كند به نحوي كه تحليلهاي درست و دقيق در اختيار اين تيم قرار گيرد ميتواند به بهرهگيري از فرصتهاي درون يك بحران كمك كند.

(www.ITS.co.ir (پايگاه اينترنتي

 

روشها و تكنيكهاي حل تعارضات در مديريت بحران

1 –  تكنيك انضباطي: در اين تكنيك، قدرت انضباطي بدون سركوب متقاعد كننده است و كنشهاي سركوبگر خود » را روي احساسات و روي حوزه رفتاري اعمال ميكند و بدين ترتيب، قدرت انضباطي ميتواند خود را در پيكر جامعه مثل يك داده قابل قبول باز توليد كند.

2 – تكنيك رواني: استفاده طراحي شده از تبليغات و ابزارهاي مربوط به آن براي نفوذ و به خدمت درآوردن گروههاي دشمن، دوست يا بيطرف است. در اين تكنيك، از شيوههاي اعتمادسازي، فريب، تفرق، منفعل سازي، روشنگري يا افشاگري، ارعاب و .... نيز استفاده ميشود.

-3 تكنيك چانه زني: اين تكنيك با استفاده از فنوني همچون ترغيب، تطميع، تشويق، تهديد يا تركيبي از همه اينهاست كه با عزم و اراده بيشتر به اقناع مقابل ميپردازد.

4 – تكنيك پيشگيرانه: در اين شيوه سعي ميشود به منظور جلوگيري از وقوع حوادث تكراري بحران زا و پيدايش زمينههاي مربوط، راهبردهاي موثر و كارآمدي طراحي و انجام شوند. در طراحي اين راهبردها، تكنيك هايي از قبيل ايجاد مجاري تخليه اعتراض، تامين خواسته، افزايش قدرت انتظامي در ريزبدنههاي جامعه و بسط قواعد بازي سياسي طرف توجه قرار دارند.

5 – تكنيك استقرار دولت بحران: مفهوم دولت بحران در برگيرنده:

الف) تمركز كار ويژههاي قدرت به همراه ساده سازي فرايند حكومت در چارچوب دولت مسئولي  كه صلاحيت قانوني گذاري در محاكم را دست نخوره باقي ميگذارد.

ب ) مفهوم ديكتاتوري موقتي كه با تعليق سيستم دموكراتيك و حاكميت قانون مترصد قدرت بخشيدن به قوه مجريه جهت تصويب قوانيني با مبناي اقتدار خود آن است.

6 – تكنيك جريان سازي : از جمله اقدامات پنهاني، جريان سازي است كه از جنبههاي عملي و نظري در ساختارها، كاركردها، فرهنگ و خصلتهاي سياسي، اجتماعي و نيز در امر تعميم سازي اعمال نفوذ ميكند . همين طور در اين تكنيك اعمال نفوذ از طريق راه اندازي جريانهاي موازي و نيز مجازي صورت ميپذيرد.

7 – تكنيك افزايش اعتبار: از جمله تكنيكهايي است كه با نمايش قدرت، بهره گيري از عمليات رواني، قرار دادن عوامل بحران ساز در مقابل مردم و ... درصدد است تا حريف احساس كند كه هزينه هاي زيادي براي ايجاد و استمرار ( تاجيك، 1383 ) «. بحران پرداخت ميكند

 

 

روش تحقيق :

در اين تحقيق از روش کتابخانه اي براي جمع اوري اطلاعات استفاده شد.

 

 

منابع تحقيق  :

www.bashgah.net 1 – تاجيك، محمدرضا. گفتگوي مديريت بحران رسانه. باشگاه انديشه

http://ertebatat 82.blogfa.com/post-929.aspx : 2 – علي ربيعي. 1383 به نقل از

3 – www.dcsconsulting.biz.surviving the storm of crisis. Lesli Habetler.

4 – پستمن، نيل. زندگي در عيش، مردن در خوشي. ترجمه دكتر صادق طباطبايي. تهران: انتشارات اطلاعات، . 1378

5 – ساروخاني، باقر. جامعه شناسي ارتباطات. تهران: انتشارات اطلاعات، 1381

6 – شرام، ويلبر. زندگي و انديشه پيشتازان علم ارتباطات. ترجمه غلامرضا آذري و زهرا آذري . تهران : انتشارات رسا،

1381

7 – سورين، ورنو. تانكارد، جيمز. نظريه هاي ارتباطات. ترجمه دكتر عليرضا دهقان. انتشارات دانشگاه تهران. 1381

8 – شاكري، مجتبي. رسانه هاي جمعي و انتخابات رياست جمهوري. قم: مركز پژوهشهاي اسلامي صداوسيما، 1384

9 – كريمي، سعيد. رسانه ها و راههاي تقويت مشاركت مردم در صحنههاي سياسي و اجتماعي. قم: مركز پژوهش هاي

اسلامي صداوسيما، 1382

www.Its.co.ir :ITS 10 – واحد پژوهشي

__

موضوع تحقيق - روابط ايران با گرجستان

 

استاد : جناب آقاي دکتر نادر پور

  ((پاييز 89))

 

 روابط ایران و گرجستان

 جمهوری اسلامی ایران نیز مانند بسیاری از کشورها پس از فروپاشی شوروی و اعلام استقلال جمهوری‌های آن از جمله گرجستان، حاکمیت و استقلال گرجستان را به رسمیت شناخت. این دو کشور اگر چه دارای ریشه‌های مشترک عمیق تاریخی و ظرفیت‌های بسیار بالایی برای گسترش همکاری بودند، اما وجود برخی عوامل همکاری‌های تفلیس و تهران را در سطح بسیار نازلی قرار داده، بطوری که با گذشت بیش از ۱۹ سال از فروپاشی شوروی، سفارت جمهوری اسلامی در تفلیس به دلایل گوناگون، آنچنان فعال نیست.

 با توجه به شرایط به وجود آمده و خصوصا بهبود و گسترش روابط دو کشور روسیه و آمریکا و افزایش همکاری‌های گسترده ناتو و روسیه، چشم‌انداز روشنی را در مقابل دیدگاه این دو کشور قرار داده تا به بهبود و بازتعریف روابط دو جانبه پرداخته و بدین ترتیب فصل نوینی از مناسبات تهران و تفلیس را شروع کنند. سفر وزیر امور خارجة کشورمان به گرجستان و دیدار و گفتگو با مقامات گرجی، از جمله میخائیل ساکاش‌ویلی رئیس‌جمهور این کشور که قرار است روز ۱۲ آبان ماه صورت گیرد، در همین راستا قابل تفسیر است. ادامه…

ایران و ظهور قفقاز در عرصه جهانی

ظهور قفقاز به عنوان یک منطقه ژئوپلیتیک متمایز و مهم در عرصه سیاست جهانی، تاثیرات بسیاری بر محیط سیاسی و مناسبات منطقه‌ای و جهانی ایران به ارمغان آورده است. این تحولات برای ایران به عنوان یکی از همسایگان اتحاد جماهیر شوروی، بسیار با اهمیت بوده و موجب شکل‌گیری مرحله نوینی در سیاست منطقه‌ای ایران شد. در این مرحله، نه تنها ماهیت دولت‌های همسایه کشورمان دستخوش تغییر و تحول گردید و بر تعداد همسایگان شمالی آن افزوده شد، بلکه مفاهیم مربوط به بررسی روابط دو جانبه ایران با همسایگان شمالی نیز رنگ دیگری به خود گرفت.

تا قبل از فروپاشی شوروی، روابط ایران با این کشور، عمدتا بر محور رابطه نامتقارن قابل توضیح و تحلیل بود. در این راستا قدرت ایران با این کشور به عنوان یک ابرقدرت برابری نداشت و این عدم برابری و حالت نامتقارن از نظر شاخصه‌ها و مولفه‌های کلاسیک قدرت به نفع همسایه شمالی بود. اما فروپاشی شوروی به این رابطه نامتقارن، هم در عرصه تجزیه و تحلیل‌های تئوریک و هم از نظر رفتاری پایان بخشید و شرایط جدیدی در عرصه مناسبات منطقه‌ای، به ویژه در آسیای مرکزی و قفقاز به وجود آورد.

اما متاسفانه تصمیمات سیاست خارجی به گونه‌ای بود که فرصت و زمینه اجرایی لازم برای بهره‌گیری از ظرفیتها و امکانات این منطقه به درستی فراهم نشد، به‌طوریکه هم اکنون با گذشت بیش از ۱۹ سال از فروپاشی شوروی، جمهوری اسلامی ایران تنها سه سفارت در قفقاز دایر کرده که دو مرکز آن در باکو و ایروان فعال هستند و مرکز تفلیس به دلایل گوناگون، آنچنان فعال نیست. در اواخر دوره قاجار ایران در ماخاچ‌قلعه، ولادی قفقاز، گنجه، باتومی، باکو، ایروان و تفلیس دارای کنسولگری و حتی سفارت بود و ارتباطات فراوانی با اقوام، سیاستمداران و دولتمردان قفقازی داشت. اگر چه در آن دوران به علت قرابت زمانی با قرارداد ترکمنچای و گلستان، ارتباطات با قفقاز زیاد بود و ایرانیان رفت و آمد فروانی به این منطقه داشتند.

اما می‌توان گفت که در شرایط فعلی با توجه به ظرفیتها و امکانات موجود و همچنین مقایسه با دیگر کشورها همانند ترکیه، ما فاصله زیادی برای نیل به شرایط موفق همکاری با این کشورها داریم. در این میان روابط ایران با این جمهوری‌ها نیز در یک سطح قرار ندارد. روابط ایران با دو جمهوری آذربایجان و ارمنستان در سطح قابل قبولی قرار دارد، اما روابط با گرجستان علی‌رغم زمینه‌های گوناگون همکاری و پتانسیل‌ها و زمینه‌های مساعد، در سطح بسیار نازلی قرار دارد.

چرایی عدم گسترش روابط ایران و گرجستان

الف)رویکرد غرب محور گرجستان

از مهمترین عوامل عدم گسترش روابط ایران و گرجستان، رویکرد‌ها و اولویت‌های سیاست خارجی گرجستان است. در این راستا می‌توان گفت اولویت اول تفلیس درسیاست خارجی کشورش نزدیکی به غرب و همکاری و همگرایی با آن بلوک در تعاملات و تبادلات منطقه‌ای و بین‌المللی است. با توجه به اینکه گرجستان در تقسیم‌بندی قاره‌ای جهان، در نقشه جغرافیای سیاسی اروپا قرار گرفته، در درجه اول سعی می‌کند وارد ساختارهای اروپایی شده و خود را در چارچوب آن عرضه نماید. پارلمان و سازمان امنیت و همکاری اروپا دو ساختار و تشکلی است که تاکنون گرجستان به عضویت آنها در آمده و تلاش می‌کند به عنوان یک عضو فعال در این دو ساختار عمل نماید.

البته این عضویت تنها نتیجه تلاش خود تفلیس نیست، بلکه از راهبرد‌های اصلی اروپا در توسعه و گسترش این قاره می‌باشد، با این حال تفلیس در تلاش است در این عرصه‌ها خودی نشان داده و پر تحرک ظاهر شود. تلاش گرجستان در ایجاد روابط گرم و صمیمی با آمریکا نیز در راستای سیاست تمایل به غرب قابل ارزیابی است و رهبران این کشور در تلاشند تا هم در حوزه‌های سیاسی- امنیتی و هم در عرصه‌های اقتصادی – فرهنگی روابط بسیار خوب و نزدیکی با واشنگتن داشته باشند.

چنانچه در این زمینه ساکاش‌ویلی در نشست رهبران ناتو در آوریل ۲۰۰۷ با اشاره به سیاست کنونی گرجستان در تمایل به غرب می‌گوید: «از اقدام‌های تاریخی ما رویکرد به غرب است، این انتخاب نه تنها انتخاب ما، بلکه انتخاب اجداد ماست. تمدن‌های گرجستان و اروپا آن‌‌قدر به هم نزدیک است که به سختی می توان تشخیص داد، اروپا ریشه فرهنگی ماست یا بر عکس گرجستان، ریشه فرهنگی اروپا».

از دیگر عوامل گزینش رویکرد غرب محور از سوی این کشور، می‌توان به دغدغه‌های خاص جمهوری گرجستان برای تامین تمامیت ارضی و تسری حاکمیت ملی به تمام مناطق این کشور اشاره کرد که در تعیین جهت‌گیری سیاست خارجی گرجستان نقش بسزایی دارد. لازم به ذکر است که جمهوری گرجستان از همان ابتدای فروپاشی شوروی با معضل جدایی‌طلبی برخی مناطق خود مواجه بوده است. به طور مشخص جمهوری‌های آجاریا، اوستیای جنوبی و آبخازیا سودای استقلال و جدایی‌ از گرجستان داشتند. از این رو بلافاصله پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی، موضوع حفظ تمامیت ارضی و جلوگیری از تجزیه گرجستان به مسئله اصلی و محوری برای دولت مرکزی در این کشور تبدیل شد. در این ارتباط حمایت‌های روسیه از جدایی‌طلبان تاثیر به‌سزایی در رویکرد غرب‌محور گرجستان ایفا کرد و این کشور را بر آن داشت تا دیدگاه‌های امنیتی خود را هر چه بیشتر بر مسئله گسترش روابط با آمریکا و ناتو و هم‌چنین پیمان‌هایی همچون ترابوزان و گوام متمرکز سازد.

بدین ترتیب گرایش افراطی دولتمردان تفلیس به غرب، گسترش روابط با کشوری همانند ایران را در رده‌های پایینی از اولویت برای این کشور قرار داده و به طور حتم یکی از موانع عمده گسترش روابط این دو کشور به شمار می‌رود و همچنین اتخاذ این رویکرد، مطلوب جمهوری اسلامی نبوده و یکی از منابع نگرانی عمده برای کشورمان در سالهای اخیر محسوب شده است و حتی به اعتقاد تهران، جهت‌گیری غرب محور گرجستان، در راستای منافع کلان کشورهای منطقه نیز نیست.

ب) تعریف سیاست خارجی ایران در قفقاز بر محوریت روسیه

فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ایران را واداشت که سیاستی را با توجه به شرایط جدید در قفقاز تدوین کند. این سیاست حول چند محورشکل گرفت: حفظ امنیت کشور و تمامیت ارضی آن، توسعه دو یا چند جانبه روابط اقتصادی با کشورهای نوپا، تاکید بر اهمیت ژئوپلیتیک ایران از نظر ترانزیت کالا و انرژی برای کشورهای محصور در خشکی برای دستیابی به اهداف ایران، برقراری روابط فرهنگی و سیاسی با اقوام و ملل منطقه. علاوه بر این دولتمردان ایران تصمیم گرفتند که سیاست خود را در این زمینه با همکاری نزدیک با روسیه تنظیم کنند.

این سیاست به‌طور همزمان، سیاست نزدیکی به روسیه را دنبال می‌کرد که از ابتدای انقلاب اسلامی و بخصوص بعد از فروپاشی شوروی پی‌گیری می‌شد. در این زمینه با توجه به گسترش شکاف در میان روسیه و غرب و توسعه تهدیدات منطقه‌ای علیه دو کشور، روابط دو کشور روندی رو به گسترش بود و عدم توفیق غرب در جذب کامل اقتصادی و سیاسی روسیه و تقاضای قاطعانه رهبران روسیه برای ایفای نقش برتر جهانی با توجه به نوع روابط ایران و آمریکا، سبب شد دو کشور در مسیر نزدیکی فزاینده قرار گیرند.

در این راستا ایران از چند جهت خواهان بهبود رابطه با روسیه بود: مسکو از شرکای تجاری عمده تهران محسوب می‌شد و در زمینه تسلیحات، تکنولوژی و نیروی هسته‌ای، این کشور می‌توانست نیازهای ایران را تامین کند و علاقمندی این کشور به همکاری با ایران در این زمینه مزید بر علت بود. فروش رآکتورهای هسته‌ای آب سبک به ایران و اتمام نیروگاه هسته‌ای بوشهر از جمله این همکاری‌ها بود. ایران و روسیه نگرانی‌های مشترکی همچون حضور ایالات متحده و ناتو در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز داشتند. بدین ترتیب ایران با توجه به این موارد و آگاه بودن به حساسیت روسیه به منطقه قفقاز، که این کشور از آن به عنوان حیات خلوت خود نام می‌برد و همچنین آگاهی به نقش و نفوذ فوق‌العاده روسیه در این منطقه، با در نظر گرفتن دیدگاه‌ها و منافع این کشور در قفقاز به ایجاد سیاست های خود پرداخت.

به عنوان مثال ایران در این منطقه از اتخاذ رویکرد ایدئولوژیک محور که طبعا می‌توانست نارضایتی روسیه را در پی داشته باشد، اجتناب کرده و عمل‌گرایی را در سر لوحه سیاستهای خود قرار داد. یکی از مثال‌های استنادی این امر نگاه تهران به مسئله چچن است. در طول دوره درگیری روسیه در چچن از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۰ ، با اینکه کشورمان ریاست سازمان کنفرانس اسلامی را بر عهده داشت، حساسیت کمتری نسبت به بحران چچن نشان داده و ترجیح داد که منافع مبارزان چچنی را فدای روابط خویش با روسیه که تأمین کننده‌ اصلی سلاح‌ و تکنولوژی هسته‌ای ایران است، نماید.

در این زمینه تقریبا قریب به اتفاق کارشناسان این امر متفق‌القولند که ایران در تنظیم و تدوین سیاست‌های خود در این منطقه محوریت روسیه را در نظر داشته و سیاست‌های خود را در راستا و هماهنگ با این کشور اتخاذ می‌کرد. هرمیداس باوند از کارشناسان برجسته سیاست بین‌الملل بر این اعتقاد است که تهران در سال‌های اخیر همواره گرایش شدیدی در بسیاری از مناقشات همچون چچن، کوزوو و همچنین گرجستان به سمت روسیه داشته است و سعی کرده در بحران‌های منطقه‌ای همواره طرف مسکو را بگیرد، به عنوان مثال که اگر قرار بود تهران موضع مستقلی را در بحران منطقه‌ای گرجستان داشته باشد، بهتر بود که همچون دیگر کشورهای جهان در مقابل به رسمیت شناختن استقلال مناطق جدایی طلب اوستیای جنوبی و آبخازیا از سوی روسیه سکوت نمی‌کرد. اما آیا این امر برای گرجستان که از زمان استقلال، روسیه را به عنوان دشمن خود و همچنین عامل اصلی ناآرامی در مناطق جدایی‌طلب خود خطاب کرده، مطلوب خواهد بود؟ آیا با توجه به اینکه در سالهای اخیر، روابط کاملا تنش‌زایی میان گرجستان و روسیه حکمفرما بوده و حتی این امر به درگیری اوت ۲۰۰۸ میان این دو کشور منجر شد، (که در پی آن با به رسمیت شناختن استقلال این دو جمهوری خودمختار آبخازیا و اوستیای جنوبی توسط روسیه و ساخت پایگاه‌های دائمی در خاک آنها، که منجر به قطع روابط تفلیس با مسکو گشت)، گسترش روابط ایران و روسیه می‌توانست منافع این کشور را در نظر داشته باشد؟ بنابراین این موضوع نیز یکی از مهمترین عواملی بوده که به عنوان مانع اصلی در بهبود و گسترش روابط این دو کشور عمل کرده است.

تغییر موقت در جهت‌گیری ایران در قفقاز و گرجستان

اساسا هر دولتی داده‌های سیاست خارجی خود را در جهتی تنظیم می‌کند که در نهایت، خواسته‌ها و نیازهای امنیتی، استراتژیکی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی یا نظامی‌اش در کوتاه مدت یا بلند مدت تامین شود. البته نباید انتظار داشت که هدفهای ملی در طول زمان و در شرایط و مقتضیات گوناگون به صورت ایستا و ثابت باقی بمانند زیرا دهها عامل تغییر دهنده داخلی و خارجی وجود دارند که باعث دگرگونی در هدفهای سیاست خارجی می‌شوند. بدین ترتیب باید سلسله مراتبی را برای اهداف متنوع ملی در نظر گرفت. در این راستا در بعضی از مواقع ممکن است امنیت ملی، مسائل تکنولوژی، توسعه اقتصادی و رفاهی و یا مسائل ایدئولوژیک، اولویت‌های نخست هدف‌های سیاست خارجی تلقی شوند، در حالی که با دگرگون شدن پاره‌ای از شرایط لازم می‌آید که نوعی جابه‌جایی در اهداف ملی صورت گیرد.

در این راستا و در فرایند سیاستگذاری خارجی، باید نه تنها به مقتضیات و نیازهای داخلی، بلکه به واقعیتهای محیط بین‌الملل نیز توجه کرد. در این زمینه تحول در شکل و کارکرد اتحادها، دسترسی سایر دولتها به تکنولوژی پیشرفته نظامی، روی کار آمدن گروه نخبگان جدید، وقوع انقلاب در یک کشور همسایه، بر هم خوردن سیستم موازنه قوا و بالاخره تغییر جهت گیریها و استراتژیهای سایر دولتها، می‌تواند در جابه‌جایی اهداف ملی موثر باشند.

در این ارتباط جابه‌جایی و تغییر درسیاست خارجی گرجستان و جمهوری اسلامی ایران می‌تواند نمونه‌ای از مورد اخیر (تغییر جهت‌گیری‌ها و استراتژی‌ سایر دولت‌ها) در عوامل ذکر شده در جابجایی اهداف سیاست خارجی قلمداد شود. با توجه به تغییر در اولویت‌های اهداف سیاست خارجی روسیه و در نتیجه اتخاذ استراتژی جدید این کشور در مسائل سیاست خارجی به ویژه در ارتباط با ایالات متحده و پیمان ناتو، بر سلسله مراتب اهداف ملی جمهوری اسلامی ایران تاثیر گذاشته و آن را مجبور به نادیده گرفتن یا تغییر اولویت‌های پیشین در قفقاز کرده است.

با عنایت به اینکه دولتمردان ایران با توجه به جایگاه خود در نظام بین‌المللی و تهدیدهایی که از سوی منطقه و نظام بین‌الملل احساس می‌نمودند، سعی ‌کردند منافع ملی و سیاست خارجی خود را به گونه‌ای تعریف نمایند که حتی‌المقدور کمترین تضاد را با روسیه در منطقه داشته باشند، تا با در نظر گرفتن دیدگاهها و منافع روسیه در قفقاز، سیاست‌های خود را با محوریت این کشور تنظیم و اجراء کند، اما با توجه به شرایط و مقتضیاتی که به وجود آمده که مشخصا به رفتارهای روسیه در قبال ایران همانند موضوع‌گیری‌های اخیر مدویدیف و لاوروف در موافقت با اعمال تحریم‌های جدید علیه تهران و عدم فروش موشک های اس‌۳۰۰ و … مربوط می‌شود، باعث دگرگونی در هدفهای سیاست خارجی کشورمان در قفقاز هر چند به صورت موقت شده که تماس‌های فعال و جدید ایران با دولت های قفقاز جنوبی از جمله گرجستان در این راستا تفسیر می‌شود. در این زمینه باید به سفر رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت امور خارجه به گرجستان و دیدار با نینو کالاندادزه، معاون وزیر امور خارجه گرجستان این کشور اشاره کرد که می‌تواند مقدمه‌ای بر گسترش و ایجاد فصلی نوین از روابط این دو کشور به شمار آید.

در این دیدار دو طرف در مورد راهکارهای گسترش روابط میان دو کشور بحث و تبادل نظر کردند. در این راستا دو طرف درباره لغو روادید که یکی از راهکارهای گسترش روابط دوجانبه است به توافق رسیدند. موافقتنامه مربوطه در جریان سفر منوچهر متکی، وزیر امور خارجه ایران از به امضا خواهد رسید. در این ارتباط در گرجستان این عقیده وجود دارد که این موافقتنامه سبب خواهد شد که روابط دو کشور به سطح بالایی ارتقا یابد. دو طرف همچنین یادداشت تفاهم ایرانی – گرجی درباره همکاری در زمینه رسانه‌‌های گروهی را به امضا رساندند.

میهمان‌پرست همچنین در طی این سفر چند مطلب مهم را نیز اعلام کرد. وی از جمله تأکید کرد که برقراری روابط نزدیک و دوستانه با گرجستان برای سیاست خارجی تهران اولویت دارد. وی بطور خاص تاکید کرد که کشور ایران از تمامیت ارضی گرجستان حمایت می‌کند و افزود در آینده نزدیک بین تهران و تفلیس نیز خط هوایی مستقیم برقرار خواهد شد و همچنین قرار است در شهر بندری باتومی سرکنسولگری ایران افتتاح شود. نماینده جمهوری اسلامی ایران همچنین بر احتمال سفر رسمی محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور ایران به تفلیس تأکید کرد. این در حالی است که بنا به اطلاع از وزارت امور خارجه گرجستان، هنوز از رئیس جمهور ایران بطور رسمی دعوت به عمل نیامده است.

البته میخاییل ساکاشویلی، رئیس جمهور گرجستان در ملاقات با سفیر جدید ایران در تفلیس، از آقای محمود احمدی‌نژاد برای سفر به این کشور دعوت بعمل آورده است. اکنون سفر وزیر امور خارجه کشورمان می‌تواند با تاکید بر گسترش مناسبات با این کشور و ایجاد زمینه‌های بیشتری از فعالیت و همچنین امضای توافقنامه‌های که در سفر آقای مهمانپرست بر آنها تاکید شده، فصلی نوین را در روابط دو کشور به همراه داشته باشد.

. به نظر می‌رسد که با توجه به اینکه دولت گرجستان پس از تجربه تلخ اوت ۲۰۰۸ و حمله روسیه به این کشور و اقدام به شناسایی دو منطقه جدایی‌طلب آن و نومیدی از حمایت برخی قدرت‌های فرامنطقه‌ای در این ارتباط، و همچنین روابط در حال گسترش آمریکا و ناتو با روسیه در شرایط فعلی، رویکردی متعادل‌تر و منطبق بر منافع ملی خود را در تنظیم سطح روابط با کشورهای منطقه به ویژه جمهوری اسلامی ایران در پیش گرفته است. روند رو به گسترش روابط تهران – تفلیس و دیدارهای دیپلماتیک رو به رشد میان دو کشور با دیدار منوچهر متکی، وزیر امور خارجه ایران از تفلیس دنبال خواهد شد که در پی آن نیز شاهد سفر رسمی نیکلا گیلوری، نخست‌وزیر گرجستان به تهران برای برپایی یک کمیسیون اقتصادی دو جانبه سفر خواهیم بود.

بدین ترتیب به نظر می‌رسد به واسطه تغییراتی که در روابط روسیه و آمریکا به وجود آمده، سیاست خارجی گرجستان نیز دچار تغیراتی شده است، اما مقامات گرجستان در این مورد هم عقیده نیستند، به عنوان مثال نینو کالاندادزه معاون وزیر امور خارجه گرجستان با این نقطه نظر موافق نیست. وی در جریان بریفینگی اظهار داشت که نزدیکی روابط با ایران به معنی تغییر در جهت‌گیری سیاست خارجی این کشور نیست. در این راستا او اعتقاد دارد که مقامات گرجستان با عنایت به منافع ملی کشور معتقدند که باید «همه راه‌‌ها را باز کرد». خانم کالاندادزه اعتقاد دارد که رژیم لغو رواید با ایران باعث تیرگی روابط گرجستان با ایالات متحده نخواهد شد.

سوسو تسینتسادزه، رئیس آکادمی دیپلماتیک تفلیس در این زمینه اعتقاد دیگری دارد، به عقیده این کارشناس نزدیکی سریع روابط بین تهران و تفلیس، پاسخ مناسب مقامات گرجستان به «سهل‌انگاری غرب نسبت به منافع ملی گرجستان است. گرجستان نشان داد که تصمیمات مهم سیاست خارجی که با منافع ملی کشور ارتباط دارد، نه در واشنگتن و بروکسل، بلکه در تفلیس اتخاذ می‌شود.

نتیجه گیری

جابه‌جایی و تغییر درسیاست خارجی گرجستان و جمهوری اسلامی ایران در ارتباط با هم، نشات گرفته از تغییر در اولویت‌های اهداف سیاست خارجی روسیه و در نتیجه اتخاذ استراتژی جدید این کشور در مسائل سیاست خارجی به ویژه در ارتباط با ایالات متحده و پیمان ناتو است که این امر نشانه‌های گسترش روابط این دو کشور را به دنبال داشته است. هر چند این امر می‌تواند به عنوان تاکتیکی از سوی این کشورها نیز قلمداد شود، اما با توجه به توافقات انجام شده در سفر آقای مهمان‌پرست سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان به این کشور، که به آنها اشاره شد و قرار است در سفر آقای متکی به این کشور نهایی شود، می‌توان شاهد گسترش روابط تهران – تفلیس بود. بدین ترتیب ملاحظات جدید در عرصه منطقه‌ای و جهانی، این دو کشور را به گسترش روابط و همکاری ترغیب خواهد کرد و فصلی نوین از روابط این دو کشور را رقم خواهد زد.

منابع

۱٫ واعظی محمود (۱۳۸۸)، “میانجی‌گری در آسیای مرکزی و قفقاز: تجربه جمهوری اسلامی ایران”، تهران: وزارت امور خارجه موسسه چاپ و انتشارات.

۲٫ حامد کاظم زاده(پاییز ۱۳۸۸)، «ریشه‌ها و ابعاد قوم‌گرایی در قفقاز شمالی و مناقشات بالقوه بعد از درگیری روسیه و گرجستان»، مجموعه مقالات شانزدهمین همایش بین‌المللی آسیای مرکزی و قفقاز، تهران: وزارت امور خارجه.

۳٫ مهری خیری(بهار و تابستان۱۳۸۷)، «گرجستان و اوکراین در رویای پیوستن به ناتو»، بولتن دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، سال چهارم، شماره ۱۰٫

۴٫ مهدی امیری(پاییز ۱۳۸۸)،«محرکه‌ها و پیامدهای فرایند مناقشه روسیه و گرجستان»،مجموعه مقالات شانزدهمین همایش بین‌المللی آسیای مرکزی و قفقاز،تهران، وزارت امور خارجه.

۵٫ حامد کاظم زاده، همان، ص۱۱۲-۱۱۱٫

۶٫ جهانگیر کرمی(پاییز ۱۳۸۸)، «ایران و بحران اوستیای جنوبی»، مجموعه مقالات شانزدهمین همایش بین‌المللی آسیای مرکزی و قفقاز، تهران: وزارت امور خارجه، مرکز چاپ وانتشارات،ص ۵۷٫

۷٫ عبدالعلی قوام(۱۳۷۲)، اصول سیاست خارجی و سیاست بین‌الملل، تهران: سمت، ص ۱۰۸٫

۸٫ همان، ص ۱۱۳٫

۹٫ «گرجستان ، روند نزدیکی روابط با ایران» ۱۰ خرداد ماه ۱۳۸۹ روزنامه «ایزوستیای نو»، ۲۶ می‌۲۰۱۰،

http://www.iranembassy.ru/fa/?section=attitudes&page=article&view=article&id=393&PHPSESSID=ruk21h2gddi33i82ke64po3c36

10. اشاره‌های ایرانی سفر هیلاری کلینتون به قفقاز جنوبی، ۱۵تیر ۱۳۸۹،

http://www.iras.ir/fa/pages/?cid=10730 11. «گرجستان ، روند نزدیکی روابط با ایران»، همان.

 

از کرامات حضرت علی (ع)

 
 
 
 
 مسلمان شدن جوان يهودى
 

امام رضا (ع ) از پدرش نقل مى كند كه : جوانى يهودى پيش ابوبكر آمد و گفت : السلام عليك يا ابابكر! مردم به او هجوم آوردند و گفتند: چرا او را خليفه نخواندى ؟!
ابوبكر گفت : چه مى خواهى ؟
گفت : پدرم بر دين يهود مرده و اموال زيادى بر جاى نهاده است ، ولى ما جاى آنها را نمى دانيم . اگر جاى آن اموال رل بگويى ، به دست تو مسلمان مى شوم . و غلامت مى گردم و يك سوم مالم را به تو مى دهم و يك سوم آن را به مهاجر و انصار مى بخشم و يك سوم ديگر را خودم بر مى دارم .
ابوبكر گفت : اى خبث ! جز خدا، هيچ كس از غيب خبر ندارد. ابوبكر برخاست و رفت .
يهودى پيش عمر رفت و بر او سلام كرد و گفت : پيش ابوبكر رفتم و از او چيزى را سؤ ال كردم ولى ماءيوس برگشتم ، و اكنون از تو مى پرسم و جريان را گفت . عمر نيز گفت : غير از خدا كسى غيب را نمى داند.
عاقبت ، جوان يهودى در مسجد پيامبر پيش على (ع ) رفت و گفت : السلام عليك يا اميرالمؤ منين ! و اين سخن را به گونه اى گفت كه ابوبكر و عمر نيز شنيدند.
مردم او را زدند و گفتند: اى خبيث ! چرا بر على ، همچون ابوبكر سلام نمى كنى ، مگر نمى دانى كه ابوبكر خليفه است .
يهودى گفت : به خدا سوگند از طرف خود اين گونه نگفتم ، بلكه در تورات اسم او را اين گونه ديدم .
حضرت فرمود: چه مى خواهى ؟
جوان گفت : پدرم بر دين يهود مرد و اموال زيادى را باقى گذاشت ولى جاى آن را به ما نگفت . اگر آنها را بيرون بياورى به دست تو ايمان مى آورم .
حضرت فرمود: به آن چه مى گويى پايبند هستى ؟
جوان گفت : بلى خدا و ملايكه و تمام حاضران را شاهد مى گيرم .
حضرت برگ سفيدى خواست و چيزى در آن نوشت . سپس فرمود:((آيا مى توانى خوب بنويسى ؟)).
جوان يهودى گفت : بلى .
فرمود: لوحه هايى را با خودت بردار و به طرف يمن برو، وقتى آنجا رسيدى صحراى برهوت را بپرس . وقتى كه آنجا رفتى ، هنگام غروب خورشيد، بنشين . كلاغ هايى مى آيند كه منقارشان سياه و سروصدا مى كنند و دنبال آب مى روند. وقتى كه آنها را ديدى اسم پدرت را ببر و بگو: اى فلانى ! من فرستاده وصى محمد(ص ) هستم ، با من سخن بگو! پدرت جوابت را مى دهد از گنجينه ها سؤ ال كن ، جايش را مى گويد و هر چه گفت بنويس . وقتى كه به خيبر برگشتى ، هر آنچه در آنها نوشته اى عمل كن )).
يهودى رفت تا اين كه به يمن رسيد و در جايى كه على (ع ) فرموده بود نشست و كلاغ هاى سياهى آمدند و صدا كردند. جوان يهودى نام پدرش را برد. پدرش جواب داد و گفت : واى بر تو چه چيزى تو را به اينجا آورده ؟ چون اينجا يكى از جاهاى اهل جهنم است .
پسرش گفت : آمدم جاى گنج ها را از تو بپرسم كه كجا مخفى كرده اى .
گفت : در فلان باغ در فلان مكان در فلان ديوار. جوان همه را نوشت . آن گاه پدرش گفت : واى بر تو! از محمد(ص ) پيروى كن . كلاغ ها برگشتند. و جوان يهودى به سوى خيبر روانه شد و غلامان و نوكران و شتر و جوال ها را برداشت و دنبال آنچه نوشته بود رفت و گنج هايى كه در ظرف هاى نقره و ظرف هاى طلا بود را بيرون آوردند، سپس آنها را بر دراز گوش بار كردند و خدمت على (ع ) آوردند.
جوان نزد على (ع ) شهادتين را گفت و مسلمان شد و گفت : براستى كه تو وصى محمد(ص ) هستى و به حق اميرالمؤ منين هستى ، چنانچه اين گونه ناميده شده اى . اين كاروان و درهم ها و دينارها را در جايى كه خدا به تو دستور داده مصرف كن .
مردم جمع شدند و گفتند: اين را چگونه دانستى ؟
حضرت فرمود: ((از رسول خدا(ص ) شنيده ام . اگر مى خواهيد بالاتر از اين را نيز به شما خبر دهم )).
گفتند: بلى .
فرمود:((روزى با رسول خدا(ص ) زير يك سقف نشسته بوديم ، و من شصت و شش جاى پا شمردم كه همه آنها مال ملايكه بودند و تمام جاى پاى آنها را مى شناختم و اسم و خصوصيات و زبان يك يك آنها را هم مى دانستم )).
 
 بحار: 41/192، حديث 9، مدينة المعاجز: ص 100، حديث 268.
 
 
گفتگوی علی (ع) با جمجمه انوشیروان
 
حضرت على (ع ) به مداين نزول اجلال فرموده به ايوان كسرى و در خدمت آن حضرت جماعتى از اهل ساباط مداين و از جمله آنها شخصى بود به نام دلف كه پسر منجم كسراء بود چون ظهر شد فرمود: اى دلف بلند شو و همراه من باش . پس آن حضرت در غرفه هاى اطراف ايوان كسرى تشريف مى برد و مى فرمود: دلف اين مكان براى چنين چيز و آن غرفه ديگر براى چيز ديگر بوده است . دلف جواب مى داد: به خدا قسم واقع همين است كه مى فرماييد گويا شما در زمان كسرى بوده ايد و مشاهده نموده ايد كه از آنها خبر مى دهيد.
سپس به يك جمجمه اى نگاه كردند (يعنى سر مرده اى كهنه كه گوشت هاى آن ريخته و استخوان آن مانده باشد) سپس به بعضى از حضار دستور داد كه اين جمجمه را برداريد و خود در ايوان كسرى تشريف آورد و در آن مكان نشست ، سپس دستور فرمود طشتى آوردند آب ريخت و در آن طشت و فرمود: جمجمه را بگذاريد در طشت و گفت : قسم مى دهم تو را اى جمجمه كه مرا و خودت را معرفى بنمايى . پس آن جمجمه به زبان فصيح گفت :
شما اميرالمؤ منين و سيد الوصيين و من بنده خدا پسر كنيز خدا كسرى انوشيروان هستم . پس آن اشخاصى كه با آن حضرت بودند از اهل ساباط به خانه هايشان رفتند و آنها را به چيزى كه واقع شده بود و شنيده بودند از جمجمه خبر دادند پس اختلاف كردند در اين كه اميرالمؤ منين چه كسى است .
(مؤ لف گويد يعنى بعضى به خدايى على (ع ) قايل شدند و گفتند: با جمجمه حرف نمى زند مگر خالق او) بعضى از اهل ساباط به حضور على (ع ) آمدند، در فرداى آن روز عرض كردند: بعضى از مردمان به خدايى شما قايل شده اند و قلوب ما را نيز فاسد كرده اند به واسطه چيزى كه خبر مى دهند از شما.
پس على (ع ) آنها را احضار كرد و فرمود، چه چيز باعث شد كه شما اين حرف را بگوييد؟
گفتند: شنيديم كلام جمجمه و سخن گفتن آن را با شما و اين كار شخصى نيست غير از خدا از اين جهت گفتيم چيزى را كه گفتيم .
آن حضرت فرمود: از اين كلام به سوى پروردگارتان برگرديد.
گفتند: ما از گفته خود برنمى گرديم ، هر چه مى خواهى كن . دستور داد كه آتشى مهيا ساختند و آنها را سوزانيدند و دستور فرمود استخوان هايى كه از آنها باقى مانده بود كوبيده بر باد دهند، پس چنين كردند.
سه روز از اين قضيه گذشت بعضى از اهل ساباط به نزد آن حضرت آمدند و گفتند: الله الله درياب دين محمد(ص ) را به درستى كه آنها را كه سوزاندى برگشتند به منزلهاى خود از اول سالمتر و نيكوتر. حضرت فرمود: آيا چنين نيست كه شما آنها را سوزانيديد با آتش و استخوان هاى آنها را كوبيديد و بر باد داديد؟ عرض كردند: بلى چنين است . فرمود: خداوند آنها را زنده كرده است . در اين هنگام اهل ساباط از مقام شامخ على (ع ) متحير شدند.

 كتاب مدينه .
2) مناقب اهل بيت ، ص 43 و 44.

 

 

كرامات قمر بنی هاشم (ع) از زبان خادمش

    یا ابالفضل......
 
شما به خوبی می‌دانید اگر آب به مدت 10 روز در یك جا بماند گندیده
 
 می‌شود، اما این آب با وجود اینكه درب ورودی آن بسته شده مانند
 
گلاب می‌ماند و در اطراف قبر مطهر حضرت اباالفضل(ع) حلقه زده و
 
همچنان بسیار تازه و معطر مانده است ... این آب به ارتفاع یك متر
 
بالاتر از قبر قرار دارد، اما هرگز وارد مرقد مطهر نشده و من این‌ها را
 
به چشم خود دیده‌ام و بارها شاهد بوده‌ام چقدر افراد كور وارد حرم
 
شده و چند قطره از این آب در چشمان آنها ریخته شده و بینا شده‌اند
 
و یا افرادی دارای امراض پوستی و سرطانی با استفاده از این آب شفا
 
پیدا كرده‌اند. مگر آب دریای رحمت اباالفضل(ع) تمام می‌شود ... هم
 
اكنون در بخش درب صاحب‌الزمان(عج) مرقد مطهر اباالفضل(ع)
 
پنجره كوچكی قرار دارد كه وصل به سرداب حرم است و اگر نگاه كنید
 
از آن مرتب بوی گلاب می‌آید و این همان آبی است كه متأسفانه
 
خادمان كنونی در ورودی آن را و راه رسیدگی به سرداب را به روی
 
زوار بسته‌اند.
 
 نمی دانم این چه رابطه ای است که بعد از قرنها ذکر کربلا، حضرت
 
ابا عبدالله(ع) و اباالفضل العباس(ع)  و ... اشک از رخسارمان سرازیر
 
می گردد؛وقتی دست میوه دل علی(ع) (وجود مقدس ابالفضل(ع)) را قطع
 
می کنند، دشمنان جرات می یابند و به سوی ایشان حمله می کنند،
 
تیری به چشم مبارکش می زنند و آقا دیگر نمی بیند، از طرفی هم دست
 
ندارد که تیر را بیرون بیاورد؛ زانوها و پاهایش را جمع می کند و تیر
 
را از چشم خود خارج می کند، خون چشم آقا را فراگرفته است، جایی
 
را نمی بیند، دشمنان به او شمشیر می زنند حضرت که هیچوقت
 
مولایش را برادر صدا نمی کرد فریاد می زند:
 
یا اخا ادرک اخا لا یوم کیومک یا ابا عبدالله(ع) ...
 

يک بار بخوانيد، عاشق مي شويد

ImageShack, share photos, pictures, free image hosting, free video hosting, image hosting, video hosting, photo image hosting site, video hosting site

 

قسمت هايي از دعاي عرفه امام حسين (ع) به قلم دکتر علي شريعتي

اگر به فرض که هيچ دليلي بر حقانيت و صلاحيت امام حسين (ع) نباشد 

بعد آدم يک بار دعاي عرفه بخواند, مي شود به "حسين" ايمان نياورد؟

نشناسدش؟ عاشقش نشود؟ديوانه اش نشود؟ آيا چنين چيزي امکان دارد؟

يک بار بخوانيد، عاشق مي شويد...

حمد و سپاس خدايي را سزاست که تير حتمي قضايش را هيچ سپري نمي

شکند و لطف و محبت و هدايتش را هيچ مانعي باز نمي دارد و هيچ

 آفريده اي به پاي شباهت مخلوقات او نمي رسد.

جهل و ناداني من و عصيان و گستاخي من تو را باز نداشت از اينکه

راهنمايي ام کني به سوي صراط قربتت و موفقم گرداني به آنچه رضا و

خوشنودي توست.

پس

هر گاه که تو را خواندم پاسخم گفتي .

هر چه از تو خواستم عنايتم فرمودي.

هرگاه اطاعتت کردم قدرداني و تشکر کردي.

و هر زمان که شکرت را بر جا آوردم بر نعمت هايم افزودي.

و اينها همه چيست؟

جز نعمت تمام و کمال و احسان بي پايان تو؟!

من کدام يک از نعمت هاي تو را مي توانم بشمارم يا حتي به ياد آورم و

به خاطر سپارم؟

خدايا!الطاف خفيه ات و مهرباني هاي پنهاني ات بيشتر و پيشتر از

نعمتهاي آشکار توست.

خدايا!من را آزرمناک خويش قرار ده آن سان که انگار ميبينمت.

من را آنگونه حيامند کن که گويي حضور عزيزت را احساس مي کنم.

خدايا! من را با تقواي خودت سعادتمند گردان.

و با مرکب نافرماني ات به وادي شقاوت و بد بختي ام مکشان.

در قضايت خيرم را بخواه. و قدرت برکاتت را بر من فرو ريز تا آنجا که

تاخير را در تعجيل هاي تو و تعجيل را در تاخير هاي تو نپسندم.

آنچه را که پيش مي اندازي دلم هواي تاخيرش را نکند.

و آنچه را که بازپس مي نهي من را به شکوه و گلايه نکشاند.

پروردگار من! من را از هول و هراس هاي دنيا و غم واندوه هاي آخرت

رهايي ببخش.

و من را از شر آنان که در زمين ستم مي کنند در امان بدار.

خدايا! به که واگذارم مي کني؟ به سوي که مي فرستي ام؟ به سوي آشنايان

و نزديکان؟ تا از من ببرند و روي برگردانند.

يا به سوي غريبان و غريبه گان تا گره در ابرو بيافکنند و مرا از خويش

برانند؟

يا به سوي آنان که ضعف مرا مي خواهند و خواري ام را طلب مي کنند؟

من به سوي ديگران دست دراز کنم؟در حالي که خداي من تويي و تويي

کارساز و زمامدار من.

اي توشه و توان سختي هايم!

اي همدم تنهايي هايم!

اي فرياد رس غم وغصه هايم!

اي ولي نعمت هايم!

اي پشت و پناهم در هجوم بي رحم مشکلات!

ای مونس و مامن و ياورم در کنج عزلت و تنهايي و بي کسي!

اي تنها اميد و پناهگاهم در محاصره ي اندوه و غربت و خستگي!

اي کسي که هر چه دارم از توست و از کرامت بي انتهاي تو!

تو پناهگاه مني!

تو کهف مني!

تو مامن مني!

وقتي که راه ها و مذهب ها با همه ي فراخي شان مرا به عجز مي کشانند

و زمين با همه ي وسعتش بر من تنگي مي کند

و ........... اگرنبود رحمت تو بي ترديد من از هلاک شدگان بودم.

و اگر نبود محبت تو بي شک سقوط و نا بودي تنها پيشروي من ميشد.

اي زنده!

اي معناي حيات! زماني که هيچ زنده اي در وجود نبوده است.

اي آنکه : با خوبي و احسانش خود را به من نشان داد.

و من با بدي ها و عصيانم در مقابلش ظاهر شدم.

اي آنکه: در بيماري خواندمش و شفايم داد.

در جهل خواندمش و شناختم عنايت کرد.

در تنهايي صدايش کردم و جمعيتم بخشيد.

در غربت طلبيدمش و به وطن بازم گرداند.

در فقر خواستمش و غنايم بخشيد.

من آنم که بدي کردم ...

من آنم که گناه کردم.

من آنم که به بدي همت گماشتم.

من آنم که در جهالت غوطه ور شدم.

من آنم که غفلت کردم.

من آنم که پيمان بستم و شکستم.

من آنم که بد عهدي کردم ..... و ... اکنون باز گشته ام.

باز آمده ام با کوله باري از گناه و اقرار به گناه.

پس تو در گذر اي خداي من! ببخش اي آنکه گناه بندگان به او زيان نمي

رساند. اي آنکه از طاعت خلايق بي نياز است و با ياري و پشتيباني و

رحمتش مردمان را به انجام کارها ي خوب توفيق مي دهد.

معبود من! اينک من پيش روي توام و در ميان دست هاي تو.

آقاي من! بال گسترده و پر شکسته و خوار و دلتنگ و حقير. نه عذري

دارم که بياورم نه تواني که ياري بطلبم.

نه ريسماني که بدان بياويزم.

و نه دليل و برهاني که بدان متوسل شوم.

چه مي توانم بکنم؟ وقتي که اين کوله بار زشتي و گناه با من است ؟!

انکار؟!

چگونه و از کجا ممکن است و چه نفعي دارد وقتي که همه ي اعضا و

جوارحم به آنچه کرده ام گواهي مي دهند؟

خداي من! خواندمت پاسخم گفتي.

از تو خواستم عطايم کردي.

به سوي تو آمدم آغوش رحمت گشودي.

به تو تکيه کردم نجاتم دادي.

به تو پناه آوردم کفايتم کردي.

خدايا! از خيمه گاه رحمتت بيرونمان مکن.

از آستان مهرت نوميدمان مساز.

آرزوها و انتظارهايمان را به حرمان مکشان.

از درگاه خويشت ما را مران.

اي خداي مهربان! بر من روزي حلالت را وسعت ببخش.

و جسم و دينم را سلامت بدار. و خوف و وحشتم را به آرامش و امنيت

مبدل کن. و از آتش جهنم رهايم ساز.

خداي من! اگر آنچه از تو خواسته ام عنايتم فرمايي , محروميت از غير

از آن زيان ندارد. و اگر عطا نکني هر چه عطا جز آن منفعت ندارد.

يا رب! يا رب! يا رب! خداي من! اين منم و پستي و فرو مايگي ام. و اين

تويي با بزرگي و کرامتت. از من اين مي سزد و از تو آن

" چگونه ممکن است به ورطه ي نوميدي بيافتم در حالي که تو مهربان و

صميمي جوياي حال مني."

خداي من! تو چقدر با من مهرباني با اين جهالت عظيمي که من بدان

مبتلايم! تو چقدر درگذرنده و بخشنده اي با اين همه کار بد که من مي کنم

و اين همه زشتي کردار که من دارم.

خداي من! تو چقدر به من نزديکي با اين همه فاصله اي که من از تو

گرفته ام. تو که اينقدر دلسوز مني!

خدايا تو کي نبودي که بودنت دليل بخواهد؟ تو کي غايب بوده اي که

حضورت نشانه بخواهد؟ تو کي پنهان بوده اي که ظهورت محتاج آيه

باشد؟ کور باد چشمي که تو را ناظر خويش نبيند. کور باد نگاهي که ديده

باني نگاه تو را درنيابد. بسته باد پنجره اي که رو به آفتاب ظهور تو

گشوده نشود. و زيانکار باد سوداي بنده اي که از عشق تو نصيب ندارد.

خداي من! مرا از سيطره ي ذلت بار نفس نجات ده و پيش ازآنکه خاک

گور بر اندامم بنشيند از شک وشرک رهايي ام بخش.

خداي من! چگونه نا اميد باشم در حالي که تو اميد مني! چگونه سستي

بگيرم ,چگونه خواري پذيرم که تو تکيه گاه مني!

اي آنکه با کمال زيبايي و نورانيت خويش چنان تجلي کرده اي که

عظمتت بر تمامي ما سايه افکنده.

يا رب! يا رب! يا رب!

من که مي دانم شبي ، عمرم به پايان مي رسد ........

 

من که مي دانم شبي ، عمرم به پايان مي رسد

نوبت خاموشيِ من ، سهل و آسان مي رسد

من که مي دانم که تا ، سرگرم بزم هستي ام

مرگ ويرانگر چه بي رحم و شتابان مي رسد

 پس چرا ، پس چرا عاشق نباشم ، پس چرا عاشق نباشم

من که مي دانم به دنيا اعتباري نيست نيست

بين مرگ و آدمي قول و قراري نيست نيست

من که ميدانم اجل ، ناخوانده و بي دادگر

سرزده مي ايد و راه فراري نيست نيست

 پس چرا ؟ پس چرا عاشق نباشم ؟ پس چرا عاشق نباشم ؟

 من که مي دانم شبي ، عمرم به پايان مي رسد

نوبت نوبتِ خاموشيِ من ، سهل و آسان مي رسد

پس چرا ؟ پس چرا عاشق نباشم ؟

تفاوت مغز انسانهاي هومو ساپين با نئاندرتال ها

تصوير اصلي را ببينيد

بر اساس آخرين يافته هاي باستان شناسان، مغز انسانهاي نئاندرتال و انسانهاي امروزي در زمان تولد مشابه اند. نتايج تحقيقات دانشمندان آلماني نشان مي دهد تنها در سال نخست پس از تولد است که مغز انسانهاي نئاندرتال و انسانهاي امروزي از يکديگر متمايز مي شود. انسانهاي نئاندرتال، که حدود بيست و هشت هزار سال پيش به دلايلي که هنوز روشن نشده است، از بين رفته اند، در بدو تولد مغزي شبيه انسانهاي هومو ساپين، يا انسانهاي مدرن داشته اند. اما پس از تولد و به خصوص تا سن يک سالگي، اين شباهت جاي خود را به تفاوت مي دهد. در انسانهاي امروزي، شاخه بندي هاي مختلف مغز در يک سال اول پس از تولد به وجود مي آيد. اين تقسيم بندي ها نقش مهمي در ميزان اجتماعي شدن، ايجاد احساسات و عملکرد هاي ارتباطي ايفا مي کند. بعيد به نظر مي رسد که دريافتهاي انسان نئاندرتال با انسان امروزي يکسان بوده باشد. اين محقق مردم شناسي در عين حالي يادآور مي شود برخي از گونه هاي شبيه به انسان در تحولات جهشي خود خيلي ضعيف نبوده اند. اجداد ما شکارچياني با شيوه هاي پيچيده و مهارت يافته بودند. با اين يافته، بعيد است که نئاندرتالها کاملا از قدرت تکلم بي بهره بوده باشند؛ قدرتي که هنوز از ميزان آن اطلاعي در دست نيست.

شصت و پنجمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد

شصت و پنجمین اجلاس سالیانۀ مجمع عمومی سازمان ملل بعد از ظهر سه شنبه 14 سپتامبر(23 شهریور)، در مقر سازمان ملل در نیویورک رسماَ افتتاح شد. «جوزف دیس»، رئیس جمهور اسبق سوئیس، ریاست دور جدید مجمع عمومی را بر عهده گرفت.

دیس در سخنرانی خود در مراسم افتتاح مجمع ، ضمن اشاره به هدف این مجمع در برقراری صلح، دوستی و همکاری ، اظهار داشت : اهم موارد مورد بحث در این اجلاس، پیشرفت اهداف هزاره سازمان ملل و اصلاح و تقویت نقش این سازمان و بررسی توسعۀ پایدار است .

نشست های متعددی در حاشیۀ شصت و پنجمین اجلاس سالیانۀ مجمع عمومی سازمان ملل برگزار خواهد گردید. نشست مقامات عالی رتبه برای بررسی پیشرفت اهداف هزارۀ سازمان ملل از تاریخ 20 تا 22 سپتامبر، مبحث عمومی مجمع سازمان ملل از 23 تا 30 سپتامبر و نشست سران شورای امنیت سازمان ملل در تاریخ 23 سپتامبر برگزار خواهند شد.

تا خوشبختی راهی نیست........

اغلب ما وقتي حرف از لذت در زندگي مي شه مي‌گيم اي بابا دلت خوشه! خوشي کدومه؟ سرم شلوغه، اعصابم خورده، بدهکارم ، گرفتارم و …

اگه کمي و فقط کمي بخواهيم از زندگي لذت ببريم و نگاهمون رو کمي بهتر کنيم بسياري از لذت ها نه وقت زيادي مي خواد و نه پول زيادي. پس منتظر تغييرات زياد در يه روزي که معلوم نيست کي باشه نباشيم ، موارد زير رو بخونيد تاييد خواهيد کرد.

1- گاهي به تماشاي غروب آفتاب بنشينيم.

2- سعي کنيم بيشتر بخنديم.

3- تلاش کنيم کمتر گله کنيم.

4– با تلفن کردن به يک دوست قديمي، او را غافلگير کنيم.

5 -گاهي هديه‌هايي که گرفته‌ايم را بيرون بياوريم و تماشا کنيم.

6- بيشتردعا کنيم.

7- در داخل آسانسور و راه پله با دیگران صحبت کنيم.

8- هر از گاهي نفس عميق بکشيم.

9- لذت عطسه کردن را حس کنيم.

10- قدر اين که پايمان نشکسته است را بدانيم.

11- زير دوش آواز بخوانيم.

12-سعي کنيم با حداقل يک ويژگي منحصر به فرد با بقيه فرق داشته باشيم .

13- گاهي به دنياي بالاي سرمان خيره شويم.

14- با حيوانات و ساير جانداران مهربان باشيم.

15- براي انجام کارهايي که ماهها مانده و انجام نشده در آخر همين هفته برنامه‌ريزي کنيم!

16- از تفکر درباره تناقضات لذت ببريم.

17- براي کارهايمان برنامه‌ريزي کنيم و آن را طبق برنامه انجام دهيم. البته کار مشکلي است!

18- مجموعه‌اي از يک چيز (تمبر، برگ، سنگ، کتاب و… براي خودمان جمع‌آوري کنيم.

19- در يک روز برفي با خانواده آدم برفي بسازيم.

20- گاهي در حوض يا استخر شنا کنيم، البته اگر کنار ماهي‌ها باشد چه بهتر.

21- گاهي از درخت بالا برويم.

22- احساس خود را در باره زيبايي ها به ديگران بگوئيم.

23- گاهي کمي پابرهنه راه برويم!.

24- بدون آن که مقصد خاصي داشته باشيم پياده روي کنيم.

25- وقتي کارمان را خوب انجام داديم مثلا امتحاناتمان تمام شد، براي خودمان يک بستني بخريم و با لذت بخوريم.

26- در جلوي آينه بايستيم وخودمان را تماشا کنيم.

27- سعي کنيم فقط نشنويم، بلکه به طور فعال گوش کنيم.

28- رنگها را بشناسيم و از آنها لذت ببريم .

29- وقتي از خواب بيدار مي‌شويم، زنده بودن را حس کنيم.

30- زير باران راه برويم.

31- کمتر حرف بزنيم و بيشترگوش کنيم ..

32- قبل از آن که مجبور به رژيم گرفتن بشويم، ورزش کنيم و مراقب تغذيه خود باشيم

33- چند بازي و سرگرمي مانند شطرنج را ياد بگيريم.

34- اگر توانستيم گاهي کنار رودخانه بنشينيم و در سکوت به صداي آب گوش کنيم.

35- هرگز شوخ طبعي خود را از دست ندهيم.

36- احترام به اطرافيان را هرگز فراموش نکنيم.

37- به دنياي شعر و ادبيات نزديک تر شويم.

38- گاهي از ديدن يک فيلم در کنار همه اعضاي خانواده لذت ببريم.

39- تماشاي گل و گياه را به چشمان خود هديه کنيم.

40- از هر آنچه که داريم خود و ديگران استفاده کنيم ممکن است فردا دير باشد.

معروفترین جاسوسان زن جهان +عکس

بازداشت یک جاسوس جدید زن در آمریکا انگیزه‌ای شد تا در گزارشی به بررسی زندگی معروفترین جاسوسان زن در تاریخ جهان پرداخته شود.

 پیل در این سالها مشغول ارائه راه‌های مناسب به مبارزان آزادی و نشان دادن راه‌های فرار به آنها بود و بعدها وارد دنیای جاسوسی شد اما پس از اندکی بازداشت و پس از مدتی توسط نیروهای متفقین آزاد شد.

پس از پایان جنگ آندره پیل «مدال آزادی» را از رئیس جمهور وقت فرانسه دریافت کرد و زندگی آرامی را سپری کرد. به نوشته سایت«اسایلم» پیل در ماه مارس سال جاری از دنیا رفت.

-«ژوسفین بیکر» او که یک جاسوسی فرانسوی بوده بدون شک یکی از بزرگترین کسانی است که در قرن بیستم به شهروندی آمریکا درآمده است. پس از ترور «مارتین لوتر» او رهبری جنبش حقوق شهروندی را بر عهده داشت. و در دوران جنگ جهانی دوم جان بسیاری از مبارزان فرانسوی را از مرگ نجات داده است. وی که به حرفه خوانندگی اشتغال داشت با استفاده از جوهرهای نامرئی، اطلاعاتی را بر روی برگه‌های آواز خود می‌نوشت و سپس آنها را به فرانسه تحت اشغال، مصر، انگلیس و سایر نقاط جهان ارسال می‌کرد. ژوسفین در سال 1975 از دنیا رفت و تنها زنی در فرانسه است که پس از مرگ در یک مراسم کاملا نظامی دفن شد.

- «آنا چاپمن» آنا چاپمن یکی از 11 جاسوس روسی است که در ماه گذشته در ایالات متحده بازداشت شده‌اند. چاپمن دختر یکی از افسران کا.گ.ب بوده که با یک مرد انگلیسی ازدواج کرده و به مدت پنج سال نیز در لندن سکونت داشته است.
او پس از جدا شدن از این مرد انگلیسی به مدت یک سال نیز با شخص دیگری به نام«لورنت تیلور» در لندن زندگی کرد.

-کریستینا اسکاربک به نوشته سایت«اسایلم» اسکاربک یک زندگی مجلل را داشت. وی یکی از جاسوسان اصیل زن انگلیسی است که از بنیانگذاران این حرفه برای زنان نیز محسوب می‌شود.

وی به حدی در انگلیس معروف است که بارها از شخصیت وی فیلم ساخته شده است. وی یکی از معدود کسانی است که گفته می‌شود نقش اساسی را در شکل گیری بخش زنان در جامعه جاسوسی زنان انگلیس و همچنین MI6 داشته است.

مهمترین اتفاق در زندگی جاسوسی وی در سال 1941 و زمانیکه توسط «گشتاپو» در لهستان بازداشت شد اتفاق افتاد. زمانیکه نیروهای آلمانی وی را به یک پایگاه نظامی منتقل کردند اسکاریک قسمتی از زبان خود را برید و مدعی شد که به بیماری سل مبتلا است و به حدی در این کار اغراق کرد که نیورهای آلمانی مجبور به آزاد کردن او شدند.


معروف ترین جاسوسان زن جهان به ترتیب از سمت راست بالا: آندره پیل، ژوسفین بیکر، آنا چاپمن و کریستینا اسکابریک
پایین از سمت راست: آنا فرمانووا، ماریا کوننکووا، ویولت اسزابو و ماتا هاری

- «آنا فرمانووا» فرمانووا که 24 سال دارد در اوایل سال جاری میلادی به روسیه سفر کرده بود و در ماه جاری هنگام بازگشت به ایالات متحده در فرودگاه تگزاس از سوی ماموران فدرال بازداشت شد.

هم اکنون سرویس‌های اطلاعاتی و امنیتی آمریکا درحال مقایسه رفتارهای فرمانووا با «آنا چاپمن» هستند. به گفته منابع اطلاعاتی آمریکا، احتمال بسیار اندکی درباره ارتباط فرمانووا و چاپمن وجود دارد.

فرمانووا متهم به خارج کردن گزارش‌های دفاعی درباره تسلیحات نظامی آمریکا از ایالات متحده است. وی همچنین متهم به خارج کردن برخی از تجهیزات مربوط به دوربینهای دید در شب و برخی دیگر از تجهیزات نظامی مخصوص استفاده در شرایط تاریکی از خاک ایالات متحده و انتقال آنها به روسیه است.

- ماریا کوننکووا گفته می‌شود این جاسوس زن تاثیر زیادی در جنگ سرد میان روسیه و آمریکا داشته است. وی را زنی زیبا، جذاب و با تحصیلات عالی توصیف کرده‌اند.

گفته می‌شود کوننکووا با «آلبرت اینشتین» و «رابرت اوپنهایمر» دانشمند معروف آمریکایی که نقش بسزایی در ساخت نخستین بمب اتم جهان را داشت، ارتباطات نزدیک و صمیمی داشت و کشفیات او نقش زیادی در اطلاع یافتن شوروی سابق از برنامه‌های مخفی آمریکا داشت.

- «ویولت اسزابو» پس از آنکه همسر جوان ویولت در جنگ جهانی دوم کشته شد او تصمیم گرفت تا به نیروهای ویژه انگلیسی بپیوندد. او از تسلط خود بر زبان فرانسوی، مواد منفجره و سایر امور استفاده کرده و نقش بسزایی در شکل گیری نیروهای مقاومت فرانسه در سال 1944 داشت.

او در 10 ژوئن 1944 توسط سربازان آلمانی بازداشت شد و هشت ماه بعد در یک کمپ از دنیا رفت، اما در این مدت نام هیچ یک از همکاران خود را لو نداد.

- «ماتا هاری» در فهرست معروفترین جاسوسان زن جهان وی تنها فردی است که اعدام شده است. با وجود اینکه ماتا هلندی بود، اما در دوران جنگ جهانی اول برای فرانسه کار می‌کرد اما بعدها رئیس وی متوجه شد که ماتا به طور همزمان برای آلمانها نیز جاسوسی می‌کند. هاری به اتهام عامل دوگانه بودن اعدام شد ،اما پس از چندین سال که اسناد دولتی مربوط به جنگ جهانی اول منتشر شد معلوم گشت که ماتا بیگناه بوده است.

مایک تایسون در مکه .......

«مایک تایسون» بوکسور آمریکایی سرشناس سنگین وزن جهان، که در حال حاضر ٤٤ سال سن دارد، چهار سال پیش به دین مبین اسلام گروید. تایسون پس از انجام اعمال عمره تمتع، به دیدن تعداد زیادی از مساجد و اماکن متبرکه مانند مسجد قبا و مسجد قبلتین و غیره رفت.

 

 

 

خوراکي هاي ممنوع در دوران بارداري

زنان باردار مي‌توانند از خوردن خيلي از غذاها لذت ببرند اما برخي غذاها بايد در اين دوران با احتياط مصرف شوند يا از خوردن‌ آنها پرهيز شود. به گزارش پايگاه webmed ؛جگر و ديگر احشاي گوسفند و گاو، تخم مرغ خام و نيم پز، گوشت و مرغ نپخته، غذاهاي سرد، قهوه و بادام زميني از جمله اين خوراکي هاست. جگر و احشاي گاو و گوسفند و فرآوردهاي خوراکي از آنها همچون سوسيس و کالباس حاوي غلظت بالايي از ويتامين A است به طوري که100 گرم از اين مواد حاوي13هزار تا40هزار گرم ويتامين A و بيش از 18بار بيش از نياز زنان باردار است.خوردن مقادير زياد ويتامين A براي جنين در حال رشد در سه ماهه اول بارداري مضر است به همين خاطر زنان باردار و زناني که در حال برنامه‌ريزي براي بارداري هستند بايد از مصرف اين غذاها يا غذاهايي که حاوي مقادير زيادي ويتامين A است مثل جگر، روغن‌هايي که از کبد حيوانات تهيه مي‌شود و ديگر احشاي حيوانات پرهيز کنند البته خوردن ديگر غذاهايي که حاوي ويتامين A است مثل شير، پنير، ماهي چرب، تخم‌مرغ و سبزيجاتي مثل هويج، ميوه‌هاي قرمز و نارنجي و سبزي هاي برگ‌سبز براي خانم هاي باردار ممانعتي ندارد. همچنين تخم‌مرغ خام و تخم‌مرغ کاملا نپخته مثلا تخم مرغ عسلي و غذاهايي که با تخم‌مرغ خام تهيه مي شوند مثل سس مايونز خانگي و بستني‌هاي غيرپاستوريزه نبايد در دوران بارداري مصرف شود چون ممکن است حاوي باکتري سالمونلا باشد که مي‌تواند سبب مسموميت غذايي شود. غذاهاي نپخته يا سرد هم به علت احتمال آلودگي با انگل توکسوپلاسما از جمله خوراکي هاي ممنوع در دوران بارداري به حساب مي آيد. براي مصرف خانم هاي باردار بسيار مهم است که مطمئن شوند غذا کاملا پخته‌ است. همچنين غذاهاي سرد بايد مجددا کاملا گرم شود، به طوري که بخار از آنها خارج شود. گوشت و مرغ خام نيز مي توانند حاوي اين انگل باشد و در جنين موجب بيماري توکسوپلاسموزيس شود. توکسوپلاسموزيس در جنين موجب نابينايي و عقب‌افتادگي ذهني در جنين مي شود. انگل توکسوپلاسموز همچنين ممکن است در مدفوع گربه وجود داشته باشد بنابراين به زنان باردار توصيه مي شود در خانه گربه نگهداري نکنند. شير غيرپاستوريزه هم مثل شيري که به صورت فله فروخته مي شود هم مي تواند حاوي انگل توکسوپلاسما باشد بنابراين مادران باردار بايد از خوردن همه انواع شيرهاي غيرپاستوريزه از شير گاو، بز و شير شتر خودداري کند. کافئين موجود در قهوه و تنقلاتي که با قهوه تهيه مي شوند نيز براي خانم هاي باردار مناسب نيست هرچند که در اين موارد توصيه به پرهيز کامل نيست اما به اين خانم ها توصيه مي‌شود مصرف روزانه کافئين آنها بيشتر از 300ميلي‌گرم نباشد. خوردن کافئين به مقدار زياد در مادران باردار سبب کاهش وزن نوزاد و گاهي سقط مي‌شود. در نهايت به مادران باردار و شيرده توصيه مي شود براي کاهش خطر مستعد شدن کودک به آلرژي، به خصوص اگر والدين يا خواهر و برادر جنين سابقه آسم، اگزما يا ديگر آلرژي‌ها را دارند، از خوردن بادام‌زميني و محصولات حاوي بادام‌زميني در دوران بارداري و شيردهي پرهيز کند.

چه کسی فوتبال ملی ایران را کشت؟!!!!!!

 براساس نتایج یک نظرسنجی که به مدت ده روز صورت پذیرفت، مدیریت سازمان ورزش متشکل از مدیران و معاونان وقت و همچنین مدیریت فدراسیون فوتبال متشکل از هیات رئیسه و رئیس مجموعاً با اخذ بیش از 86 درصد آراء، بیشترین نقش را در ناکامی تیم ملی فوتبال ایران در مسیر صعود به جام جهانی آفریقای جنوبی داشته‏اند و سرمربیان فعلی و سابق تیم ملی نقش کمتری نسبت به سایر عوامل در رقم خوردن این تراژدی برای مردم فوتبال‏دوست این کشور داشته‏اند.
با آغاز بازیهای جام جهانی فوتبال 2010، حسرت مردم ایران پیرامون عدم حضور نمایندگان کشورمان در بزرگ ترین رویداد ورزش جهان در سال جاری و بزرگ ترین رویداد تک رشته‏ای چهار سال اخیر بیش از پیش نمود عینی پیدا کرد و بسیاری از اصحاب قلم حوزه ورزشی یا حتی چهره‏های ورزشی از منظر خویش به نقد علل و عوامل ناکامی فوتبال ملی ایران در این آوردگاه بزرگ پرداختند که بعضاً نکات بکر و تازه‏ای را به همراه داشت اما هیچ کدام به شکل قاطع نگفته بود، چه کسی یا چه حوزه‏‏ای فوتبال جهانی ایران را کشت؟!
در این میان مخاطبان عام بیش از سایرین این فرصت را به درستی نیافتند تا بتوانند، در آستانه جام جهانی و به دور از فضای کاملاً احساسی هنگامه حذف تیم ملی، در یک جمع بندی منطقی شخص یا حوزه‏ای که بیشترین نقش را در این شکست تلخ فوتبال کشورمان برعهده داشت، برگزینند و برآیندی مناسب از تحلیل‏ اقشار مختلف مردم به ویژه طبقه متوسط فراهم نگردید تا بر این مبنا برای پاسخگویی به این ضرورت  اقدام به یک نظرسنجی آنلاین نماید.
این نظرسنجی که در صفحه نخست سایت تابناک از تاریخ 20 خرداد  1389 منتشر و تا 30 خرداد استمرار داشت، 72504 مخاطب تابناک به پرسش مطروحه از سوی تابناک با این عنوان که "با آغاز جام جهانی که حسرت عدم حضور ایران بیشتر جلوه می‏کند، کدام عامل را در ناکامی تیم ملی پررنگ تر می‏دانید؟" پاسخ دادند و از میان پنج گزینه ذکر شده که تمامی دیدگاه‏ها را به نوعی شامل یکی را برگزیدند که سهم مدیران سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال بیش از دیگران بود.

بر اساس این نظرسنجی مدیریت سازمان تربیت بدنی که دومین گزینه در نظرسنجی بود، با 52.18 درصد بیشترین سهم را در ناکامی برعهده داشته که احتمالاً به نگاه عموم مردم به دخالت مدیریت وقت سازمان تربیت بدنی اعم از رئیس و معاونان متولی ورزش کشور در امور فوتبال و همچنین مدیران بالادستی این نهاد و آثار سوء این دخالت‏ها که تداوم یافته باز می‏‏گردد و این هشدار خوبی به مدیران کنونی سازمان ورزش است که گام در مسیر مدیران گذشته نگذارند و به استقلالی که خارجی‏ها(!) برای فدراسیون فوتبال ایران به ارمغان آوردند، احترام بگذارند.
پس از سازمان ورزش، طبیعتاً فدراسیون فوتبال بیشترین سهم را داشته و اگرچه به نظر می‏رسید گزینه نخست این نظرسنجی بیشترین سهم را به خود اختصاص دهد اما با کسب 33.46 درصد آراء، دومین رتبه را در میان علل ناکامی فوتبال ایران برعهده گرفت. فدراسیون فوتبال که این ایام نیز به شدت به نقد کشیده می‏شود و هیچ روزی از گزند حاشیه‏ها در امان نیست، قطعاً با رویه‏ای که در پیش گرفته به عامل نخست این شکست‏ها مبدل خواهد شد و از سازمان ورزش پیشی خواهد گرفت؛ این توانمندی به خوبی در مجموعه فوتبال ملی ایران با دو چشم نابینا نیز مشهود است!
بازیکنان تیم ملی با اخذ 6.65 درصد آراء سومین عامل ناکامی تیم ملی فوتبال ایران در مسیر صعود به جام جهانی شناخته شده‏اند و این انتخاب بخش قابل توجهی از شرکت کنندگان در این نظرسنجی می‏تواند هر دو عامل کاهش ظرفیت فنی بازیکنان تیم ملی و عدم بازی مناسب ایشان را شامل شود و شگفت انگیز آنکه علی دایی که پیش‏تر حتی از مدیریت فدراسیون فوتبال نیز سهم پررنگ تری در شکست‏ها داشت، با بازسازی چهره‏اش نزد افکارعمومی در باشگاه پرسپولیس و همچنین از طریق افشاگری‏هایش، توانسته بسیاری از مردم را قانع کند که چرخ دنده‏ها او را له کرده و نگذاشته تیم ملی را به جام جهانی ببرد و اینچنین تنها 5.73 درصد آراء کل این نظرسنجی را به از آن خود کرده است.
پس از سرمربی سابق تیم ملی فوتبال، سرمربی کنونی تیم ملی با 1.98 درصد آراء این نظرخواهی نشان داده علی‏رغم نقدهای آتشین کارشناسان و دلسوزان فوتبال که اتهامات متعددی را متوجه‏اش می‏دانند، هنوز از اقبال عمومی قابل توجهی برای هدایت تیم ملی برخوردار است و تا فحش خوردن از جانب سکوهای ورزشگاه آزادی، فرصت‏هایی را در اختیار دارد که می‏بایست از آنها بهره مناسب ببرد تا روزهای تلخی که برای اسلافش رقم خورده را در مسیر جام ملت‏های آسیا شاهد نباشد و بار دیگر شبانه برای حفظ امنیتش هوس ترک ایران را نکند!
در این میان بايد توجه داشت که نتايج به دست آمده از اين نظرسنجي با توجه به سلايق مخاطبان «تابناک»، اگرچه بيانگر يک جامعه آماري نسبتاً وسيع و در برگيرنده سلايق مختلف است اما به هيچ وجه مدعي اعلام نظر قطعي جامعه ايراني در این رابطه نيست؛ چراکه شرکت در نظرسنجي مجازي (اينترنتي) عمدتا توسط افراد تحصيلکرده، نخبگان و عموم افرادی که دسترسي به شبکه اينترنت دارند، صورت مي‌گيرد و بديهي است که همه مردم به اينترنت دسترسي ندارند و به همین دلیل این نظرسنجی عمدتاً به عنوان دیدگاه طبقه متوسط لحاظ شد.
در عین حال به نظر می‏رسد در این شرایط لزوم برخورد و رفع معضلاتی که مردم به آنها به عنوان نقاط خطر فوتبال ملی توجه دارند برای بهبود وضعیت فوتبال کشورمان به ویژه در سطح ملی، یک اولویت اساسی باشد که باید مسئولان ارشد کشور ضمن طبقه بندی آنها، به حل یک به یک آنها در یک مقطع کوتاه اقدام بورزند و با تکیه بر مدیریت بلاتکلیفی بر پایه روزمرگی، به استقبال ناکامی در جام ملت‏های آسیا و عدم قهرمانی در این رویداد نروند که در صورت وقوع چنین اتفاقی، مردم ایران ایشان را نخواهند بخشید.   

به راه باديه رفتن به از نشستن باطل.....

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم

نبود بر سر آتش ميسرم که نجوشم

به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم

شمايل تو بديدم نه صبر ماند و نه هوشم

حکايتي ز دهانت به گوش جان من آمد

دگر نصيحت مردم حکايتست به گوشم

مگر تو روي بپوشي و فتنه بازنشاني

که من قرار ندارم که ديده از تو بپوش

من رميده دل آن به که در سماع نيايم

که گر به پاي درآيم به دربرند به دوشم

بيا به صلح من امروز در کنار من امشب

که ديده خواب نکردست از انتظار تو دوشم

مرا به هيچ بدادي و من هنوز بر آنم

که از وجود تو مويي به عالمي نفروشم

به زخم خورده حکايت کنم ز دست جراحت

که تندرست ملامت کند چو من بخروشم

مرا مگوي که سعدي طريق عشق رها کن

سخن چه فايده گفتن چو پند ميننيوشم

به راه باديه رفتن به از نشستن باطل

و گر مراد نيابم به قدر وسع بکوشم